تبليغاتX
موسیقی سنتی ایران زمین

موسیقی سنتی ایران زمین

بیوگرافی خوانندگان نامی ایران زمین

وبـــــلاگــهـــای پـیـشیــن

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:38  توسط عبــاس و امیــد  | 

رادیــــــــــــــــــــــــــــــو گــــــــــــلـــــــــــهــــــــــــــــــا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 8:18  توسط عبــاس و امیــد  | 

بیوگرافی و ترانه های هنرمندان پارسی ایران زمین (گــلــپـــا)

 

 

امین الله رشیدی:گلپایگانی موسیقی ایران را از مرگ حتمی نجات داد

 

( با تشکر از دوست عزیز و ارجمندم مهدی نوغانی )

 

در كتاب عطر گيسو (خاطره ها و نغمه ها ي استاد امين الله رشيدي)صفحه 65 از استاد رشيدي  سوال ميشود كه نقش آوازخوانهاي معروف در تحول  موسيقي چه بود و ايشان اينگونه جواب ميدهند:

-نقش بعضي از خوانندگان مشهور امثال آقايان بنان و قوامي و روح انگيز و....غير قابل انكار است.نامبردگان با گامهاي كوچكي كه در اين راه برداشتند ميتوانستند الگو و راهنمايي باشند براي موسيقيدانهاي جوانتر به سوي تغييرات اساسي.و همانطور كه گفته شد تغييرات و نوآوري ها جزئي بود مثلا دستگاه همايون را از گوشه بيداد شروع ميكردند يا سه گاه را از اوج آن دستگاه يعني مخالف و همچنين آوازها را بدون درآمدهاي اول و دوم با شعر آغاز ميكردند و قس عليهذا.

و اما بعد از هنرمندان گرامي فوق الذكر آخرين آوازخواني كه در دگرگوني موسيقي سنتي ايران نقشي اساسي و بنيادين داشت همانا آقاي اكبر گلپايگاني بود كه در اواخر دهه 30 ظهور! كرد...در همان سالهايي كه از يك طرف مردم از تكرار يكنواخت آواز آوازخوانهاي سنتي خسته و دلزده شده بودند و از طرفي با پيدا شدن تدريجي سر و كله خوانندگان به اصطلاح جاز و از جانب ديگر خواننده هاي كافه كاباره هاي تهران موسيقي ايراني كم كم در محاق تيره فراموشي فرو ميرفت و در چنان اوضاع و احوالي بود كه ظهور اين خواننده (گلپايگاني)با صدايي صاف و شفاف و اثرگذار و دلنواز و شيوه اي مطبوع و ابتكاري موسيقي ايراني را از مرگ حتمي نجات داد و بار ديگر اين نكته بر همگان آشكار شد كه :شرط اول و عامل اصلي و تعيين كننده در موسيقي آوازي داشتن صداي خوش طبيعي است.درست خواندن را ميتوان از اساتيد آواز آموخت اما صداي خوش را حتي با صدها ترفند آموزشي و علمي نميتوان ايجاد كرد.بلي اين يك موهبت طبيعي است كه هركس را بدان راه نيست.....


شاخه گل ۴۲۴ (دشتی) (گلپایگانی و همایون خرم و رضا ورزنده ...)

 

برای امروز یکی از اواز های پرسوز و حال استاد گلپایگانی را که در مایه دشتی اجرا گردیده است را برای دانلود در وبلاگ قرار داده ام که امیدوارم از شنیدن ان لذت ببرید:

 

 

شاخه گل 424(استاد اکبر گلپا_دشتی)

 

 ۱.پیش درامد دشتی در ریتم ۴/۲

 

۲.مستی و شورجنون از من دیوانه بپرس

گرمی باده از ان نرگس مستانه بپرس(درامد)

 

۳.چهار مضراب دشتی در ریتم۸/۶

 

۴.مستی و شور جنون از من دیوانه بپرس

گرمی باده از ان نرگس مستانه بپرس(درامد)

 

۵.تو چه دانی ز سرانجام من خانه خراب

سرگذشت دل ویرانه ز ویرانه بپرس(راجه=بیات راجه)

 

۶.تحریر راجه

 

۷.عقل از زمزمه بی خبری بی خبر است

وصف این لذت جان بخش ز دیوانه بپرس(عشاق یا اوج دشتی)

 

۸.تحریر عشاق

 

۹.شمع را نیست به جز شعله اتش به زبان

سخن عشق ز خاکستر پروانه بپرس(عشاق و اشاره به قره چه)

 

۱۰.مستی و شور جنون از من دیوانه بپرس

گرمی باده از ان نرگس مستانه بپرس(عشاق و فرود)                                                               

 

تحلیل اواز:دوست عزیز و ارجمند فلاورز(الف .)

 


دانستنیها و خبرهایی کوتاه از استاد اکبر گلپایگانی

 

- استاد اکبر گلپایگانی چند کار اوازی و همچنین ترانه در این چند سال اجرا کرده اند که در اینده ای نزدیک این کارها را روانه بازار موسیقی کشور خواهند کرد.

 

-تا قبل از ورود استاد گلپا به عرصه موسیقی از اواز صفحه ای پر نمیشد و تنها تصانیف بود که به صورت صفحه وارد بازار میشدند.بعد از ورود گلپا بود که از اواز صفحه پر کردند و صفحه های گلپا تمام ایران را پر کرد.و حتی ان زمان استاد بنان گفتند که خوب شد گلپا امد و صفحه های ما را هم خریدند.

 

-قبل از انقلاب برنامه ای به عنوان ساز و سخن از رادیو پخش میشده است که در ان برنامه اساتید موسیقی ایران گلپایگانی و کسائی و روح الله خالقی شرکت داشته اند.در این برنامه اکبر گلپایگانی گوشه های بکر

موسیقی اصیل را به همراه نی استاد کسائی به صورت اواز اجرا مینمودند.

 

 


طنین صدای گلپا عابرین را از حرکت باز میدارد

سلام.

اگر برنامه شنبه نیستان و برنامه امروز دوشنبه چهارمضراب را گوش کرده باشید دو اواز بسیار بسیار زیبا از استاد گلپا موج نو و قشنگی را در رادیوی فرهنگ و بین اهالی موسیقی به وجود اورده است.اواز عارفانه و دلنشین سینه ای دارم زغم افروخته(دشتی) با سنتور شادروان استاد رضا ورزنده در برنامه شنبه نیستان به مناسبت عید مبعث و اواز ای صبا انچه شنیدی ز لب یار بگو(افشاری) با همکاری شادروان استاد مرتضی خان محجوبی و شادروان حبیب الله بدیعی و استاد جلیل شهناز و شادروان امیر ناصر افتتاح دو اثر فاخر موسیقی اصیل ایرانی بود که با همت و تلاش صادقانه رضا مهدوی و سایر همکارانشان از رادیو پخش شد.

پخش اوازهایی از این قبیل باعث شده است که هم اینک عده بسیار زیادی از مردم پای رادیوهای خود بنشینند تا صدای جادوئی اکبر گلپایگانی را از رادیو بشنوند.حتی چند نفر از دوستانم که در تهران و اردبیل و...که مغازه صوتی و تصویری دارند امروز تماس گرفتند و گفتند که باندهای ضبط را جلوی مغازه هایشان گذاشته بودند تا مردم هم این برنامه را بشنوند و موقعی که صدای استاد گلپایگانی از رادیو پخش شد تعداد زیادی از مردم جلوی مغازه جمع شدند تا صدای ملکوتی ایشان را بشنوند.حتی جالب اینجاست که خیلی از عزیزان باور نداشتند که صدای گلپا از رادیو ایران پخش میشود.استقبال زیاد مردم(حتی اقای مهدوی هم در برنامه امروز بعد از پخش صدای گلپا اعلام کردند که مردم تماسهای زیادی را بعد از پخش این اوازها برقرار میکنند حتی با سایر شبکه های صدا و سیما نیز تماس برقرار میکنند)!

کارشناس محترمی هم که امروز در برنامه نیستان حضور داشتند(خانم گیتی خسروی) که فعالیتشان در زمینه موسیقی کلاسیک و اپرا میباشد نظر خود را به عنوان شنونده در رابطه با این اواز و موسیقی اصیل ایرانی بیان کردند که نکات جالبی را در بین صحبتهایشان بیان کردند که به چند مورد اشاره میکنم:ایشان ابتدا از صدای اکبر گلپایگانی به عنوان یک صدای تمیز نام بردند و درباره موسیقی اصیل ایرانی گفتند که متاسفانه بسیاری از خواننده ها شعر را فدای موسیقی میکنند و جویده جویده میخوانند و کیفیت کار را پایین میاورند!و حتی صداهای خش دار را نیز برای موسیقی اصیل مناسب ندانستند.ایشان معتقد بودند که شعر باید به صورت همه فهم ادا شود نه اینکه شعر جویده جویده شود.و در اینجا بود که اقای مهدوی سوال کردند ایا اثری که الان پخش شد هم جزو همین اثار هست که ایشان جواب دادند چنین حالتی در این اثر نامحسوس بود.

شاید خیلی از شنوندگان این برنامه جوانانی بشند که کمتر اثار اوازی گلپا را شنیده اند ولی همین دو اواز مطمئنن تاثیر مثبت خود را گذاشته است.در این ۲۸ سال متاسفانه اثار بسیار ضعیفی در موسیقی اصیل ایرانی تولید شده است و اثار پخش شده از صدا و سیما نیز بیشتر به صورت سلیقه ای بوده است و باعث شده که خیلی از جوانان با شنیدن این نوع از موسیقی اصیل ترجیح بدهند موسیقی پاپ گوش کنند.اتفاقا امروز که سوار تاکسی شده بودم  برنامه گلبانک پخش میشد ابتدای برنامه تصنیفی از .........پخش کردند که مسافرین تاکسی گفتند برای فهمیدن حرف این اقا باید چلنگر(منظور مترجم سابق تیم ملی)استخدام کرد.شاید یک مزاح و شوخی ساده به نظر بیاید ولی مردم همیشه واقعیتها را خوب تشخیص میدهند و فرق موسیقی خوب و بد را میدانند.

همانطور که در دهه ۳۰ صدای گلپا باعث رونق موسیقی اصیل ایرانی شد اینبار هم پخش دوباره صدای گلپا(انشالله به زودی از همه برنامه های رادیو) جوانان را به سمت موسیقی اصیل و فاخر ایرانی جذب خواهد کرد.اگر کسی باور نداره فقط یک تماس با شبکه فرهنگ رادیو بگیره و استقبال مردم از صدای استاد گلپایگانی را جویا شود مطمئئن تعجب خواهد کرد از این استقبال چشمگیر.

وظیفه من و شما این هست که از این برنامه حمایت و پشتیبانی کنیم تا انشالله صدای استاد گلپا از سایر شبکه های رادیو هم پخش شود و موسیقی اصیل و واقعی ایرانی  به گوش مردم برسد و جوانان بدانند که موسیقی اصیل ان نیست که در این چند ساله به گوششان رسیده است.

استاد گلپا حتی وقتی صدای خوانندگان مثل استاد ایرج یا دردشتی را از رادیو شنیدند خیلی خوشحال شدند و گفتند که پخش این صداها واقعا خیلی خوب و مفید است چون مردم میتوانند فرق موسیقی اصیل ایرانی را با این موسیقی های به اصطلاح سنتی بدانند.

امیدوارم سایر عزیزان هوادار موسیقی اصیل نیز برنامه نیستان و چهارمضراب را گوش کنند چون این برنامه برخلاف سایر برنامه های رادیویی یا تلویزیونی موسیقی به همه اساتید و اثار انها میپردارد چیزی که در این برهه از زمان واقعا به ان نیاز بود و این تیزهوشی تهیه کننده و سردبیر محترم نیستان و چهارمضراب را میرساند.

انشالله که موفق و پیروز باشید.

به زودی وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی با مطالب جدید و خواندنی و همچنین اواز به روز خواهد شد.در ضمن سایت استاد گلپایگانی نیز در حال بازسازی میباشد تا با کیفیت بهتری نسبت به گذشته در خدمت دوستداران اکبر گلپایگانی باشد.


بانو الهه خواننده خوش صدای گلها درگذشت

الهه، خواننده قدیمی ایرانی پس از یک دوره طولانی بیماری در بیمارستانی در تهران درگذشته است..

خانم بهار غلامحسینی نزدیک به پنجاه سال در عرصه موسیقی فعال بود و بیش از 100 قسمت از مجموعه قدیمی و مشهور گلها را در رادیو ایران اجرا کرد.

الهه در طول دوران خوانندگی خود با آهنگسازانی مثل پرویز ياحقی و همايون خرم و نيز تعداد زيادی از شاعران و ترانه سازان مشهور همکاری کرد.

او پس از انقلاب ایران از خوانندگی و فعالیت های هنری کناره گیری کرد و به خارج از کشور رفت.

الهه پس از آگاهی از بیماری سرطان کبد و اطلاع از این که مدت زیادی زنده نخواهد ماند، به ایران بازگشت و سرانجام روز چهارشنبه گذشته در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.

منبع:بی بی سی

لازم به ذکر است که بانو الهه بیشترین همکاری را در گلها با استاد اکبر گلپایگانی داشتند.سایت و وبلاگ رسمی استاد گلپایگانی این ضایعه تاسف بار را خدمت خانواده زنده یاد الهه و همچنین ملت هنر دوست ایران تسلیت عرض میکند.روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:4  توسط عبــاس و امیــد  | 

بیوگرافی و ترانه های هنرمندان پارسی ایران زمین

استاد پرویز یاحقی !
 
این عزیزان چونان ستاره در آسمان نورافشانند
 
همچو خیام و سعدی و حافظ افتخار ایرانند
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
با سلام به شما دوستان عزیز
این پست در بزرگداشت از دو تن از استادان موسیقی ایران حسن گل نراقی و حبیب الله بدیعی می باشد . که مراسم این دو هنرمند بی جانشین در تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۷۲ ( اولین سالگرد حبیب الله بدیعی و هفتم حسن گل نراقی ( در یک روز ) ) در امام زاده طاهر کرج با حضور خیل عظیمی از مردم و استادان مختلف هنر بویژه موسیقی برگزار گشته که می توانید  فایل هایی از این مراسم را به صورت متنی و صوتی و تصویری  دریافت کنید . با این توضیح که برای اولین بار در این وبلاگ فایلی تصویری از استاد پرویز یاحقی به مدت ۱۵ دقیقه ارائه خواهد شد که در آن پرویز یاحقی در تجلیل از دو استاد فقید خاطرات و سخنانی خواهند گفت .
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
قسمت اول :
 
دو اثر بسیار زیبا و ارزشمند از همکاری حبیب الله بدیعی :
 
 
حجم فایل : ۳.۶۳ مگا بایت - مدت : ۲۵ دقیقه
 
اثر دوم برنامه ای هست خصوصی با صدای محمد رضا شجریان و ویولون حبیب الله بدیعی که در مایه اصفهان اجرا شده و بسیار زیباست . 
 
 
حجم فایل : ۶.۳۹مگا بایت - مدت : ۴۵ دقیقه
 
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
قسمت دوم :
 
فایل تصویری و متنی سخنرانی استاد یاحقی

متن قسمتی از سخنرانی استاد پرویز یاحقی در مراسم بزرگداشت استادان حبیب الله بدیعی و حسن گل نراقی :

............روزی در منزل من جمع بودیم سال 1336 روانش شاد آقای مهدی خالدی هم بودند . و یکی از خوانندگان مشهور خانم هم تشریف داشتند ناگهان در زدند . عرض کنم که : در رو باز کردیم مرحوم استاد بدیع زاده بودند و در کنار ایشون هم آقای حسن گل نراقی که من اعتقاد دارم که اینها روحشون به آسمان رفته و در درونم در من حالتی هست که زیاد اعتقاد ندارم که مثل سایر مردم زیر خاک می روند اعتقادم این است که اینها به آسمان می روند به هر حال ....اقای گل نراقی آمدند تو و دیدند ما مشغول کار هستیم با سوابق موسیقی که با هم داشتیم و می دیدند که من این همه کار دارم خواستند که یه سر برم تا رادیو و اونجا یه برنامه آزمایشی ضبط کنم . به هر حال من هم به دلیل اینکه از سن 16 17 سالگی با آقای گل نراقی دوست بودیم قبول کردم و خوب این خاطره یادم هست که نت آهنگ خودم رو دادم دست مرحوم آقای خالدی لطف کنید شما این کار رو ادامه بدید تا من یه سری برم رادیو برگردم به اتفاق آقای گل نراقی و آقای بدیع زاده که هر دو روحشان شاد باد به رادیوی آنروز که در میدان ارگ یا 15 خرداد امروز قرار داشت رفتیم و روزی هم بود که 3 بعد از ظهر بود خیلی هم خلوت بود تصادفا آقای مشیر خان شهردار را اونجا دیدیم و من به حسن گفتم که با نبودن ارکستر و نبودن امکانات چه جور می توانیم این مسئله رو ضبط کنیم . ایشون گفتند که من خودم ضبط رو می گیرم دستم و با هم همکاری می کنیم از آقای مشیر همایون هم که روحشون شاد اونجا حضور داشتند خواهش کردم که پشت پیانو بشینند .. و به هر حال همتون شنیدید قطعه ای آزمایشی در اون لحظه با ساز من و صدای مرحوم حسن جان و پیانو آقای مشیر همایون ضبط شد و قرار شد که در شورای رادیو مورد بررسی قرار بگیره و پخش بشه و این برنامه در جمعه بعد در " برنامه شما " از رادیو پخش شد . و نفوذ صدای شادروان گل نراقی رو می خوام بهتون عرض بکنم آنچنان سر و صدائی به پا کرد که بارها و بارها که اقای گل نراقی آمدند و حتی دوستان یادشون هست که با ارکستر هم خوندند ولی اون اثری رو که اون برنامه آزمایشی که همون مرا ببوس معروف هست و همتون شنیدید و می دانید اون اثر رو دیگر نتوانست بگذارد و این خاطره رو که خود حسن عزیز مطمئنم روح پاکش ناظر این جمع ما و حضار ما هست همیشه وقتی به ما می رسید و در جمع دوستان همیشه این رو بازگو می کرد می گفت که : بله در فلان روز بعد از ظهر رفتیم به رادیو و یک کار آزمایشی کردیم و غرضم از بازگو کردن این داستان این است که شایعات و گفته هائی در اطراف خود این مراببوس در جامعه پیش آمد که متاسفانه هیچکدام با واقعیت منطبق نبود شاعر این ترانه هم اقای دکتر حیدر رقابی بودند که چند سال پیش به ابدیت پیوستند یکی از دوستان نزدیک آقای ترقی و من بودند و همکاران .. و آهنگ این ترانه هم سالها پیش قبل از اینکه ما این کار رو اجرا بکنیم در فیلمی بوسیله یکی از خوانندگان خانم اجرا شده بود اما صدای گرم حسن گل نراقی و اون سلیقه خاصی که به خرج داد در این اثر چنان روی مردم تاثیر گذاشت که شاید 35 سال از این قضیه می گذره این نوار تازگی خودش رو حفظ کرده و همیشه مورد علاقه همه بوده است . این را از این جهت گفتم که حاضرین خانم ها و اقایون روشن بشوند و

در مورد استاد حبیب الله بدیعی :

دوست عزیز و یار مهربان خودمون که هنوز که هنوز هست و یک سال هست که از درگذشت اون بزرگوار می گذرد برای من شخصا باور کردنی نیست که چنین هنرمندی از میان ما رفته باشد کما اینکه گاهی بی اراده دستم پیش می رود و نمره ( منظور شماره تلفون ! ) اون رو می خوام بگیرم اصلا به خودم نهیب می زدم اصلا چنان باورنکردنیست که بازگو کردنش مشکله . به هر حال در این ساعات زودگذر وقت عزیزان رو بیشتر نمی گیرم عرض کردم من سخنران نیستم و اعتقادم این است که هنرمند لزومی نداره صحبت بکنه فقط اثرش و سازش بیانگر روح و احوالات درونی او هست و افرادی که صاحب نظر باشند با شنیدن آثار این هنرمند اعم از موسیقی یا آهنگ یا شعر .. درون اون هنرمند رو درک می کنند و مرحوم استاد بدیعی از اونجائی که بسیار نزدیک بودیم و بسیار دوست بودیم نزدیک 40 سال همکاری در رادیو می تونم بگم که با چند نفر محدود اگر اسرار دلش رو و درد دلش رو بیان می کرد این افتخار رو داشتم که یکیش من بودم و عده زیادی عرض کنم که شاهد این مدعا هستند ....... بقیه سخنرانی را از لینک زیر دانلود کنید :

فایل تصویری سخنرانی استاد یاحقی

 این سخنرانی را دانلود کنید و ببینید  ( فایل تصویری )

 حجم فایل : ۱۷ مگا بایت  -  زمان فایل : ۱۶ دقیقه 

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 قسمت سوم :

دانلود فایل صوتی کل مراسم بزرگداشت حبیب الله بدیعی و حسن گل نراقی  

حجم فایل : ۴.۶۶ مگا بایت -  زمان فایل : ۴۱ دقیقه 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

قسمت چهارم : 

شعری از استاد فریدون مشیری در وصف استاد حسن گل نراقی :

در همه ایران کسی به یاد ندارد - نغمه سرائی که یک ترانه بخواند - تنها با یک ترانه در همه عمر – نامش اینگونه جاودانه بماند - صبح که در شهر آن ترانه درخشید – نرمی مهتاب بود و گرمی خورشید - بانگ هزار آفرین به هر جا پیچید - شور و سروری به جان مردم بخشید - نغمه پیامی ز عشق بود و ز پیکار - مشعل شب های رهروان فداکار - شعله برفروختن به قله گفتار - بوسه به یاران امید و وعده به دیدار - خلق به بانگ مرا ببوس تو برخاست - شهر به بانگ مرا ببوس تو رقصید - هرکه به هرکه رسید نام تو پرسید - هرکه دلی داشت بوسه داد و ببوسید - یاد تو در خاطرم همیشه شکفته است - کودک من با مرا ببوس تو خفته است - ملت من با مرا ببوس تو بیدار - خاطره ها در مرا ببوس تو نهفته است - روی تو را بوسه داده ایم چه بسیار - خاک تو را بوسه می دهیم دگر بار - ما همگی سوی سرنوشت روانیم - زود رسیدی برو خدات نگهدار - هاله مهر است این ترانه بدانید - بانگ اراده است این ترانه بخوانید - بوسه او را به چهره ها بنشانید - آتش او را به قله ها برسانید  

 

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

قسمت پنجم :

 

مختصری درباره حبیب الله بدیعی :

حبيب الله بديعي در سال ۱۳۱۲ در سرزمين هميشه بهار هنرپرور و مردخيز مازندران در شهر “سواد كوه” در كانوني گرم و با محبت و در آغوش پدر و مادري كه براي هنر و هنرمند احترامي خاص قائل بودند تولد و پرورش يافت.

دو ساله بود كه پدرش “سواد كوه” را ترك و در شهر ساري اقامت گزيد و به كار فلاحت و تجارت پرداخت.هنوز هشت بهار از سن حبيب نگذشته بود كه همراه خانواده ي خود به تهران آمد و مقيم اين شهر شد.

در ساري برادر بزرگ حبيب براي خود ويلني تهيه كرده و نزد يك نوازنده ي ارمني به فراگرفتن ويلن مشغول مي شود ولي بعد از دو سال از ادامه ي كار خسته شده و نواختن ويلن را ترك مي كند.در اين زمان حبيب گهگاهي بدون اجازه و دور از چشم برادر مشتاقانه دستي به آرشه ي ويلن برده و نغمات دلنشيني به گوش مي رساند.اين عمل از ديد برادر مكتوم نماند و وقتي علاقه ي شديد او را نسبت به موسيقي مي بيند ويلن را به او هديه مي كند.

پدر و مادرش كه به تعليم و تربيت وي مانند ساير اولادان خود بي نهايت علاقمند بودند بر تحصيلات او نظارت دقيق داشتند و او تا اخذ ليسانس از دانشكده ي علوم تمام مراحل تحصيلي را با موفقيت به پايان رسانید. 

سال ۱۳۲۶ بود كه حبيب نوجوان پس از مدتي تمرين نزد خود به كلاس آقاي “مفخم پايان” مي رود و از ايشان كسب فيض مي كند.دكتر لطف اله مفخم پايان يكي از شاگردان خوب و باوفاي استاد ابوالحسن صبا بود چنانكه اغلب رديفهاي استاد به خط و اهتمام اين هنرمند نوشته و چاپ شده است.وي مدت سه سال حبيب اله بديعي را در فراگيري رديفهاي صبا تعليم مي دهد.بديعي رفته رفته چنان پيشرفتي در كار موسيقي حاصل مي كند كه در سال ۱۳۲۹ يعني پس از چهار سال نوازندگي به عنوان سوليست در برنامه ي راديو ارتش به نواختن ويلن مشغول مي شود.بعد از دو سال در واقع در سال ۱۳۳۱ به كلاس استاد ابوالحسن صبا مي رود و مدت دو سال از محضر او كسب فيض كرده و دوره ي تكميلي آوازها را نزد او به پايان مي رساند.در همين زمان كه نزد استاد صبا به فراگيري مشغول بود مدت دو سال نيز نزد يكي از اساتيد موسيقي كلاسيك خارجي به نام “جينگوزيان” كه از ارامنه ي قفقاز بود دوره مي بيند. 

بديعي علاقه ي وافري به موسيقي اصيل و سنتي ايران دارد و اعتقاد او بر اين است كه موسيقي ملي هر كشور نماينده ي اعتلاء روح آن ملت است و اگر بخواهند استقلال و همبستگي ملتي را از او بگيرند اول موسيقي و فرهنگ و ادبيات آن كشور را تسخير مي كنند بعد به سراغ ساير نشانه هاي ملي آن كشور مي روند اما فرهنگ و ادبيات و موسيقي ملي ايران همانگونه كه ناملايمات تاريخي و حملات وحشيانه ي مغول و بعضي از اقوام ديگر را پشت سر گذاشته در برابر اين تهاجمات مردانه ايستادگي كرده و از اين پس نيز به اتكاء فرهنگ پر بار خود راه آينده را در نورديده و ميراث هاي فرهنگي خويش را پشتوانه ي همت خود قرار مي دهد.

حبيب اله بديعي در نواختن دستگاهها و گوشه هاي آواز قدرت و توانايي قابل ملاحظه يي دارد.در آهنگسازي و نوازندگي داراي سبك خاصي است كه هر يك از آثار او از شيوايي و لطافت كم نظيري برخوردار است.او همين كه مي بيند تكرار نغمات و گوشه ها ممكن است براي شنونده كسالت آور باشد به قطعه يي ضربي روي مي آورد كه موجب تنوع و مبين قدرت نوازندگيش مي گردد به طوري كه بسياري از اهل فن معتقدند سلوي مشهور او كه در دستگاه “شور” نواخته شده به ملاحت و عظمت تمامي درياي مازندران زادگاهش مي باشد و شنونده را در الهام و رؤياهاي دور و دراز فرو مي برد.

حبيب اله بديعي ابتدا در سال ۱۳۳۳ اركستر كوچكي را رهبري مي كرد كه بعدها بنا به تجديد نظر تشكيلات اركسترهاي راديو اركستر شماره ي ۶ نام گذاري گرديد.وي در سال ۱۳۳۷ بنا به دعوت داود پيرنيا سرپرست برنامه ي گلها كار خود را در اين برنامه با خوانندگاني چون : غلامحسين بنان حسين قوامي اكبر گلپايگاني محمودي خوانساري محمد رضا شجريان و غيره آغاز كرد.

وي در سال ۱۳۴۳ عضو شوراي موسيقي راديو در سال ۱۳۴۵ معاون اداره ي راديو تهران و سپس معاون اداره ي موسيقي سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئيس اداره ي موسيقي راديو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شوراي واحد موسيقي كه اعضاء آن متشكل از آقايان:مرتضي حنانه علي تجويدي و حسينعلي ملاح بود منتصب مي گردد و ضمن رهبري اركسترهاي شماره ي ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبري اركستر “باربد” را به عهده داشت.

فريدون ناصري آهنگساز خوب و هنرمند در يكي از برنامه هاي راديويي مي گويد:” حبيب اله بديعي يكي از آهنگسازان و نوازندگاني است كه در اين رده مي شناسيم.او يكي از زبردست ترين بداهه نوازان يا بداهه سراياني است كه ما طي سال هاي اخير در سرزمينمان ديده ايم.

حبيب اله بديعي نه فقط استعدادي باورنكردني در بداهه سرايي و رديف شناسي دارد بلكه اگر لازم باشد بالاترين درجه ي قدرت تقليد را هم از هنرمندان گذشته دارد.او اين كار را زماني انجام مي دهد كه از هر جهت لزوم اين عمل ثابت شده باشد كما اين كه بعد از فوت استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا نواري از قطعه ي معروف “زنگ شتر” او در دست نبود و يا حداقل راديو چنين نواري نداشت حال اين كه لازم بود به خاطر بزرگداشت استاد از دست رفته اين شاهكار هميشه جاويدان او پخش مي شد از سوي ديگر استاد فقيد شاگردان زيادي داشت منجمله حبيب اله بديعي هم شاگرد او بود.باري بنا به صلاحديد مدير آن روز راديو چند نفر از شاگردان مرحوم استاد اين قطعه ي “زنگ شتر” را نواختند و قطعه يي كه بنا به نظر بسياري پذيرفته شد و حتي به نام مرحوم استاد پخش شد قطعه يي بود كه حبيب اله بديعي نواخته بود.يكبار ديگر بايد بگويم كه در همان زمان صريحا به تصديق همگان آنچه كه حبيب اله بديعي نواخته بود صد در صد با نحوه ي نوازندگي استاد ابوالحسن خان صبا برابري مي كرد. اين همه فقط بدان دليل است كه حبيب اله بديعي درست همان راهي را پيمود كه استادش پيموده بود يعني او هم مثل مرحوم صبا براي فراگرفتن فن درست آرشه كشي و شناخت ويولون نزد بهترين استادان ويولون كار كرد و نتيجه آن شد كه مسئله ي آرشه ي چپ و راست حبيب اله بديعي درست هماني است كه نزد ديگر استادان بزرگ غربي مطرح است يعني كمتر مي توان فهميد كدام آرشه ي او چپ است و كدام راست و اين بالاترين حد قدرت آرشه است.اما حبيب اله بديعي همه ي قدرت هاي نوازندگي و بداهه سرايي را يكجا دارد ولي اين بدان معنا نيست كه احيانا تا بوده چنين بوده چرا كه در گذشته يا در روزگاري كه بعضي از تكنوازان امروزي دوران نوجواني را مي گذراندند تكنوازان ديگري بودند كه برنامه هايشان زنده پخش مي شد و به همين جهت مدرك زياد و زنده يي مثل : صفحه و نوار از اين هنرمندان عزيز كه بعضي هاشان خوشبختانه هنوز ميان ما هستند و بعضي ديگرشان متاسفانه رخت به سراي باقي كشيده اند نداريم ولي اگر در همين مختصر مدرك باقي مانده جستجو كنيم درمي يابيم كه پايه و اساس بسياري از خصوصيات تكنوازي هاي امروز به خصوص روي ويولون بستگي به اين ها داشته يعني ابوالحسن خان صبا كه خود صاحب شيوه و مكتبي خاص بود شاگرداني تربيت كرد مثل : مهدي خالدي و علي تجويدي و همايون خرم.

حبيب اله بديعي از جمله ي تكنوازاني است كه بسياري از خصوصياتي را كه گفتيم يكجا دارد وي شاگرد ابوالحسن خان صبا بوده و علاوه بر اين با اكثريت قريب به اتفاق تكنوازان خوبمان هم حشر و نشر مداوم داشته و دارد به اين ترتيب حبيب اله بديعي به يك طريق تجربي با تحول تكنيك ويولون در موسيقي ايراني و بعد با شيوه هاي گوناگون نوازندگي آشنا شده گذشته از همه ي اين ها : حبيب اله بديعي مثل جمعي ديگر از تكنوازان برجسته در مايه ها و گوشه هاي گوناگون موسيقي ملي دست به يك نوع بسط و گسترش زده چرا كه مي دانيم رديف موسيقي ايران با همه ي عظمتش و با همه ي وسعتي كه دارد معذالك الگويي است براي آن هايي كه واقعا روحيه يا حس بداهه سرايي دارند گفتيم براي آن ها كه دارند چه تجربه ثابت كرده بداهه سرايي كار هر كسي نيست به اين معنا كه يك تكنواز بداهه سرا علاوه بر تكنيكي بزرگ احتياج به دانشي وسيع و محفوظاتي بسيار دارد وگرنه بداهه سرايي به نوعي به تكرار مكررات مي رسد كه خود به خود قابل شنيدن نيست.”

حبيب اله بديعي جهت شناساندن موسيقي سنتي و اصيل ايران مسافرت هاي متعددي به كشورهاي : افغانستان و آلمان و آمريكا و بلژيك و انگلستان نموده كه هنرمنداني نظير : جهانگير ملك و فرهنگ شريف و مجيد نجاحي و محمودي خوانساري و جمال وفايي و كورس سرهنگ زاده با وي همكاري داشته اند.حبيب اله بديعي براي كمك به مؤسسات خيريه منند بيمارستان هاي مسلولين و معلولين و اماكن فرهنگي كنسرت هاي فراواني برپا نمود.وي علاوه بر تكنوازي آهنگ هاي بسياري ساخت كه اكثر آن ها از آثار خوب و باارزش موسيقي اصيل ايران مي باشد و با اقبال روبرو شدند و حدود يكصد و پنجاه آهنگ ساخت كه خودش ميان آن ها از : “ كعبه ي دل ها “ و “ فرياد از اين دل “ و “ افسانه عشق “ و “ دل بي گناه “ و “ الهي بموني “ و “ افسانه زندگي “ و “ جاودانه “ و “ رفته بودم “ و “ افسانه كمتر “ و “ شعله سركش‌“ و “ در آتشم “ و “ مهربان شو “ و “ سنگ صبور “ و “ زندگي من “ را بيشتر از همه مي پسندد.

جاي افسوس است كه دست اجل گل وجود اين عزيز را پژمرده و پرپر كرد و هنوز خيلي زود بود كه او موسيقي اصيل ملي و سنتي ايران را از وجود پر بركت خود بي نصيب گذارد كه ضربه اي سنگين و بزرگ بر پيكر موسيقي سنتي ايران وارد شد.هرچند از زماني كه ساز را از وي جدا كردند او فوت كرده بود.حبيب الله بديعي در سن ۵۹ سالگي در تاريخ ۲۹/۷/۱۳۷۱ به رحمت ايزدي پيوست.جسد وي را در جوار امامزاده طاهر كرج به خاك سپردند.خداوند روح وي را قرين رحمت خويش فرمايد.

مراسم بزرگداشت وي در روز جمعه هشتم آبانماه ۱۳۷۱ بر پا گشت. 

منبع : وبلاگ دوست عزیزمان  معین شالی بیک ـ متاسفانه مدت بسیار زیادی هست که خبری از وی نداریم . !

  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 قسمت ششم :

مرا ببوس

مختصری درباره حسن گل نراقی و حیدر رقابی + دانلود آهنگ مرا ببوس :

در نخستين روز شهريور ماه سال جارى، به ياد پنجاه و يكمين سالگرد كودتاى ۲۸ مرداد و به ياد مرحومان حيدر رقابى و حسن گل نراقى، روايتى داشتم در همين صفحه از ترانه به ياد ماندنى «مرا ببوس» تحت عنوان «براى آخرين بار، خدا تو را نگه دار» و طى آن از منسوبين رقابى و گل نراقى درخواست كردم تا به حل اين معما كمك كرده و بگويند، اين شعر چه زمانى سروده شد و گل نراقى آن را چگونه اجرا كرد و جاودانه ساخت. خوشبختانه ملاقاتى با آقاى جهانگير رقابى تنها برادر مرحوم حيدر رقابى دست داد و متعاقب آن تماسى با سر كار خانم اكرم گل نراقى، خواهر مرحوم حسن آخرين بازمانده خانواده گل نراقى حاصل شد و در ادامه ملاقاتى داشتم با دوست سى ساله حسن گل نراقى، آقاى بيژن بور بور و ما حصل كار، نوشته اى است كه تقديمتان مى شود و با اطمينان مى گويم، در تكميل نوشته قبلى، اين نوشته آخرين كلام درباره ترانه جاودان «مرا ببوس» است و به بهانه دوازدهمين سالروز فوت حسن گل نراقى، آن را تقديم مى دارم. در همين جا فرصت را غنيمت مى شمرم و سپاسم را تقديم آقايان رقابى و بور بور و همچنين سركار خانم گل نراقى مى دارم و همچنين جا دارد به دوست عزيزم آقاى «مجيد قمى» در آسايشگاه معلولان و سالمندان كهريزك، سپاس خود را معروض دارم كه سبب ساز تماس با خانم گل نراقى شدند. در ابتدا، به ياد مرحوم گل نراقى، در سالروز وفاتش به سراغ او مى روم و بعد سراغ «شاعر ملى» دكتر حيدر رقابى خواهم رفت. زنده ياد حسن گل نراقى، در روز ۲۴ ميزان (آبان) سال ۱۳۰۰ هجرى شمسى در بخش ۸ تهران، خيابان رى، كوچه آبشار پا به عرصه وجود گذاشت و سرانجام در هفدهمين روز مهر ماه سال ۱۳۷۲ به علت خونريزى مغزى- تومور- در بيمارستان آراد تهران بسترى گرديد و دو روز بعد، يعنى نوزدهم مهر ماه ۱۳۷۲ براى هميشه روى در نقاب خاك كشيد. پدر حسن مرحوم مهدى گل نراقى، داراى شش فرزند بود- هادى، جواد، حسن، عباس، اشرف و اكرم - حسن سومين فرزند او سرانجام در هفتاد و دومين سال حيات، به ديار باقى شتافت و در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد. حسن بعد از طى دوران تحصيلات ابتدايى وارد مدرسه دارالفنون شد و به دانشكده حقوق رفت و پس از خدمت سربازى به شغل پدرى در تيمچه حاجب الدوله تهران روى آورد و به فروش بلور و چينى و بار فَتَن پرداخت و بعد ها عتيقه فروشى پيشه كرد. او با آنكه يك شعر كاملاً سياسى را جاودانه ساخت، كاملاً غير سياسى بود و هنگامى كه حيدر رقابى در ايران حضور نداشت، اين شعر را خواند و عجبا كه هرگز شاعر، آهنگساز و خواننده زير يك سقف گرد هم نيامدند و ابتدا مجيد وفادار فوت كرد و سپس نوبت به رقابى رسيد و سرانجام گل نراقى، به دنبال ياران خود رفت و عجيب تر آن كه تنها يك بار ديدار ميان گل نراقى و رقابى در سال هاى پس از انقلاب دست داد كه به موقع به آن خواهم پرداخت و هرگز رقابى شاهد اجراى زنده اين ترانه نبود و گل نراقى آن را در چهلمين روز وفات رقابى، در حضور دوستان و دوستداران خود و رقابى خواند! حسن گل نراقى با ترانه «مراببوس» جاودانه شد، اما در محافل خصوصى برخى ترانه هاى آشناى روز را براى دوستدارانش زمزمه مى كرد. آخرين نگاه، تا كى به تمناى تو يگانه، نشد يك لحظه از يادت جدا دل، به كنارم بنشين و روى سينه ام لالا كن از جمله ترانه هايى هستند كه در محافل خصوصى با صداى گل نراقى ضبط شده اند و دوستداران آن مرحوم چون يادگارى عزيز از آن نگهدارى مى كنند. او بذله گو، نكته سنج و محفل آرا بود و به همراه دو برادرش، در ساختمانى در شمال ميدان هفتم تير زندگى مى كردند و با وقف اين ساختمان، نام نيك خود را هميشه در ذهن ها جارى ساختند. نكته گفتنى درباره آهنگ «مرا ببوس» همراهى پرويز ياحقى با ويولن و مشير همايون شهردار با پيانو است كه به غلط انوشيروان روحانى در برخى از نوشته ها آمده است. اما حيدر رقابى. قبل از هر نكته اى بايد بر اين گفته تاكيد گذارم كه مرحوم رقابى، هرگز نبايد به عنوان يك ترانه سرا و يا تصنيف ساز تلقى شود و اشعار و نوشته هاى به جا مانده از او بيانگر روح ملى و حماسى اوست و تنها شعر اجرا شده به صورت ترانه، همين ترانه «مرا ببوس» است و با «كتاب شناختى» كه از او به دست خواهم داد، او يك استاد برجسته فلسفه، اديب و شاعر ملى است. مرحوم حيدر رقابى كه به غلط در برخى نوشته ها «حيدرعلى» آمده، فرزند مرحوم احمد رقابى، در نوزدهمين روز آذر ماه ۱۳۱۰ شمسى پا به عرصه وجود گذاشت و در روز ۲۳ آذر ماه ۱۳۶۸ در آغوش برادر در بيمارستان جم تهران به علت عارضه سرطان لوزالمعده در پنجاه و ششمين سال حيات، براى هميشه دنيا را وداع گفت و در جوار حاج محمدحسن شمشيرى و جهان پهلوان تختى به خاك سپرده شد. مرحوم رقابى پس از كودتاى ۲۸ مرداد دستگير شد و روانه زندان گرديد و اندكى بعد آزاد شد و دوباره دستگير شد و با گرفتن تعهد از پدر او به شرط آنكه براى هميشه ايران را ترك كند، از زندان آزاد شد و از كشور خارج گرديد. قبل از آن كه به سال هاى تبعيد مرحوم رقابى نگاهى بيندازم، روايت چگونگى سرودن مرا ببوس را به نقل از خود وى تقديم مى دارم و سرانجام تحصيلات او، چگونگى بازگشت به ايران و سرانجام كار او و كتاب شناختش را ارائه خواهم كرد. او درباره چگونگى سرودن شعر ترانه «مرا ببوس» مى گويد: «با او در يكى از روز هاى پرگيرودار جنبش ملى آشنا شدم و هم در شعر و هنر و هم در سياست او را هماهنگ زندگى خود يافتم. سرنوشت دوستى ما با سرنوشت نهضت ملى ايران بعد از كودتاى ۳۲ هماهنگ شده بود. ۲۸ مرداد كه رسيد نهضت انقلابى و زير زمينى شد به همين گونه دوستى ما. با او پيمان زندگى بسته بودم و مى خواستم كه با پايان يافتن دوره دانشكده حقوق، اين عروس آرزو ها را، عروس خانه خود بسازم و گل هايى را كه پنهانى در لاى روزنامه ها به دست او مى سپردم، ديگر آشكارا هر روز هديه اش كنم. حالا ديگر من مسئوليت خطرناكى داشتم و ناگزير مى بايد در ميان او و انقلاب يكى را انتخاب كنم. من مسئول كميته نهضت مقاومت ملى دانشگاه تهران بودم كه در سال هاى ۳۴-۱۳۳۲ رهبرى تظاهرات تهران را به عهده داشتم. بازار با سقف ريخته و بازاريان با زندگى آسيب ديده و كارخانه ها با كارگران به زنجير كشيده شده و دبيرستان ها با چهره توفانى، اما خاموش همه به انتظار كوشش دانشگاه بودند، و به درستى كه نخستين تظاهرات ضد شاه- زاهدى از دانشگاه و در سر چهار راه مصدق [ولى عصر] آغاز شد و به دنبالش نخستين زد و خورد با پليس ها و سرباز ها ... پس از آن، روز ها و هفته ها و ماه ها گذشت و تظاهرات موضعى در بازار و خيابان ها و برسر چهارراه ها با وضع خونين و دشمن شكن خود ادامه داشت. اين كوشش ها، آغازگر بستن راه اتومبيل ها، موضع گيرى هاى خيابانى پى درپى با فاصله هاى ده دقيقه اى بود كه مايه گيج شدن پليس و فرماندارى نظامى مى گشتيكى از اين تظاهرات در خود دانشگاه و در روز شانزدهم آذر بود. دانشگاه در اين روز ۳ شهيد [قندچى، بزرگ نيا و شريعت رضوى] و چندين زخمى و زندانى داد. قهرمان مبارزات، دانشكده فنى بود. «مرا ببوس» در چنين روزى ساخته و به نام بيان حال هر جوان ايرانى بعد از ۲۸ مرداد سينه به سينه گشت و از نسلى به نسل ديگر رسيد. شب پيش از ماجراى شانزده آذر، از جلسه كميته نهضت مقاومت بيرون آمدم و براى چاپ اعلاميه مهمى به ديدار رابط نهضت مقاومت كل شتافتم. مى دانستم كه فردا روزى توفانى است، كار بعدى خداحافظى با دوست زندگى ام بود. دو بيت اول اين ترانه با آهنگش در خيابان انقلاب بر ذهنم جارى شد. ساعت دوازده شب كه رسيد با يكى از دستياران تداركات روز بعد به سوى خانه او رفتم. دوستم در تاريكى كوچه ايستاد و من از ديوار خانه بالا رفتم و به آن سوى ديوار سرازير شدم، براى اين كه پدر و مادرش بيدار نشوند، به سختى دم مى زدم. آنها از بيم پليس كه در تعقيب من بود، ديدار ما را قدغن كرده بودند. خود من هم از اين حيث نگران بودم. فرداى خون آلود معلوم نبود كه برايم چه پيش بياورد، زندان يا شهادت؟ يكى از كسانى كه ددمنشانه به دنبال دستگيرى من بود، مولوى معدوم بود.۱ او سرگرد بود و به يكى از ياران دستگير شده ام به نام تويسركانى گفته بود: اين هاله كيست كه هركس را مى گيريم، در زير شكنجه نشانى او را مى دهند؟ اما او نشانى مرا نداشت و خودم هم نداشتم. هر شب و روز به جايى مى رفتم كه جريان هاى مبارزه مرا به آنجا مى كشيد. خانه ام همه جا بود. از پله هاى سنگى دانشكده حقوق گرفته تا زير زمين خانه قديمى مادر بزرگم و يا هر يك از بيغوله هاى بى نام و نشان جنوب شهر. آن طرز خداحافظى ام با او، به خاطر حفظ جان او بود. چشم باز كرد و در تاريكى شب سايه مرا شناخت. هيچ گاه اين گونه به ديدار او نرفته بودم. بالاخره آخرين دقايق ديدار من و او به سرعت تمام شد. اشك هاى بى صدايش انگشت هايم را خيس كرده بود. سپيده مرد، سپيده دم/ چو يك فرشته ماهم/ نهاد ديده برهم/ ميان پرنيان غنوده بود به آخرين نگاهش/ نگاه بى گناهش/ سرود واپسين سروده بود هيچگاه هيچ يك از شعر هايم را تا اين گونه پرتأثر احساس نكرده بودم. روز بعد ساعت هفت صبح، پنجه هاى هنرمند مجيد وفادار دنباله آهنگ را مى ساخت. تنها ده دقيقه براى اين كار احتياج داشت. و زندان موقت شهربانى جايى بود كه ترانه مرا ببوس در آن تكميل شد و هم بنديان من نخستين خوانندگان آن بودند. يك جاى خواندن آنان، پيرامون هفت سين ۱۳۳۳ بود. شب عيد هم مرا ببوس و سراينده اش، هر دو در زندان بودند. من او را ديگر نديدم كه بگويم برايش ترانه اى به نام مرا ببوس ساخته ام. خواهش كرده بودم كه اگر زندانى شدم، به ديدنم نيايد. زندان اول به زندان دوم كشيد و آن هم به شرطى تمام شد كه بلافاصله ايران را ترك كنم. نظامى هاى شاه خيال مى كردند اين كميته نهضت مقاومت دانشگاه است كه آتش روشن كرده، اما وقتى كه من رفتم، تازه اين آتش روشن شد و كميته هاى ديگرى از آن بيرون آمدند و بر جاده سرخ انقلاب قدم گذاشتند. هنوز نمى دانم اين بيست و چهار سالى كه از ايران دور بودم بر سر او چه گذشت و برايش چه پيش آمده است. زندان، شكنجه، شهادت يا هيچ كدام. موقعى كه من در ايران نبودم، آقاى گل نراقى اين سرود را خواند و بسيار هم خوب خواند. خيلى ها سعى كردند با خواندن دوباره مرا ببوس جاى گل نراقى را بگيرند، اما نتوانستند۲ به اين ترتيب معلوم شد، تاريخ سرودن شعر، شب ۱۶ آذر ۱۳۳۳ در تهران بوده و تنها غيبت و زندانى شدن رقابى و سپس تبعيد او و همچنين سكوت حسن گل نراقى، زمينه مناسبى را فراهم آورد تا شايعه سرودن آن توسط سرهنگ عزت الله سيامك و يا محمدعلى مبشرى بر سر زبان بيفتد و اين اشتباه تاريخى به وجود آيد. مرحوم رقابى در زمان حيات كوتاهش «... از دانشگاه تهران ليسانس حقوق، از دانشگاه كلمبيا در آمريكا فوق ليسانس علوم سياسى و از دانشگاه آزاد برلين در آلمان فدرال دكتراى فلسفه دريافت كرد. او طى تحصيلات عالى به عنوان دانشجوى ممتاز موفق به اخذ دو بورس تحصيلى و تعداد زيادى تشويقنامه گرديد. رساله دكترايش با عنوان ارزشمندترين رساله در نوع خود بنا به توصيه دپارتمان فلسفه دانشگاه آزاد برلين از سوى دولت آلمان انتشار يافت. وى در كار سترگ تحقيق و تدريس در آمريكا، نخست در كسوت استاد ممتاز به مدت دو سال از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۶ در دانشگاه كلمبيا به تدريس پرداخت، سپس به عنوان پروفسور فلسفه از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۷ در دانشگاه ايالتى بال و از ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۸ در دانشگاه اوكلاهاما و از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱ در دانشگاه دولتى كاليفرنيا در سان خوزه تدريس مى كرد. همچنين در سال ۱۹۶۷ با سمت پروفسور فلسفه و علوم سياسى در دانشگاه اينديانا تدريس مى كرد. از سال ۱۹۷۴ به بعد تا زمان بازگشت به وطن، استاديار تحقيق در دانشگاه كاليفرنيا در دى ويست و پروفسور فلسفه در دانشگاه كاليفرنيا در بركلى بود۳ او در نخستين روز هاى انقلاب به كشور بازگشت و از سوى دولت موقت بازرگان، كانديداى احراز پست سفير كبيرى در سفارت ايران در آمريكا شد اما آن را رد كرد، سپس به ایران آمد . پس از اتمام تعطيلى دانشگاه ها و انقلاب فرهنگى او تدريس در دانشگاه تهران را آغاز كرد، اما منش و رفتار بى پيرايه او را، عده اى نپسنديدند و در سال ۱۳۶۶ از تدريس محرومش ساختند و «... اين مرد والاى انديشمند، با دلى شكسته و خاطرى ملول اما استوار و سرافزار بى آنكه لحظه اى لب به شكوه بگشايد و از درد هاى جسمى و روحى جانكاه اش ناله اى برآورد، در ۱۹ آذر ۱۳۶۶ در تهران درگذشت۴ مراسم يادبود زنده ياد رقابى در تهران باشكوه بسيار برپا شد و بسيارى از معمرين فرهنگ و سياست با حضور در مراسم يادبودش، يادش را گرامى داشتند و مرحوم استاد سيد حسن سادات ناصرى به رسم وفادارى و دوستى، در مراسم سوم و هفتم او زبان به تحيت وى گشود. از مرحوم حيدر رقابى كتاب هاى بسيارى به يادگار مانده است. آسمان اشك، ناقوس هاى خطر، پرچم سه رنگ، شهرزاد، خاطرات ميگون، مصدق و موازنه منفى، مسئله ايران در شوراى امنيت، جنبش ملى ايران، يادى از پدرم، شاعر شهر شما، شكوفه هاى علم و زندگى (به انگليسى و فارسى) سرخپوستان، شقايق ها، چشمه هاى فلسفى تاريخ، سعدى و فلسفه زندگى، جنبه هاى انقلابى و محافظه كارانه فلسفه روان ملى (به آلمانى)، فلسفه علم، راهى دور و دورتر، خيام، ناهيد دختر آسمانى، و چند كتاب منتشر نشده ديگر در زمينه هاى فلسفى و ادبى از جمله كار هاى اوست. مرحوم گل نراقى و رقابى، تنها يك بار پس از انقلاب، آن هم به صورت كاملاً تصادفى يكديگر را ملاقات كردند و خالى از لطف نيست كه آن را بازگو كنم. به مناسبت شهادت نوه عمه مرحوم رقابى در جنگ ۸ ساله مراسم ختمى در روز ۹ يا ۱۰ خرداد ۱۳۶۲ در مسجد على ابن موسى الرضا(ع) در خيابان ايران (عين الدوله) برپا شده بود و مرحوم رقابى به عنوان صاحب عزا دم در ايستاده بود. در همين حين گل نراقى از راه رسيد و با معرفى برادر مرحوم رقابى، آن دو يكديگر را در آغوش گرفتند و ساعت ها به گفت وگو و نجوا برآمدند، و اين اولين و آخرين ملاقات اين دو بود و به رغم آن كه مرحوم گل نراقى قول داده بود ترانه مرا ببوس را در حضور رقابى اجرا كند، آن قدر به تعويق افتاد كه سرانجام در چهلمين روز فوت رقابى از قوه به فعل آمد و دوستداران او را به سختى متاثر ساخت. مشابهت زندگى اين دو بزرگوار، مى تواند از شگفتى هاى روزگار ما باشد. هر دو مجرد زيستند، هر دو زندگى خود را وقف مردم كردند و بر عشق اوليه خود وفادار باقى ماندند و هر دو به سرطان از دنيا رفتند و هر دو در عين مناعت طبع، زندگى را به سر آوردند. گل نراقى با صدايش و مردم دوستى اش، رقابى با شجاعت، سخاوت، مردم دارى، علم و آگاهى و ايران دوستى اش جاودانه شدند و راز ماندگارى ترانه مرا ببوس، به رغم ربع قرن سكوت درباره آن در همين نكته است. «مرا ببوس» گل نراقى و رقابى، همچون «مرغ سحر» قمر و بهار و نى داوود، ترانه اى است ملى و نسل پس از نسل مردم ايران، با خاطره آن زندگى خواهند كرد و به رغم آنكه تنها يك «ترانه» بود و روايت هاى جعلى بسيارى پيرامون آن رواج يافت، هزاران خاطره را رقم زد و خواهد زد. يادشان هميشه به خير باد

 نويسنده اين متن :  فرديست ۲۹ ساله ساکن تهران به نام بهروز - که درستي يا نادرستي متن بالا بر عهده ايشان هست .

با این توضیح که : فایل زیر که برای دانلود قرار دادم در مجلسی خصوصی ( مهمانی ) اجرا شده که بسیاری از هنرمندان موسیقی در آن حضور دارند از جمله : استادان : جواد معروفی - علی تجویدی - اسدالله ملک - عبدالوهاب شهیدی -فضل الله توکل - انوشیروان روحانی - فریدون حافظی - دلکش - همایون خرم - نریمان - ایرج و ...  . چنانچه وقتی باشد فایل تصویری آن را برای دانلود قرار خواهم داد .  

دانلود آهنگ مرا ببوس

نوازنده پیانو : انوشیروان روحانی  -  خواننده : حسن گل نراقی

حجم فایل : ۱.۵۵  مگا بایت   مدت :  ۱۴ دقیقه

 

 

 

مرغ دل رام تو بود ای بی وفا بالش شکستی

گر که باز آید به این باغ و چمن باور ندارم

گلهای آشنا برنامه شماره 3  - خوش باور

 

اثری از : استاد دکتر مسعود عطائی

 

 

 

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند !!!!

 

 

توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

 

برای دانلود این اثر بی نظیر بر روی لینکهای زیر کلیک کنید ( البته با دو کیفیت قرار دادم ) :

 

>>>>> گلهای آشنا برنامه شماره 3 - خوش باور  <<<<<

 

حجم دانلود : ۷.۲ مگا بایت  زمان فایل : ۳۲ دقیقه  کیفیت ۳۲ کیلو بایت در ثانیه  

 

>>>>>  گلهای آشنا برنامه شماره 3 - خوش باور <<<<<

 

حجم دانلود : ۴.۱ مگا بایت  زمان فایل : ۳۲ دقیقه   کیفیت ۱۸ کیلو بایت در ثانیه  

 

 

در مایه شوشتری

 

خواننده : حمیرا    آهنگساز و ترانه سرا : مسعود عطائی   غزل آواز : هما میر افشار

به همراهی  هنرمندان :  لقمان ادهمی : ویولون     محمد حیدری : سنتور   علی توللی : ضرب  

تهیه کننده : عماد رام  با تنظیم و سرپرستی  : محمد حیدری   گوینده  : فیروزه امیر معز 

 

 با سلام به دوستان عزیز

این پست رو اختصاص دادم به اساتید ارجمند: لقمان ادهمی - دکتر مسعود عطائی . اگرچه قبلا درباره این عزیزان مطالب زیادی در وبلاگ و وب سایت قرار گرفت اما اینبار به گونه ای دیگر و با آثاری بی نظیر در خدمت شما خواهم بود . گلهای آشنای شماره ۳ با آهنگسازی بی نظیر و درخشان دکتر مسعود عطائی و ویولون نوازی بی نظیر و " یاحقی وار " استاد لقمان ادهمی و صدای جان فزا و روح بخش  حمیرا برای لحظاتی شما را ار این عالم خاکی جدا کرده و اوج ناشناخته های عالم هستی رهنمون خواهد کرد . به راستی چه کسانی بهتر از این افراد می توانند روح پرویز را پس از صدای ملکوتی و سحر انگیز و جادوئی آرشه او  در جانهای آدمیان بدمند ؟! کسانی که عمری هم نشینی و هم نوائی و دوستی و همدمی بزرگ چون " پرویز یاحقی " را تجربه کرده و روح و جان او را با همه وجود دریافته اند ! همچنان که حافظ می فرماید :

در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید  -  کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند

 اگرچه قلم بنده و توانائیم در بیان حق مطلب بسیار ناتوان و ناچیز است سعی می کنم با همین اندک توانی که در چنته دارم آنچنان که شایسته است عمل و اما چه کنم که سعی من و دل باطل خواهد بود !!!! چرا که :

هرچه گویم عشق را شرح وبیان - چون به عشق آیم خجل گردم از آن - عقل در شرحش چو خر در گل بخفت - شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت . و یا : من چه در پای تو ریزم که سزای تو بود - سر نه چیزیست که شایسته پای تو بود . و یا : بشکنم این قلم و پاره کنم این دفتر - نتوان شرح کنم جلوه والای تو را . و اما زیبا ترین وصف را صائب تبریز گفته که حقیقتا در توصیق و وصف مرغ حق  : پرویز یاحقیست ! :

نتوان وصف تو گفتن که تو در وصف نگنجی !!!!

 و اما نوازندگی استاد لقمان ادهمی در این اثر بسیار رخ نمائی می کند ! نوازندگی تاثیر گذار و بی نظیر او که اگرچه متاثر از پرویز یاحقیست اما شخصیتی مستقل و مخصوص به خود دارد گو اینکه لقمان است و اما روح پرویز در آن دمیده شده و یا پرویز است که در هیات لقمان آشکار گشته !! . صدای ملکوتی و دلنشین حمیرا که در اوج احساس شما را به ملکوت احساس خواهد برد ! و ترانه بی نظیر خوش باور که از آسمان عشق بر ذهن مسعود عطائی : آهنگساز - ترانه سرا - شاعر و نویسنده گرانقدر  جاری گشته  و شما را به روشنایی ها رهنمون خواهد بود . همچنین غزل بی نظیر از هنرمند ارجمند هما میر افشار و دکلمه نافذ و قدرتمند فیروزه امیر معز دیگر جائی برای صحبت باقی نمی گذارد ! . و همچنین هنرمندان دیگر : محمد حیدری - علی توللی و عماد رام که از هنر خود ما را لبریز و سرشار خواهند کرد .

 مختصری درباره  "  دکتر مسعود عطائی  " 

مسعود عطايى در 15 فروردين ماه 1322 در ورامين متولد شد. از همان خردسالى عاشق شعر و داستان و موسيقى بود، به گونه اى كه قبل از گرفتن ديپلم از دبيرستان دارالفنون تهران، داستان مى نوشت، شعر مى گفت و شناختى قوى از دستگاهها و گوشه هاى موسيقى ايرانى داشت.
او در آوريل 1962 ميلادى براى تحصيل پزشكى به آلمان آمد و هم اكنون به عنوان پزشك متخصص زنان در مطبش مشغول است. گزيدهء داستانهاى كوتاهش به زبان آلمانى با نام "پسرك ورامينى" در دسامبر 1990 منتشر شد و با استقبال محافل ادبى آلمان مواجه گرديد.
اولين مجموعهء اشعارش به زبان فارسى با نام "چكامه هاى غربت" در بهار 1373 خورشيدى منتشر شد و دومين مجموعهء داستانهاى كوتاهش به زبان آلمانى با نام "بر بالهاى خيال" در سال 1995 در نمايشگاه بين المللى كتاب در فرانكفورت معرفى گرديد.
يكى ديگر از آفرينش هاى هنرى مسعود كاست شعرى است به زبان فارسى با نام "رد پاى زندگى" با صداى خود شاعر.
دومین مجموعه اشعارش به نام شعله های پایئزی به زبان
فارسی درسال 1379 خورشیدی ، وترجمه کتاب پسرک ورامينى  به زبان فارسی  در سال 2001 عرضه شد.
نشر اختران (تهران) گزیده ای از داستانهای کوتاهش را به نام " آوائی از اعماق " در سال 1382 خورشیدی به چاپ رسانیده است.
نشر نیما مجموعه شعر جدیدی از مسعود را با نام  " فصل خاموشی " در زمستان  ۲۰۰۴ در آلمان  منتشر کرد.
دیسک " دلتنگی " ، برگزیده اشعاری است با صدای  خود شاعر با موسیقی متن ، که در تابستان   ۲۰۰۶عرضه شد.
نشر اختران ( تهران ) در بهار سال ٢٠٠٧ مجموعه جدیدی از داستانهای کوتاه او را با نام "بسیار سفر باید ... " منتشر کرد.
او تا به حال بيش از 40 تصنيف ساخته كه اشعار اكثر اين ترانه ها را هم خودش سروده است. ملودى هاى او سرشار از نوستالژى است و خاطرهء ترانه هاى سى سال پيش را زنده مى كند. استادانى چون جواد معروفى و معينى كرمانشاهى تنظيم و ترانه سرايي بعضى از آهنگهاى او را پذيرا شده اند.
اولين كاست موسيقى او در سال 1994 با صداى خانم سروش ايزدى با نام "ايران زمين من" و دومين كاست و ديسك موسيقى او حاوى 8 ترانه با صداى همين خواننده با نام "نواى عشق" در سال 1999 عرضه شد.
مسعود عضو كانون نويسندگان آلمان  و همچنين انجمن قلم (در تبعيد) است.


از دکتر مسعود عطايى كتابهاى زير به زبان فارسی منتشر شده است: 

 

بر روی اسم کتاب ها کلیک کنید تا تصویر بزرگ آنها را ببینید :

چكامه هاى غربت ـ 1994
شعله هاى پاييزى ـ 1990

پسرك ورامينى (ترجمه از آلمانى به فارسى) ـ 2002   
آوائی از اعماق ( نشر اختران  تهران - ایران ) ـ 2003    
فصل خاموشی - ( نشر نیما – آلمان )  2004
بسیار سفرباید ...  - ( نشر اختران – تهران – ایران ) 2007
 
برای نمونه چکامه ای از دکتر مسعود عطائی از کتاب فصل خاموشی را برای شما می نویسم  تا کمی با سبک سرودهای وی اشنا شوید . ضمن فایل صوتی همین اثر با صدای خود ایشان هم هست که برای نمونه تقدیم می گردد .

البته برای تهیه برخی از کتاب های دکتر مسعود عطائی می توانید به سایت : --- اختران ---   مراجعه کنید .

نام چکامه : کجا بودی


           ماه ِ من آنگه که سرمست و جوان بودم کجا بودی ؟
           خوش  بَر و بالا چو  ماه ِ   آسمان بودم کجا بودی ؟
 
            استوار و روشنائی بخش  ،  از خود بیخود و بیباک
            تاکه درهرجمع چون شمعی عیان بودم کجا بودی ؟
 
           آمدی  حالا   که  بس   درمانده  و  زار و  پریشانم
           آن زمان هایی  که  رأس   کاروان   بودم کجا بودی ؟
 
           ناتوانی   در  جوانی  دور  بو د از  من بُتا ، امّا
           این چنین امروز ، دیروز آنچنان بودم کجا بودی ؟
 
           توده ی خاکستری مانده بجا زان شور و غوغا ها
           سیل هستی سوز یک    آتشفشان بودم کجا بودی ؟
 
           چون  پلنگی  تیرخورده  میروم  آهسته  آهسته
           روزگاری  که دَوان  چون آهوان بودم کجا بودی ؟
 
           تا    فلک سر می کشید  آری طنین ِ خنده های من
           آن خوش ایّامی که من شیرین زبان بودم کجا بودی ؟
 
           شور بختی ِ  منست این  یا  ز تو ای  آخرین عشقم
          یک زمان عاشق ترین مرد جهان بودم ، کجا بودی ؟
     
                                           ۲۴ / ۳ / ۲۰۰۵

( برای دانلود لینک زیر  روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید )  

این چکامه بی نظیر و بسیار زیبا را از اینجا دانلود کنید   حجم فایل ۲.۵۵  مگا بایت

عکسی بسیار زیبا و استثنائی از پرویز یاحقی و مسعود عطائی    <<<<<  دانلود کنید

مصاحبه دکتر مسعود عطائی

با رادیو ایران در آمریکا  Live from Hollywood 67TAM kran 


رادیو ایران  ساعت 5:30  صبح جمعه
مصاحبه کننده : سوزان خاتمی

این مصاحبه  به سه قسمت تقسیم شده است :

قسمت اول : درباره  قصه نویسی
قسمت دوم : درباره  شعر و شاعری
قسمت سوم : درباره  موسیقی

این برنامه مصاحبه ای است که رادیو صدای ایران در آمریکا با آقای دکتر مسعود عطائی انجام داده اند . توصیه شدید می کنم که این فایل صوتی را بشنوید تا بصورت مستقیم و بدون واسطه با آقای عطائی آشنا شوید و از عقاید و طرز تفکر ایشان درباره شعر و داستان و موسیقی و ..... آشنا شوید .

توجه

( برای دانلود لینک زیر  روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید )  

برای دانلود مصاحبه اینجا کلیک کنید

استاد لقمان ادهمی

 مختصری درباره  " استاد لقمان ادهمی "

لقمان ادهمی برای دوست داران موسیقی ایرانی نام آشناییست . او که همچون بسیاری دیگر از ایرانیان مهاجر در لوس آنجلس زندگی می کند سالهاست که علاوه بر کار اصلی خود که نوازندگی و آهنگسازیست کار تدریس موسیقی را نیز وظیفه خود قرار داده است لقمان ادهمی فراگیری موسیقی و نواختن ویولون را از هفت سالگی آغاز کرد در پانزده سالگی اولین آهنگ خود را ساخت و سپس تحصیلات موسیقیش را در تهران شروع کرد و در آمریکا ادامه داد . لقمان ادهمی از جمله موسیقی دانان ایرانیست که در نواختن ویولون که سازی غربی شناخته می شود سالهاست که سبک و استیل موسیقی ایرانی را به کار بسته است . اما آنچنان که گفته است تنها خود را پایبند رعایت یک سبک نمی داند . سیزده سال پیش لقمان ادهمی به تاسیس یک هنرکده بین المللی موسیقی در کالیفرنیای جنوبی پرداخت . اقدامی مهم که با استقبال خانواده های مهاجر ایرانی روبرو گشت . و علاقه نو آموزان غیر ایرانی را نیز به فراگیری موسیقی برانگیخت . در پنجاه سال گذشته موسیقی با همه لحظه های لقمان ادهمی آمیخته بوده است . او معتقد است که وظیفه یک هنرمند اشاعه و معرفی هنر خویش است و اگر دست حادثه او را از سرزمین زادگاهش جداکرد از هنرش نمی تواند جدا کند       

مصاحبه افشین گرگین  با لقمان ادهمی ( صدای امریکا )

من متولد تهران هستم و در کوچه ای به نام کوچه انوار - جنب سینما دیانا - پلاک 14 به دنیا اومدم . متولد 1328 هستم و موسیقی رو از طفولیت آغاز کردم .استادان بسیاری داشتم هرکسی که می نواخته یا می خونده استاد من بوده ولی استادان مستقیمی داشتم مثل استاد تجویدی - استاد خودم پرویز یاحقی - آقای جورج مارتوئیسیان و تعداد زیاد دیگری که اساتید مستقیم یا غیر مستقیم من بودند .

من سابقا بیشتر وابسته بودم به سبک و شیوه ایرانی ولی از اونجایی که شما هم اطلاع دارید انسان رشد می کنه و رشد با خودش مسائل دیگری رو هم همراه می یاره از قضا در زمینه موسیقی تکنیک شما بالا می ره . تکنیک یعنی شیوه بهتر نوازی و اینکه شما بهتر می تونید خودتون رو ابراز کنید . و طبیعتا وقتی تکنیک شما بالا می ره  شروع می کنید به دست اندازی کردن به سبکهای مختلف دیگر و آوردن در کار خودتون و فکر می کنم که همینجاست که ایجاد یک بدعت جدیدی رو می کنه . ایجاد یک سبک جدیدی رو در کار شما می کنه .

در مورد هنرکده موسیقی : حدودا بیست و دو استاد مختلف موسیقی با هم همکاری می کنیم که تعدادی ایرانی هستند و تعدادی غیر ایرانی . کلیه سازهای موسیقی کلاسیک در زمینه موسیقی غربی - پاپ _ راک _ موسیقی ایرانی اینجا تدریس می شه . سنتور ویولون پیانو فلوت نی و...  به هر حال حد و مرزی وجود نداره حتی سازهایی مانند طبله درس می دیم ( ساز هندی ) و اونچه که در زمینه موسیقی می شه نواخت ما انجام میدیم .

آلبوم هایی که انتشار دادم در آمریکا یکی آلبوم " اشک "  هستش .که با صدای آقای ستار به یاد رهی معییری که ارادت بسیاری دارم به رهی معییری . آلبوم دیگری پانزده  شانزده سال پیش بیرون دادم  به نام " جاودانه " که ساز سلوی بنده هست در حقیقت با همراهی تنبک آقای دکتر رضا ترشیزی که ایشون هم یکی از بهترین نوازندگان تنبک هستند . بسیار بسیار معقولانه و درست ریتم رو می نوازند . آلبوم دیگری دارم به نام  " گلرنگ " و آخرین آلبومی که دارم در حقیقت آلبوم " شمال " هست که فکر می کنم یک شیوه نوین و نوئی در سبک نوازندگی من باشه . 

 

 

  Shomalby
Logman Adhami 
----------------------------------------------
shomal_loghman_adhami
 

آلبوم اخیر یعنی " شمال " کاری هست بسیار بسیار زیبا با نگرشی نوین به موسیقی اصیل ایرانی که توسط لقمان ادهمی تدوین و تدارک دیده شده است . که شامل ده قطعه می باشد که نمونه هایی از هر آهنگ رو در جدول بالا مشاهده می کنید و می تونید اونهارو دانلود کرده و گوش کنید .حجمشون بسیار پایین هست و سریع دانلود می شن . این اثر بسیار زیبا بزودی در ایران منتشر خواهد شد و در حال حاضر مجوز انتشار اون در ایران گرفته شده است .

 استاد لقمان ادهمی

از لینک های زیر دو متن به زبان انگلیسی با تصاویر مختلف از زندگی استاد لقمان ادهمی دریافت کنید :

لینک ۱     -     لینک ۲

 از لینک های زیر  دو عکس بسیار زیبا و ارزشمند دریافت کنید :

عکسی از پرویز یاحقی و لقمان ادهمی

عکسی از لقمان ادهمی

 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

فایل های اضافه شده

با سلام به دوستان عزیز

فایلی جدید از ساخته های بسیار زیبای دکتر مسعود عطائی رو تقدیم می کنم به شما که در دستگاه چهارگاه هست . این اثر ۴ دقیقه ای بسیار زیبا و خودمانی ساخته شده و در تجلیل از هنرمندان ایران هست . متن ترانه را هم برای شما می نویسم .

نام آهنگ : ستارگان هنر

آهنگساز و ترانه سرا : دکتر مسعود عطائی - دستگاه : چهارگاه 

ستارگان هنر 

 

شد گلستان این دیار غم 

این دیار پر از غم و ماتم

خالی از یاس و لاله خندان 

خالی از بهترین هنرمندان

 

خالقی خالدی صبا و محجوبی 

نافریده فلک چو اینان محبوبی

مجد و ورزنده پر کشیدند به کهکشان چون برقی

تیر هجرش شکسته قلبم پرویز یاحقی 

 

صوت داوودی بنان کو خاموش است  خاموش است  خاموش است 

نغمه دلکش و مهستی در گوش است  در گوش است  در گوش است        

آن صدای خوش رفیعی در خاموش است   

شور و حال نوای پوران در گوش است

 

این عزیزان چنان ستاره در آسمان نورافشانند

همچو خیام و سعدی و حافظ افتخار ایرانند 

 

شد گلستان این دیار غم 

این دیار پر از غم و ماتم

خالی از یاس و لاله خندان 

خالی از بهترین هنرمندان

خالی از بهترین هنرمندان

برای دانلود آهنگ ستارگان هنر اینجا کلیک کنید

 ....................................

ساغرم شکسته ساقی

با اجرای آقای مصطفی مداحی  و حضور استاد همایون خرم و همسرشان

آهنگساز : همایون خرم - شعر از : معینی کرمانشاهی

همانطوری که می دانید این اثر سالها پیش توسط خانم مرضیه اجرا شده . اما اجرای آن توسط آقای مداحی نیز بسیار زیبا می باشد در آینده درباره آقای مداحی مطالبی می نویسم . توصیه می کنم حتما این فایل رو دریافت کنید اگرچه حجم ان حدود ۱۵ مگا بایت است . با این توضیح که قرار نبود در این پست این اثر رو قرار بدم . این فایل رو به صورت خصوصی برای ۴ نفر فرستادم ولی با کمال تعجب دیدم که بعد از گذشت تنها ۱۴ روز تعداد دانلود های آن الارقم حجم نسبتا بالا به ۴۴۵ تا رسیده است .

برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید

 

 

تقدیم می کنم به پرویز یاحقی :

ستم عشق تو هرچند کشیدیم به جان

ز آرزویت ننشستیم خدا می داند !!

گلهای رنگارنگ برنامه شماره ۱۹۶ ب

توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

با هنرنمائی استادان :

 پرویز یاحقی : ویولون - تار : فرهنگ شریف - آواز : اکبر گلپایگانی - تصنیف : الهه

شعر ترانه از : نواب صفا - بقیه اشعار از : مولانا - حبیب خراسانی - رهی معیری -

فروغی بسطامی - شمس مغربی

آهنگساز : علی تجویدی - در مایه ابوعطا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

اشرف السادات مرتضایی معروف به مرضیه

 

 

مرضیه ۲

مرضیه ۳

اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه  خواننده افسانه ای در سال 1926 میلادی ( ۱۳۰۶ خورشیدی )در تهران بدنیا آمد .

 پدرومادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز ، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش  زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص اورا تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی میکرد

"درزمانی که خانواده های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدرمن با وجودیکه یک فرد روحانی بود مراتشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتیکه من آغازبه خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه ای میداشت و هم دانش کلاسیک موسیقی. و هم چنین یک صدای خوب . در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای اورا تائید میکردند و همچنین تئوری موسیقی راباید بخوبی میدانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم

مرضیه در سال 1942 (1322 شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد ( تئاتر باربد) درنقش شیرین بازی کرد .این نمایش 37 شب روی صحنه بود.  که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و. با استقبال زیاد مردم مواجه شد

مرضیه بسرعت نظر استادان  موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامه ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود 1000 آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود.

بالاتر از موفقیت هایش در خوانندگی و موسیقی . او داری  کیفیت های تحسین برانگیزدیگری است که مهمتر از  همه شجاعت و پشتکار درخشان او در نوآوری بود . در زمانیکه خوانندگی به عنوان یک سرگرمی ویا شغلی نه چندان افتخارآمیز تلقی میشد و بخصوص زنها در خانه ها محبوس شده حق هیچگونه ابراز وجودی نداشتند به عنوان یک زن جوان او خوانندگی را بطور جدی و به عنوان یک کار تحصصی و غرورآفرین درسطح بالایی از نظر فرهنگی انتخاب کرد. تا جایی که کارسترگ او در هنر پارسی و با وجود همه اختلافات فرهنگی وزبانی اقوام ایرانی به زودی شناخته شد و او به عنوان یک سمبل یا اسطوره در  موسیقی ایرانی  توسط همه افراد ایرانی با هر فرهنگ و زبانی پذیرفته شد و بصورت یک گنج فرهنگی در آمد.

با وجود یکه او به قله هنر خویش رسیده بود برای 15 سال ( بعد از انقلاب 1357) مرضیه ترجیح داد که سکوت کند. او به تنهایی در دهکده ای دوراز تهران تنها برای ابرهای مسافر ، پرنده ها و رودخانه ها میخواند. زندگی او در حقیقت با تاریخ و فرهنگ ایران زمین عجین شده بود. عاقبت او در سال 1994 او به خارج از ایران سفرکرد.

 تعدادی از آثار خانم مرضیه جهت دانلود :

 

توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

  

1 –از میان گلها

 

حجم : ۱.۴ مگا بایت

 

2 – بیا بیا بنشین

 

حجم : ۱.۰۷ مگا بایت

3 – بت چین 

 

حجم : ۲.۲۴ مگا بایت

4دیدی که رسوا شد دلم

 

حجم : ۱.۹ مگا بایت

5 – دوش دوش

 

حجم : ۲.۲۴ مگا بایت

 

6 – گل سپیده

 

 حجم : ۱.۵ مگا بایت

7 – گلهای بهاری

 

 حجم : ۱.۳ مگا بایت

8 – گناه 

 

 حجم :۹۸۴ کیلو بایت

9 – جلوه هستی

 

 حجم : ۱.۸ مگا بایت

 

10 – می زده شب

 

 حجم : ۱.۶ مگا بایت

11امید دل من کجایی

 

 حجم : ۲.۵ مگا بایت

12 – عمر دوباره

 

 حجم : ۲.۱ مگا بایت

13 – پیوند گلها 

 

حجم : ۱.۹ مگا بایت

 

14 – راز دل

 

 حجم : ۱.۳ مگا بایت

15 – سنگ خارا 

 

 حجم : ۲ مگا بایت

16 – صبح خندان

 

 حجم : ۱.۹ مگا بایت

17 – صبح امید  

 

حجم : ۱.۹ مگا بایت

 

18 – سوز دل  

 

حجم : ۱.۶ مگا بایت

19 – تنهایی 

 

حجم : ۲ مگا بایت

20 – طاووس

 

 حجم : ۲.۵ مگا بایت

21 – به زمانی 

 

حجم : ۱.۹۵ مگا بایت

 

22 – بیداد زمان 

 

حجم : ۱.۸۲ مگا بایت

 

23 –ساغرم شکسته ساقی

 حجم : ۱.۷۳ مگا بایت

 

 

 

 

دانلود متن برخی از ترانه های مرضیه به صورت فایل Word 

 

حجم فایل : ۴۴ کیلو بایت 

 

 

 خانم مرضیه در سال ۱۳۷۴ خورشیدی در سالن آلبرت هال لندن کنسرتی بی نظیر و تاریخی اجرا کردند که با همکاری ارکستر لندن به رهبری محمد شمس و نوازندگی استاد دکتر حمیدرضا طاهرزاده نوازنده برجسته تار و تعدادی از نوازندگان ایرانی صورت گرفته است . در آینده قطعاتی از این کنسرت را هم به صورت صوتی و هم تصویری آپلود خواهم کرد . شما می توانید قسمت بسیار کوچکی از این کنسرت بی نظیر را از لینک زیر ببینید ( کمتر از ۲ دقیقه ) .

 

لطفا این فایل را دانلود کنید و در حالت آنلاین بر روی آن کلیک کنید  

 

 حجم : کمتر از ۱ کیلو بایت !!!!

 

 

 

 

 

این هم آلبوم " سرشار از خاطره " با نوازندگی آقایان :

 

دکتر جهانشاه برومند و فضل الله توکل

 

که بعضی از آهنگ های اجرا شده متعلق به ترانه های خانم مرضیه هست .

 توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

 

 

حجم : 678 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_1.mp3

حجم :769 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_2.mp3

حجم :  1.389مگا بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_3.mp3

حجم : 759 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_4.mp3

حجم : 681 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_5.mp3

حجم : 539 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_6.mp3

حجم : 793 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_7.mp3

حجم : 775 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_8.mp3

حجم : 697 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_9.mp3

حجم : 910 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_10.mp3

حجم : 493 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_11.mp3

حجم : 744 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_12.mp3

حجم : 295 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_13.mp3

حجم : 309 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_14.mp3

 

 این هم آلبوم طوبی ۲ اثری از پرویز یاحقی 

 

برای دانلود این فایل ها بر روی هر تراک کلیک کنید :

 

حجم :  ۳۰۴ کیلو بایت

Track_1

حجم :   ۳.۱۰۹مگا بایت

Track_2

حجم :   ۳.۱۲۷مگا بایت

Track_3

حجم :   ۲.۴۵۵مگا بایت

Track_4

حجم :   ۳.۴۵۱مگا بایت

Track_5

حجم :  ۸۴۳ کیلو بایت

Track_6

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:2  توسط عبــاس و امیــد  | 

گوشه های مهم دستگاه سگاه

((به نام خدا))

با سلام

دوستان عزیز امروزهم مانند روال قبل با آوازها و مطالبی پیرامون دستگاه سگاه در خدمتتون هستم:

استاد خالقی در مورد دستگاه سگاه این چنین می فرمایند:

دستگاه سگاه:

سگاه آوازی است بی نهایت غمگین وناله های جانسوز آن ریشه و بنیاد آدمی را از جا می کند و از راز و نیاز عاشقان دوری کشیده واز بیچارگی بینوایان و ضعیفان گفت و گو میکند .

البته حالت این دستگاه در همه جا ثابت و یکسان نیست بویژه در مخالف بسییار با شکوه است که نمونه ی آن را استاد ایرج در گلهای رنگارنگ ۵۱۰ با زیبایی خاصی اجرا کرده اند.

از تصنیف های زیبا در دستگاه سگاه می توان به : تصنیف (مرا عاشقی شیدا تو کردی) ساخته ی استاد تجویدی با نوای دل انگیز استاد بنان اشاره نمود.

 گوشه های مهم دستگاه سگاه عبارتند از:

درآمد:که معمولا همه ی دستگاه ها با گوشه ای به نام درآمد که نشان دهنده ی حالت دستگاه است آغاز می شود.

زابل:بر درجه ی سوم گام تاکید دارد

مویه:که بر درجه ی پنجم گام تاکید می کند وحالتی مانند شور دارد

مخالف:که بر در جه ی ششم تاکید دارد و حالت آن با سگاه متفاوت است و می توان از این گوشه برای مرکب خوانی به اصفهان نیز استفاده کرد.

لازم به ذکر است که دستگاه سگاه مورد علاقه ی مخصوص استاد حبیب الله بدیعی بوده است به طوری که با ذوق خاصی آن را اجرا کرده اند.

نقل شده است در روز درگذشت استاد صبا که همه ی شاگردان ایشان و نوازندگان بزرگ ویلن در رادیو حضور داشتند خواسته شد تا چهار مضراب معروف استاد صبا در سگاه (زنگ شتر) را کسی بنوازند که در میان اساتید بزرگ ویلن تنها ایشان اعلام آمادگی نمودند و از عهده ی کار هم برآمدند.

 

برنامه ی گلها:

اول:

گلهای رنگارنگ ۵۷۶

با همکاری هنرمندان:ایرج ـ مهستی ـ همایون خرم ـ جلیل شهناز ـ جهانگیر ملک

دستگاه:سگاه

اشعار متن برنامه:ابولقاسم حالت ـ افسانه ی یغمایی ـ پژمان بختیاری

غزل آواز:علی اشتری

گوینده:آذر پژوهش

 

 دانلود گلهای رنگارنگ 576

 

برنامه با صدای خانم پژوهش آغاز می شود:

به خانه ام ز تو آیینه ای به جا مانده است             نشانه ای است که از آن روی دلگشا مانده است

گرفته زنگ غم و گشته پای تا سر  چشم               ز  بس  که  چشم  براه  تو  دلربا   مانده   است

از  این  نگاه  قریبی  که می کند پیداست               که   سخت   دور   ز  دیار   آشنا   مانده   است

 

دوم:

برگ سبز ۲۷۲

با همکاری هنرمندان:قوامی ـ همایون خرم ـ رضا ورزنده ـ امیر ناصر افتتاح

آهنگ:سگاه

اشعار متن برنامه:سایه ـ رضا قلی میرزا

غزل آواز رنجی

گوینده: روشنک

 

دانلود برگ سبز 272

 

گذشتم از تو که ای گل چو عمر من گذرانی           چه گویمت که به باغ بهشت گمشده مانی

چگونه   خار  گذاری  مرا  که  جان  عزیزی             چگونه  پیر    پسندی  مرا که  بخت جوانی

تو غنچه بودی و من عندلیب  باغ  تو بودم               کنون به خاریم ای بلبل شکفته چه رانی

سوم:

تصنیف مرا عاشقی شیدا

آهنگ ساز:استاد علی تجویدی

خواننده:استاد غلامحسین بنان

 

تصنیف مرا عاشقی شیدا

 

مرا عاشقی شیدا فارغ از  دنیا  تو  کردی  تو  کردی      مرا عاقبت  رسوا  مست  و  بی  پروا  تو کردی

ندانت کس جانا چه کردی  چه ها کردی با ما چه کردی    دو چشمم را دریا دور افشان گوهر زاد تو کردی

 و...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:1  توسط عبــاس و امیــد  | 

دستگاه همایون

دستگاه همایون: از دستگاه های محبوب ایرانیان است و هم باشکوه (قسمت درآمد) و هم سوزناک (در بیداد) است معروفترین تصنیف همایون " شد خزان استاد بدیع زاده است ".همایون آوازی است با شکوه و مجلل و آرام و در عین حال موثر و جذاب و دلربا و زیبا.

گفتارش پر از علو و عظمت و نصیحتش از روی کمال مهارت و منتهای تجربه و پختگی است .

بیانش سحرانگیز و ماهرانه است .

و اکنون نظر استاد خالقی در مورد دستگاه همایون:

همایون ناصحی است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعین خود مکالمه و درد دل می کند و با بیان شیوا چنان نصیحت می کند و پند می دهد که هیچ سخنران را از این مهارت و استادی نیست .

در اثر شنیدن این آواز انسان غرق عالم تفکر می شود. اگر نوازنده ماهر باشد میتواند شنونده را به عالمی فوق عالم مادی سوق دهد. همایون چون دشتی ناله نمی کند .خلاصه می توان گفت همایون معجونی است که از تمام عواطف و صفات روحانی عالی ساخته و پرداخته شده و به حقیقت اسمش با مسمّی و راستی همایون است.

گونه ها و گوشه های دستگاه همایون عبارتند از :

درآمد ـ موالیان ـ چکاوک ـ بیداد ـ کرشمه ـ نی داوود ـ باوی  ـ لیلی و مجنون ـ طرز ـ نوروز عرب ـ نوروز صبا ـ نوروز خارا ـ فرهنگ ـ زابل ـ بیات غم ـ بحر نور ـ غزال ـ دناسری ـ زنگوله ـ عشاق ـ شوشتری ـ بیگی ـ مرودشتی ـ بهبهانی ـ منصوری ـ بختیاری ـ موالف ـ تبریز و جامه داران ـ

در آمد :در آمد همایون بسیار با شکوه و لطیف است.

چکاوک :بر درجه چهارم گام تاکید دارد و از زیر مجموعه های مهم این گوشه شوشتری است که به طور مستقل و مفصل نیز اجرا می شود.

بیداد: درجه پنجم گام همایون است و بعضی آهنگسازان حتی فقط در این گوشه تصنیف ساخته اند برای مثال:بیداد زمان از استاد پرویز یاحقی ـ اشک من هویدا شد از استاد همایون خرم .

اسم این گوشه بسیار با مسما است چون بر خلاف در آمد که شکوه و وقار خاصی دارد کاملا با فریاد و جانسوز است.

از زیر مجموعه های بیداد گوشه های نی داوود و باوی و .. است .

در آواز همایون می توان به دستگاه های دیگر نیز مرکب خوانی کرد.

مثلا" پس از خواندن بیداد با یک نغمه کوچک که برخی آنرا عشاق می نامند وارد شور می شوند و یا وقتی آواز شوشتری خوانده شد می توان بوسیله منصوری وارد چهارگاه شد.

و اکنون بپردازیم به ساز و آواز امروز:

 

اثر اول یکی از کارهای استاد بی بدیل آواز ایران ایرج (حسین خواجه امیری )است. به جرات می توان گفت این آواز که در دستگاه همایون اجرا شده یکی دیگر از شاهکارهای استاد ایرج هست. چنان که اگر با دقت به این آواز گوش کنید می بینید که استاد ایرج گوشه و یا تحریری را در دقیقه ی ۳۰/۲۰ به کار می برند که تا اکنون که بنده نزدیک به ۷۰۰ برنامه ی  گلها را دارم و  اکثر آن ها را گوش کرده ام از هیچ خواننده ای نشنیده ام  و به جرات می توانم بگویم هیچ خواننده ای نمی تواند این تحریر و یا گوشه را باه آن ظرافت و تکنیک و زیبایی اجرا کند.

بنا براین به دوستان توصیه می کنم که این شاهکار  آوازی را از دست ندهند.

 

گلهای رنگارنگ ۵۴۳

با همکاری هنرمندان:ایرج ـ سیمابینا ـ همایون خرم ـ جلیل شهناز ـ و ناصر افتتاح

آهنگ: همایون از مهدی خالدی

ترانه : از مشتاق اصفهانی

اشعار متن برنامه :امیر شاهی ـ صیدی تهرانی

غزل آواز :اطهری کرمانی

گوینده :روشنک

 

      ابر  امد  و   بگریست   بر   اطراف   چمن ها        شد   شسته به  شبنم  رخ   گلها و   سمن ها

      از  ما  سخنی  بشنو  و  با  ما  سخنی  گوی             کز   بهر   تو   بسیار    شنیدیم  سخن ها

     گه ناز و گهی عشوه و گهی جور و گهی لطف           غیر  از  تو  چه  داند  دگری  این همه  فن ها

 

دانلود گلهای رنگارنگ 543  

 

 **********

اثر دوم آوازی از استاد محمود محمودی خوانساری است که با پیانوی زنده یاد استاد مرتضی محجوبی که در دستگاه همایون اجرا شده است.  و به یقین این آواز هم از شاهکارهای استاد خوانساری است که با  لطافت و تحریر های دلربا و جذاب ایشان اجرا شده است.

 

 

برگ سبز ۱۳۴

با همکاری هنرمندان:محمودی خوانساری ـ محجوبی ـ تجویدی

اشعار:عطارـ پژمان بختیاری ـ مسعود سعد سلمان ـ دنیا ـ عراقی

آهنگ :همایون و شوشتری

گوینده :روشنک

 

ما هم به روزگار جوانی  ز شور   عشق                          عبرت   فضای   مردم   فرزانه  بوده ایم

   ای   عاقلان   به  لذت  دیوانگی   قسم                          ما نیز   دل  شکسته و  دیوانه بوده ایم  

گر چه امروز ز هم دور مکان من و توست                        باز آمیخته با هم دل و جان من و توست

  هر سحر مرغ چمن قصه ی ما می خواند                       هر زمان باد صبا نامه رسان من و توست  

قصه ی غصه ی عشاق جهان گشت کهن                     حال یار نوبت ما گشت زمان من و توست

 

دانلود برگ سبز 134

 

 

*********** 

اثر سوم آوازی بسیار زیبا از استاد اسماعیل ادیب خوانساری است.که صدای گرم پر شور ایشان در حدود

در حدود ۵۰ سال در سراسر مملکت طنین انداز بود.

از شاگردان استاد ادیب می توان به استاد بزرگوار اکبر گلپایگانی نام برد .

قسمت از زندگینامه ی استاد اسماعیل ادیب خوانساری :

زنده یاد استاد اسماعیل ادیب خوانساری زاده خوانسار است.شهری کهن در مرکز ایران که بین اراک و اصفهان در جنوب گلپایگان در منطقه ای سرسبز و کوهستانی و خوش آب  هوا قرار گرفته است.

ادیب خوانساری در روز عید قربان سال ۱۳۲۰ هجری قمری مطابق با سال ۱۲۸۰ حجری شمسی که سالی کبیسه بود در خوانواده ای اهل علم و تقوا و معلوم و روحانی دیده به جهان گشود .ادیب خوانساری یکی از خوانندگان متاخر و از اولین کسانی است که زمانی زمانی که رادیو ایران تاسیس شده بود شروع به همکاری با رادیو ایران کرد. و تقریبا می توان گفت هم دوره ی مرحوم تاج اصفهانی است. که هر دو اینها شاگرد مرحوم سید رحیم بوده اند مرحوم ادیب یک دوره صفحاتی پر کرده است که سنین نوجوانی مرحوم ادیب است به سال ۱۳۱۰ است که می شود گفت در این زمان ادیب ۲۸ ـ ۳۰ ساله بوده است که این صفهات را پر کرده است که با تار استاد موسی معروفی (پدر استاد جواد معروفی)و ویلون مرحوم حسین یاحقی است (دایی استاد پرویز یاحقی) آقای حسین یاحقی که نوازنده ی ویلون و کمانچه بوده است که آن صفهات ر ا با این دو استاد پر کرده است. و بسیار زیبا و خیلی در اوج می خواند.ولی بعدها نمی دانم چه اتفاقی افتاده که بیشتر مرحوم ادیب در دو دونگ می خواند بسیار هم پر حالت و وبسیار زیبا.و آوازهای که از مرحوم ادیب باقی مانده می توان گفت به زمانی است که استاد ادیب در دو دونگ می خواند و صدایی خسته دارد. 

 

 

 

آواز همایون و بیداد

آواز:استاد اسماعیل ادیب خوانساری

پیانو:استاد مرتضی محجوبی

ارکستر طاطایی

سال ضبط:۵/۷/۱۳۱۷

 

عشق بازی من آخر ختم جهان را زد                      آن راهیست که از در من مسکین گردند

و ...

 

 دانلود آواز همایون با صدای استاد ادیب خوانساری

 

***********

 

اثر چهارم آوازی است با صدای استاد رضا قلی میرزا ظلی که در همایون وبیداد است و بسیار زیبا و در اوج است.

 

 

آواز همایون و بیداد

آواز:رضا قلی میرزا ظلی

ارکستر:رودکی

پیانو:استاد مشیر همایون شهردار

تاریخ ضبط:۱۴/۶/۱۳۱۲

 

 دانلود آواز با صدای استاد ظلی 

 

*********

و پنجمین برنامه تصنیفی است بسیار زیبا و این اثر هم در همایون و بیداد  و با صدای خانم مرضیه است.

خانم مرضیه از جزو معدود کسانی است که در اجرای تصنیف مهارت و آشنایی بسیار بالایی دارند.

مخصوصا" تصنیف هایی که با ارکستر های بزرگ مثل ارکستر گلها اجرا کرده اند.

اگر با دقت به این تصنیف گوش بدهید در خواهید یافت که ریتم ارکستر با نوازنده ی تنبک است که مهارت بالایی دارند.(فکر می کنم نوازنده ی تنبک استاد امیر ناصر افتتاح باشند)اگر هم اشتباه نوشته ام از دوستان می خواهم که که من را از نوازنده ی تنبک با اطلاع کنند.

 

 

 

تصنیف طاقتم ده(ساغرم شکست ای ساقی)

در دستگاه همایون و بیداد

خواننده:بانو مرضیه

آهنگساز:استاد همایون خرم

شعر ترانه :معینی کرمانشاهی

 

خاطرات عمر رفته در نظر گاهم نشسته               در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته    

ای خدای بی نصیبان طاقتم ده                         قبله گاه ما قریبان طاقتم ده

     ساغرم شکست ای ساقی                             رفته ام ز دست ای ساقی  

و ... 

دانلود تصنیف طاقتم ده

 

منتظر نظرات شما هستم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:59  توسط عبــاس و امیــد  | 

ترانه ها ی موسیقی دانان و هنرمندان پارسی ایران زمین

سلام

 در این پست آهنگ زیبا و معروف مراببوس  را قرار میدهم اما نه آن مرا ببوسی که گلنراقی خوانده است چون آن اثر اکثر عزیزان شنیده اند و در مجموعه ۵۰ سال موسیقی ایرانی که در بازار موجود است وجود دارد. (مراببوس گلنراقی با اینکه ساخته مجید وفادار است اما در آن ویلن پرویز یاحقی نواخته شده است .) برای این پست اولین اجرای مرا ببوس را با صدای پروانه قرار داده ام که این آهنگ برای فیلم اتهام ساخته شاپور ياسمي كه در ارديبهشت ماه سال 1335 روي پرده رفت، ساخته شد با لب‌خواني ژاله علو اجرا شد.

چون این روز ها هنوز داغ از دست دادن الهه را فراموش نکرده ایم اجرای دیگری از این ترانه را که الهه ی عزیز آن را بازخوانی کرده بود را قرار میدهم.

متن ترانه این است اما اجرای پروانه بعضی از ابیات را ندارد.

مرا ببوس، مرا ببوس

برای آخرين بار، تو را خدا نگهدار که مي روم به سوی سرنوشت

بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

در ميان توفان هم پيمان با قايقران ها

گذشته از جان بايد بگذشت از توفان ها

به نيمه شب ها دارم با يارم پيمان ها

که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

شب سيه سفر کنم، ز تيره ره گذر کنم

نگه کن ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من ميفکن

دختر زيبا امشب بر تو مهمانم، در پيش تو مي مانم، تا لب بگذاری برلب من

دختر زيبا از برق نگاه تو، اشگ بي گناه تو، روشن گردد يک

امشب من

پزوانه و مجید وفادار

الهه
 

 

بشنوید : مراببوس با صدای پروانه (اولین اجرا) 

بشنوید : مراببوس با صدای الهه

آهنگساز : زنده یاد مجید وفادار

شاعر : حیدر رقابی(هاله)

 

***

 

بشنوید: شب انتظار

خواننده : داریوش رفیعی

آهنگ ساز: مجید وفدار

شاعر : دکتر محمود صنائی ( شهر آشوب )

آهنگ در مایه : دشتی

در مورد خواننده : داریوش رفیعی اعیان زاده ای از خاندان بزرگ لطفعلی خان رفیعی بود که در ۴ دی ۱۳۰۶ در بم زاده شد .پدرش نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود . او دارای روی خوش خلق نیکو و صدای تاثیر گذار بود . او تحصیلاتش را در زادگاهش رها کرد تا به تهران بیاید و به زعم خود خواننده ای تمام عیار شود . رفیعی در تهران تحت تعلیم سید جواد بدیع زاده قرار گرفت و با او صمیمی شد چنانکه یکی از اعضای خانواده ی او به شمار میرفت. خیلی زود به اداره ی رادیو راه یافت ابتدا با مصطفی گرگین زاده کار کرد و سپس با مجید وفادار دوست شد و وفادار که در پیدا کردن استعداد های جوان استادی صاحبنظر بود، خواننده ی محبوب خود را در او یافت .

صدای نرم وغمگین و پرشور او و ترانه های محلی کرمانی که او اجرا میکرد او را بعنوان محبوبترین خواننده جوان دهه ی ۱۳۳۰ تبدیل کرد ولی افسوس که شهرت و محبوبیت و ثروت زودرس ، رفیعی جوان را ناخواسته به منجلاب تباهی و جوانمرگی کشاند . او این اقبال را داشت که با آهنگ سازان بزرگی چون وفادار و یاحقی کار کند و کلام ترانه سرایان بزرگ روزگار خود چون زنده یاد نواب صفا و استاد عزیز بیژن ترقی (از همین جا آرزوی سلامتی برای ایشان را مسئلت داریم) و کریم فکور را بخواند .

ولی متآسفانه داریوش رفیعی به علت بیماری کزاز در ۲ بهمن ۱۳۳۷ درگذشت و در پیچ پیچ راه قبرستان ظهیر الدوله رختخوابشان مستانه برای همیشه پهن است .(اشاره شد به آهنگ مستانه داریوش رفیعی که یک آهنگ محلی کرمانی در مایه افشاری است . حتمآ در پست های بعدی آنرا قرار خواهم داد )

برگرفته از شرح احوال هنر مندان در کتاب هزار دستان (با دستکاری و اضافه و کم کردن)

 

**********

 

بشنوید : گلهای رنگارنگ برنامه شماره۵۵۵

خوانندگان : الهه ـ گلپایگانی ـ محمودی خوانساری

هنرمندان : احمد عبادی ـ علی تجویدی ـ فرهنگ شریف ـ منصور صارمی

ـ محمد موسوی ـ امیر ناصر افتاح

اشعار : عماد خراسانی ـ مولوی ـ آذربیدگدلی ـ ابو سعید ابی الخیر

 ***

 

بشنوید : ملکه گل ها ( الهه و داریوش رفیعی) 

ملکه گل ها یکی از دو صدایی های جاودان موسیقی ایرانی است .من خودم این تنها ترانه ی دو صدایی است که از مرحوم رفیعیشنیده ام(لطفآ اگر شما دارید برای وبلاگ خودتان بفرستید با تشکر) فکر میکنم آهنگ آن از شادروان مجید وفادار باشد ؟!

متن ترانه: ( توضیحات : الهه* داریوش رفیعی + )

+عشقت ای گل خندان کرده به پا شور و نوا در دل من *بازا تا ه بسازد دست وفا قلب تو را مایل من

+بازا ملکه گلها غم دل ما را درمان سازد +شادم از آن گل رویش که خرمن مویش پنهان سازد

*یاد لعل خندان دو دیده عاشق را گریان سازد *دردا سیل اشکم بنای امیدم را ویران سازد

+* خوش بود جوانی عشق و زندگانی با آن یار جانی

+سازد عروس بهاری در عالم یاری محزونم + دارم زدیده ام سیلی ز دوری لیلی مجنونم

*بشنو ترانه ی بلبل ز غم رخ گل در این چمن *دارد گله فراوان ز عشوه خوبان این قلب من

+در فراق روی تو ای پری جان سوزد غم دل من * بی تو باشد در بزم زندگیاشک و خون می و گل من

+ازدیدار آن لعل ارغوان گل شرم آرد به چمن * تاب موی تو خال روی تو برده طبع دل من

+سوز عاشقان ناز گلرخان راز دلبری میکند عیان*یک تبسم از آن دو لب بتا میکشناد از قلب عاشقان آه

+بختم در جدایی ز غم تو برگشته چون مژگانم *برده خواب شیرین ز دیده بیدار من چشمانت

+آه .. در قلب سنگ تو هرگز آه سوزانم نکند اثری

*وای بر من و عشق من گر بعد ازاین شام غم نبود سحری

+خندد بر این دل شیدا ملکه گلها چون جام می *ساقی از آن می باقی روانه کن جامی بر سوی وی

*+شادم زانکه یک دم سر مرا دامان او بالین است

*+ با این عشق و مستی به عاشقان زندگانی شیرین است

 

*****

 

 

بشنوید :موش و گربه با صدای الهه 

موش و گربه یکی از ترانه های شوخ و شنگ الهه میباشد.الهه این ترانه را خیلی خوب و روان خوانده اند در قسمتهای آخر این ترانه کلمه ها به حدی با سرعت ادا میشود که باعث تعجب است !

آهنگ این ترانه از شادروان مجید وفادار است و شعر آن از کریم فکور است اگر توجه کنید متوجه می شوید که شعر کریم فکور هم بی اختیار فلسفه معروف تنازع بقاء چارزل داروین دانشمند انگلیسی قرن۱۹ ام وعبید زاکانی و داستان موش و گربه او که بی شک یکی از آثار برجسته ادب ایران است را به یاد می آورد.

                

 

****

 

 بشنوید: **گلهای رنگارنگ ۲۶۴**

از خون جوانان وطن لاله دمیده

هنرمندان:تصنیف :الهه/آواز: گلپایگانی

ویلن : پرویز یاحقی

شاعر و آهنگساز :ابوالقاسم عارف قزوینی

تنظیم برای ارکستر : روح الله خالقی

****
 

بشنوید :ای ایران

خواننده : غلامحسین بنان

آهنگ ساز : روح الله خالقی

شاعر :حسین گل وگلاب

ای ایران را بنا به درخواست دوست عزیزی که من را مورد عنایت قرار داده بودند برایتان آپلود میکنم.ایشان از روزنامه طلوع بودند که فکر میکنم در استانهای جنوبی کشور انتشار می یابد. 

درضمن تشکر ویژه دارم از جناب صالحی نگارنده وبلاگ آوای ایرانی که مرحمت فرمودند و دعوت نامه ی فضای  پرشین گیگ را برایم فرستادند. واین تقارن میمونی بود که امروز آهنگ ای ایران را با فضای ایرانی آپلود کنم.

متن ترانه :

ای ایران ای مرز پر گهر ..................................ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان..........................................پاینده مانی و جاودان
ای  دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم.....جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام .............................دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما.................پاینده باد خاك ایران ما
سنگ كوهت دُر و گوهر است........................خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم ...............................برگو بی مهر تو چون كنم
تا  گردش جهان و دور آسمان بپاست.....نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام ..........................دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما..................پاینده باد خاك ايران ما
ایران ای خرم بهشت من................................روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم ..........................................جز مهرت بر دل نپرورم
از  آب و خاك و مهر تو سرشته شد گلم..مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام ..........................دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما...................پاینده باد خاك ایران ما

سعی میکنم پست های قبلی را هم با پرشین گیگ بارگذاری نمایم که ملی باشد.

تذکر میدهم که عکس این پست اثر استاد حجت شکیبا است. 

 
****
 

بشنوید : گلهای جاویدان ۱۳۰

خوانندگان : غلامحسین بنان * حسین قوامی

هنرمندان :عبادی/کسایی/تجویدی/شهناز/محجوبی/افتتاح

گوینده : روشنک

موضوع برنامه : شناخت مولانا جلال الدین بلخی

آوازها :ابو عطا و ماهور

گل های جاویدان اثار کمیابی هستند فکر میکنم فقط همین شماره را داشته باشم اگر داشتید حتما برای وبلاگ خودتان  بفرستید .

***
 

بشنوید :آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

آواز : استاد غلامحسین بنان

ترانه سرا: استاد شهریار

آهنگ ساز : روح الله خالقی

پيانو : زنده ياد جواد معروفي

متن ترانه :

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟؟
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟
بی وفا بی وفا حالا كه من افتاده ام از پاچرا؟؟
نوشدارویی نوشدارویی نوشدارویی و
بعد از مرگ سهراب آمدی !!!
سنگدل سنگدل سنگدل این
زودتر میخواستی حالا چرا!
عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا؟؟
نازنينا نازنينا نازنينا ما به ناز توجوانی داده ايم
ديگر اكنون با جوانان
ناز كن با ما چرا
وه كه با اين عمر های كوته بی اعتبار
اينهمه غافل شدن از چون منی شيدا چرا؟؟؟
آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي كند
در شگفتم من در شگفتم من
نمی پاشد ز هم دنيا چرا
شهريارا بي حبيب خود نمی كردی سفر
راه عشق است اين يكی بي مونس و تنها چرا
بی مونس و تنها چرا؟

                                                          بنان 

 

***
 
این بار تصنیف شرط وفا را با صدای استاد غلامحسین بنان برایتان قرار میدهم همانطور که در معرفی اثر گفته می شود ترانه شرط وفا در آواز بيات ترك است اركستر شماره يك به رهبري ارجمند - محمد ذوالفنون و با صداي حسين بنان به سمع و نظرشما مي رسد.

بشنوید: شرط وفا با صدای بنان        استاد غلامحسین بنان در جوانی

 

****

 

بشنوید : گلهای رنگارنگ ۵۰۰

نام اثر : بهار نورسیده

خواننده :حمیرا

آهنگساز : پرویز یاحقی

ترانه سرا : بیژن ترقی

هنرمندان : یاحقی * مجید نجاهی *جهانگیر ملک

رهبر ارکستر : جواد معروفی

اشعار آواز و متن برنامه : عماد خراسانی 

حمیرا وپرویز یاحقی

 

****

حمیرا

بشنوید : پشیمانم

خواننده :حمیرا (پروانه امیر افشاری)

آهنگساز : استاد علی تجویدی

شاعر : بیژن ترقی

متن ترانه :

اگر با دل مهربان تو من بی وفا شده ام * پشیمانم 

اگر به غیر تو در جهان به کسی آشنا شده ام *پشیمانم

امیدم تویی /نا امیدم مکن جز تو یاری ندارم

سحر شد بگو / با کدام آرزو سر به بالین گذارم

به عشقت قسم / بر دو چشمت قسم /جز تو گر با کسی هم نوا شده ام *پشیمانم۴

چرا پشت پا بر جهان نزنم؟/ به دست خود آتش به جان نزنم؟

بگو با همه بی پناهی خود / چرا شعله بر آشیان نزنم؟

به عهدی که با چشم مست تو بستم /دیوانگی کردم و آن شکستم

خدا داند / خدا داند / جز تو گر با کسی همنوا شده ام* پشیمانم۴ 

میمیرم از این پریشانی /دردا که  هرگز نمیدانی

بامن چه کرد این پشیمانی

با خدای خود گفت و گو دارم / عشق گذشته را آرزو دارم

 خدا داند / خدا داند /  امید دل نا امیدم تویی جز تو یاری ندارم

سحر شد بگو / با کدام آرزو سر به بالین گذارم

به عشقت قسم / بر دو چشمت قسم /جز تو گر با کسی آشنا شده ام *پشیمانم۴

 

 

********

 

بشنوید : مرغ بی آشیان

خواننده : سید جواد بدیع زاده

بدیع زاده

هفته ی پیش به سفر رفته بودم  حدود هفت هشت بار کاست بدیع زاده را گوش دادم به خاطر همین امروز این اثر را قرار دادم . این کاست را انتشارات ماهور چند سال پیش منتشر کرده است دوستانی که توانستند آنرا تهیه کنند ولی من اگر عمری بود کم کم آنرا در وبلاگ قرار میدهم .

متن تصنیف :

ای مرغ بی آشیان - بیرون شو از بوستان - کز ستم باد خزان
از باغ شو به در - چون لا له ی تر
بیداد این باد ببین باگل چه ها کرد
چهره ی گل شد زبی مهری او زرد
باغ بدین سبزه شد جولا ن گه زاغ - بلبل بی نوا بیرون شو از باغ
ای ... ساقی اندر قدح خون رخ به لب ریز
وی...مطرب از دل برآرنغمه ی دلا ویز
تا برآرم از سینه ی نفس
این جهان نکردست به کس پایداری
ای بسا که بعد از من و تو - گل کند به مرغان قفس غمگساری
مطرب برون از پرده کش آهنگ افشار
ساقی بده جامی به یاد روی دلدار
ای نسیم صبا رو سوی یار من - کن بیان شرحی از حالت زار من
کز جور تو این عاشق زار - چونان بلبل روزش شده تار
یا مرحمتی بر حالت وی - یا از سر وی تو دست بردار

 

***

 

بشنوید : هدیه عاشق

خواننده : بانو قمرالملوک وزیری

شاعر : ایرج میرزا

آهنگساز :    ؟

برای دریافت متن ترانه اینجا را کلیک کنید

در مورد ایرج :
 ایرج میرزا ملقب به «جلال‌الملک»، شاعر ایرانی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی بود.او فرزند صدرالشعرا غلامحسین میرزای قاجار و از طریق پدر بزرگش ملک ایرج بن فتحعلی شاه نتیجه فتحعلی شاه قاجار بود. در فارسی و عربی و فرانسوی مهارت داشت و روسی و ترکی نیز می‌دانست و خط را خوب می‌نوشت. تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون تبریز صورت گرفت و در نوزده‌سالگی هنگام ولیعهدی مظفر الدین میرزای قاجار لقب «صدرالشعرا» یافت. لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی مختلفی پرداخت که از میان آنان کار در وزارت فرهنگ (معارف آن‌زمان) بود.

شعر ایرج به خاطر طنز سنگین، و در برداشتن نکاتی که در عرف جامعه بعضاً غیراخلاقی تلقی می‌شود معروف است. سبک شعری او ساده و روان و دربرگیرنده واژگان و گفتارهای عامیانه‌ و رکیک است. شعر "داشت عباسقلی خان پسری..." از ایرج میرزا را نخستین شعر با ادبیات کودک در فارسی می دانند.(برگرفته از ویکی پدیا)

 

****

 

بشنوید:  مرغ سحر        

 نام اثر : مرغ سحر

خواننده : قمر الملوک وزیری

شاعر : ملک الشعرا بهار 

دستگاه: ماهور 

آهنگساز : مرتضی ني داوود 

سال آفرينش: ۱۳۰۴ 

مرغ سحر ناله سر کن ................ داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، اين قفس را ............ برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را .. پر شرر كن !

ظلم ظالم ، جور صياد .................... آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت .......... شام تاريك ما را سحر كن

نوبهار است ، گل به بار است .......... ابر چشمم ، ژاله بار است
.................. اين قفس چون دلم تنگ و تار است ..................
شعله فكن در قفس اي آه آتشين ..... دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين ... بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران ............... مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
بند دوم:
عمر حقيقت به سر شد ................. عهد و وفا بي اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق ............... هر دو دروغ و بي ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ..... قول و شرافت همگي از ميانه شد
از پي دزدي ، وطن و دين بهانه شد .. ديده تر كن!

جور مالك ، ظلم ارباب ................... زارع از غم گشته بي تاب
ساغر اغنيا پر مي ناب .................. جام ما پر ز خون جگر شد
اي دل تنگ ناله سر كن ................. از مساوات صرف نظر كن

ساقي گلچهره بده آب آتشين ........ پرده دلكش بزن اي يار دلنشين
........................ ناله بر آر از قفس اي بلبل حزين ........................
كز غم تو ، سينه من ...................پر شرر شد ، پر شرر شد


><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
بند دوم اين تصنيف ، سياسي بوده و فقط در این اجرا موجود است.
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><

 

****

برایتان تصنیف آتشی در سینه دارم را آپلود کردم بیت اول این تصنیف بر روی سنگ مزار بانو قمرالملوک وزیری حک شده است

 

آتشی در سینه دارم جاودانی *عمر من مرگیست نامش زندگانی

رحمتی کن کز غمت جان میسارم*بیش ازین من طاقت هجران ندارم

کی نهی بر سرم ای ای پری کز وفداری *عمر من شد تبه بس درغمت کرده ام زاری

نوگلی زیبا و خوش حسن و جمالی*عطرآن گل رحمت است و مهربانی

              ناپسندیده بود دل شکستن*رشته الفت و یاری گسستن

        کی کنی ای پری* غم که ستمگری*میفکنی نظری*آخر به چشم ژاله بارم 

گرچه ناز دلبران دل تازه دارد            ناز هم معبود من اندازه دارد

 هیچ و گر ترحمی /نمیکنی بر حال زارم *جز دمی (که بگذرد)۲ از جمله؟ کارم

دانمت که بر سرم گذر کنی از رحمت اما

                                       آنزمان که برکشد گیاه غم سر از مزارم

 

****

 

بشنوید : گیلک دختر

با صدای مرحوم شمس

شمسي شمس در رشت متولد شدو در مدرسه پيك سعادت تحصيل نمود . او از سال 1327 ه‍‍ـ . ش خوانندگي را شروع كرد. ابتدا در برنامه هاي « شير و خورشيد سرخ » و بعد به نام ناشناس در راديو تهران مي خواند بانو شمس یک از خوانندگان معروف دهه 1330 می باشد که ترانه و تصنیف های بسیاری را اجرا کرده که بسیاری از آنها در رادیو  بودند که بعضی از انها بر روی صحفه به بازار آمد معروف ترین اثر ایشان نرگس شیراز است که شعر آنرا معینی کرمانشاهی سروده اند

ترانه ی گیلک دختر یک ترانه ی گیلکی است بانو شمس خودشان رشتی بوده اند.و ترانه های دو صدایی شان  را با مرحوم  شاپور جفرودی خوانده اند.

بانو شمس همسر استاد  حبيب الله بديعي بود . شمسی شمس   در مردادماه 1385  در آمريکا، در خلوت و تنهايی زندگي را وداع گفت

            شمس

 

****

بشنوید : موج

خواننده : دلکش

آهنگ ساز : پرویز یاحقی

ترانه سرا : اسماعیل نواب صفا

****

 

بشنوید : مرغ شباهنگ

کاری از :استاد محمدی خوانساری

متن تصنیف:

به دورانی که شد قحط وفای دلها  //چرا هر دم نگویم من خدا خدا خدا

من مرغ شباهنگم بشد   / /کنج قفس قسمت من چرا چرا چرا

به پیامی تو ای پیک بهارازمن به باغبان بگو که گاهی //نشانه گیرد از گیاهی

من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها //من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها

من آن کسم که روز وشب ز بی کسی گرفته ام در دست دعا دعا دعا

تو آن کسی که از من شکسته دل نمیکنی دوری

 
بیا بیا بیا

           محودی >> مرغ شباهنگ 

 

****

 

بشنوید : آبشار

خواننده : یاسمین

آهنگ ساز : بزرگ لشکری

شاعر : استاد رحیم معینی کرمانشاهی

در مورد خواننده : خانم یاسمین از خوانندگان معروف دهه ی ۳۰ و آغازی ۴۰ بود که با

خواندن ترانه ی آبشار معروف میشود . ورود او به عرصه ی هنر ۱۳۳۵ بوده است ( همان سالی که مرحوم الهه وارد هنر شدند ) صدای ایشان نزدیک به تن صدای الهه بود.اکثرموسیقی ترانه های یاسمین را جناب بزرگ لشکری ومتن ترانه های آن راجنتی عطایی، فکور و دکتر نیرسینا سروده اند. البته لازم به ذکر است که بیشتر کار های آهنگ سازی آن سال ها را جناب لشکری انجام داده اند.تنها اثری که از یاسمین در بازار موجود است ترانه ی صحرا نشین با مطلع<< هر که دیدم یاری داره من ندارم // شب که میشه خانه ای روشن ندارم>> است که در مجموعه ی ۵۰ سال موسیقی موجود است .ولی بقیه ی آثار ایشان نزد برخی صاحبدلان محفوظ است یا در شاید در آرشیو رادیو باشد. اگر کسی آثاری از یاسمین یا بیوگرافی کاملی از ایشان را دارد عاجزانه خواهشمند است که برایمان بفرستد تا سایر علاقه مندان استفاده نمایند

 

 

*****

 

بشنوید : چشم بی سرمه

خواننده : پریسا (فاطمه واعظی )

شاعر و آهنگساز : علی اکبر خان شیدا

متن تصنیف :

چشم بی سرمه سیاهش بنگری / روی ناشسته چو ماهش بنگری

گفتم که غمخوارم شوی، در روز جدایی/ شمع شب تارم شوی ، ترسم که نپایی

نه دلم بردی و نه غمم خوردی

دلم آزردی                به خدا

نا دیدن رویت میکشدم( Mikoshadam ) /آن سان غل مویت میکشدم ( Mikeshadam)

نه دلم بردی و نه غمم خوردی

دلم آزردی                به خدا

نا دیدن رویت میکشدم( Mikoshadam ) /آن سان غل مویت میکشدم ( Mikeshadam)

هر چه کنی بکن ، مکن ترک من ای نگارمن

هر چه زنی بزن ، مزن  طعنه به روز گار من

هر چه دهی بده ،مده زلفت به باد ای صنم

هر چه شوی بشو، مشو  تشنه به خون زار من

در برنامه ی آوای ایرانی که دو شنبه شبها از شبکه ۴ سیمای ایران پخش میشود در مورد این تصنیف گفته شده است که علی اکبر خان آن را برای امام حسین (ع) سروده است در واقع بیت روی ناشسته چو ماهش بنگری اشاره به این روایت  دارد که سر بریده ی حضرت همچون ماه تابان میدرخشید.  

 PARISSA

بیوگرافی پریسا از زبان خودش:

 در 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسيده است. بزرگ‌ترين مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامه‌اى بود كه از من مى‌خواستند شركت كنم، او نه تنها مخالفت نمى‌كرد، بلكه بسيار هم تشويق مي‌كرد. با حمايت و تشويق‌هاى او بود كه من در مسابقات هنرى مدارس شركت مي‌كردم.

آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانش‌آموزان سراسر كشور كسب كردم، با استادم مرحوم محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شدم. استاد كريمى مرا بسيار تشويق كردند و پيشنهاد كردند كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاه‌ها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شوم. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كردم. هنوز دو سالى از آموزش من نگذشته بود، كه ايشان براى آغاز كار حرفه‌اى، مرا به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى كردند. ولى كار آموزش من زير نظر مستقيم ايشان و تا سال‌ها پس از آغاز كار حرفه‌اى ادامه داشت.

همكارى من با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت، كه در اين مدت برنامه‌هايى در تلويزيون اجرا كردم و كنسرت‌هايى در تهران و بعضى شهرستان‌ها و نيز همراه با گروه‌هاى مختلفي كه در آن وزارتخانه فعال بودند، كنسرت‌هايى در خارج از كشور براى معرفى موسيقى سنتى ايران اجرا كردم. تصور مي‌كنم اين كنسرت‌ها بين سال‌هاى 1347 تا 1352 بوده است.

در سال 1352 ازدواج كردم و درست دو ماه بعد از آن از طرف مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى ايران (وابسته به سازمان راديو تلويزيون) كه به ابتكار و مديريت استاد دكتر داريوش صفوت پايه‌گذارى شده بود، به همكارى دعوت شدم و همراه با گروهى از موسيقيدانان مركز، عازم سفرى به بلژيك و فرانسه براى اجراى كنسرت شديم.

به اين ترتيب همكارى من با مركز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز شد و از سال 1352 تا 1357 كه آخرين سال فعاليت حرفه‌اى من بود، به مدت پنچ سال ادامه داشت. در اين دوران در محضر استاد دوامى نيز با سبك اجراى تصنيف‌هاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا كردم.

مجموعه فعاليت‌هايى كه در اين دوران انجام شد عبارتند از شركت در سه جشن هنر شيراز، اجراى چند برنامه در تلويزيون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجراى كنسرت‌‌هاى متعدد در خارج از كشور.

در اواسط سال 1357 جهت شركت در «فستيوال موسيقى آسيا»1 به دعوت «بنياد ژاپن»2 به كشور ژاپن سفر كردم كه شرح مفصل آن در «آواهاى موسيقيايى آسيايى»3 منتشر شده است.

در سال 52 ازدواج كردم و فرزندانم سارا، ليلا و دارا به ترتيب در سال‌هاى 53، 58 و 63 متولد شدند. اكنون دختر بزرگم ازدواج كرده و صاحب دو دختر است.

بعد از انقلاب، در سال‌هاى 57 و 58 و به هم ريختن وضعيت موسيقى ايران فعاليت موسيقى من به ناچار متوقف شد و با به دنيا آمدن فرزند دوم و سومم تمام توجه و وقت من صرف خانواده‌ام گرديد. در سال 70 مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى مجددا از من دعوت كرد كه در آن مركز به خانم‌ها آواز ايرانى تعليم بدهم. با توجه به اين كه خانم‌ها در هيچ كجا اجازه ابراز وجود در زمينه موسيقى و بخصوص در رشته آواز نداشتند، به نظر مي‌رسيد قدم مثبتى برداشته شده است. بنابراين، همكارى با آن مركز را بيفايده ندانستم و دعوت را پذيرفتم.

فكر مى‌كنم سه يا چهار سال با آن مركز، كه فضايش با فضاى قبلى بسيار متفاوت بود همكارى كردم و شاگردان زيادى در اين مدت با موسيقى دستگاهى ايران آشنا شدند. به هر حال همكارى من با مركز ادامه داشت، تا زمانى كه براى اولين بار در سال 1995 ميلادى با گروهى عازم سفر خارج از كشور شديم و كنسرت‌هايى در اكثر كشورهاى اروپايى اجرا كرديم، كه بسيار مورد استقبال هموطنان عزيز مقيم خارج از كشور قرار گرفت.

همكارى من با مركز، پس از بازگشتم به ايران قطع شد و از آن پس به تعليم خصوصى بانوان در منزل خودم ادامه دادم. از آن تاريخ (1995) تاكنون، سفرهاى خارج از كشور من براى شركت در فستيوال‌هاى مختلف بين‌المللى و اجراى موسيقى سنتى ايرانى براى علاقه‌مندان خارج از كشور آغاز شد و ادامه يافت

اقتباس شده ار وب سایت رسمی رسمی ایشان   http://www.parissa.org

 

*****

بشنوید : شهره ی شهر

خواننده : رضا قلی میرزا ظلی

آهنگساز : ؟ (فکر میکنم مشیر همایون شهردار)

شاعر : لسان الغیب خواجه محمد حافظ شیرازی

آهنگ در همایون

غزل آواز :

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیـالـوده ام به بد دیدن 

به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب

که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

ZELLI

بیوگرافی ظلی:

رضا قلی میرزا ظلی در سال ۱۲۸۵ شمسی دیده به جهان گشود .پدرش احمد میرزا ظلی بود . ظلی درآواز از شاگردان مرحوم اقبال آذر و عارف قزوینی بوده نسبت به ردیفهای آوازی کاملا آشناست.صدایی به یاد ماندنی و خاص از نظر جنس و ظرافت و شکیل بودن و جز خاصان زمان بوده در جوانی آثاری بسیار گران قیمت بجا گذاشته که حاصل ذوق وقریحه ای شخصی است با توجه به عمر کوتاه او آثار قابل قبول ودر مقام مقایسه با خوانندگان خوبی مثل طاهرزاده ،قمر ،اقبال،ادیب و... می باشد. ظلی در سن39  سالگی در ۲۳ بهمن ۱۳۲۴ به دلیل بیماری سل درگذشت . به عقیده ی بسیاری از صاحبدلان و صاحبنظران مرحوم رضا قلی میرزا ظلی یکی از خوانندگانی است که در آوازهایش بهترین تحریر ها را ارائه داده است ،به قولی تحریرهای او دانه دانه ،زیر ،زنگدار،وصاف وزلال و ظریف و در اوج میباشد . در مورد رضا قلی میرزا ظلی در جایی خوانده بودم که اشرف پهلوی به صدای او علاقه مند بوده است و او اجراهایی بر روی ریل داشته که متاسفانه اشرف آن را به زور گرفته است و متاسفانه فکر میکنم پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ از کشور خارج شده است .  

روحش شاد .

 

****

 

نغمه‌خوان «ربنا» 67 ساله شد

خبرگزاري فارس: فردا شصت و هفتمين سال تولد «محمدرضا شجريان» استاد مسلم آواز ايران است.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس به نقل از سايت فرهنگي هنري دل آواز ، «شجريان» روز اول مهر ماه سال 1319خورشيدي در مشهد در خانواده‌اي متولد شد كه پدر بزرگش «علي اكبر» صداي بسيار رسايي داشته و به زيبايي آواز مي خوانده است.او از ملاكين مشهد بود و از خواندن در جمع پرهيز داشته ، گاه براي دوستان سرشناسي كه به ديدارش مي آمده‌اند،مي‌خوانده. پدر او«مهدي»شجريان از صداي پر طنين و رسا برخوردار بود و آواز خواندن را در جواني شروع كرد ولي خيلي زود در محيط بسته و سنتي به قرائت قرآن رو آورد و تا آخر عمر بر همان عقيده باقي ماند و آواز را رها كرد و در قرائت قرآن جايگاه خاصي در مشهد پيدا نمود و شاگردان زيادي براي تلاوت قرآن تربيت كردكه از جمله «محمدرضا شجريان» است.
تمام وقت «شجريان» از شش سالگي به خواندن قرآن با صداي خوش مي گذشت. در دوازده سالگي شهره خاص و عام بود و در مجامع بزرگ مذهبي و يا سياسي آن موقع تلاوت اول برنامه با او بود. به علت توانايي در تلاوت قرآن با صداي خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بود. در سال چهارم دبيرستان بر خلاف خواسته‌اش به دانش‌سراي مقدماتي رفت و راه معلمي پيش گرفت و از بيست سالگي به معلمي در دهات خراسان پرداخت. يك سال بعد ازدواج كرد البته با دختري كه او هم معلم دبستان بود.
استاد مسلم آواز از نوجواني براي فراگيري گوشه‌هاي آوازي به هر دري مي زد و از هر كسي كه شمه‌اي اطلاع داشت سئوال مي‌كرد.به ندرت دسترسي به راديو پيدا مي‌كرد تا موسيقي دلخواهش را بشنود كه آن هم زمانش كوتاه بود و حاصلي نداشت، تا اينكه در محيط شبانه روزي دانش‌سرا ميسر شد برنامه گلها و برنامه ساز تنها را بشنود و تمريناتش را شروع كند.كمي بعد دبير موسيقي‌ او آقاي جوان نيز وي را راهنمايي و كمك كرد. بيشترين تمرينات سازنده در دوران معلمي در خارج شهر بود كه فراغتي داشت و اغلب به كوه و صحرا مي‌رفت و تكنيك و متد را با سليقه خود تجربه و تمرين مي‌كرد و صداهاي گوناگون و تحريرها و چهچه ها را دستور كار خود قرار داده بود.دوست همكلاسي او «ابولحسن كريمي»از ابتداي كار معلمي سنتوري با خود آورده بود كه بنوازد،او نيز ترغيب شده و مضراب به دست گرفت كه ببيند مي‌تواند بنوازد يا خير.
چندي بعد صداي سنتور «جلال اخباري» را از راديو مشهد شنيد و او را پيدا كرد و با هم دوست شدند.«اخباري» ساز مي‌زد و «شجريان» هم مي‌خواند.در واقع او تمرينات آواز با ساز و فراگيري نت و نواختن صحيح سنتور را با «اخباري»شروع كرد.
«شجريان» در همان ابتداي كار ديد كه صداي سنتور مشقي‌اش بسيار بد است پس به فكر افتاد كه سنتوري بسازد. كمي نجاري مي دانست با زير رو رو كردن تمامي كاروانسراها و چوب فروشي ها و با دادن يك انعام 5 تواني ،الوار پهن از چوب توت بيست ساله را پيدا كرد و آن را مطابق اندازه ها بريد . در آن زمان كسي در مشهد گوشي سنتور نمي فروخت ، مجبور شد صد عدد ميخ نمره شش بخرد و آن ها را با سوهان دستي كوچك كند. اين سنتور كه دوازده خركه بود ساخته شد و او با يك دلبستگي عجيب به اين ساز ، تمرينات سنتور را بيشتر كرد. با اينكه براي اولين بار بود چنين كاري كرده بود و در مورد پل گذاري سنتور تجربه و اطلاعي نداشت ولي سنتور صداي دلنشيني داشت.او غير از آن سنتور، سنتورهاي ديگري را نيز ساخت.
«شجريان»در سالهاي بعد از 40 با هنرمندان راديو خراسان آشنا شده بود ولي حاضر به ضبط برنامه موسيقي نبود.در راديو خراسان گاه اشعار عرفاني و مذهبي و گاهي تلاوت قرآن داشت.
سال 1345 خورشيدي به اصرار دوستش«ابوالحسن كريمي» براي شركت در امتحان شوراي موسيقي به اتفاق او به تهران رفت. راهي براي نام نويسي و شركت در امتحان پيدا كردند.او در آن زمان نزد 12 تا 13 نفر از اعضا شورا متشكل زا «مشير همايون» شهردار و رييس شوراي موسيقي و آقايان «حسنعلي ملاح»،«علي تجويدي»و «مختاري» و ديگران به خواندن بيات ترك پرداخت.
جوابي كه بعد از يكماه از نتيجه امتحان به او دادند اين بود كه فعلا راديو بودجه ندارد كه خواننده استخدام كند و فعلا راديو نياز به خواننده ندارد.
سال بعد به وسيله دكتر «شريف نژاد» كه معاون راديو خراسان بود،در تهران به منزل «حسين محبي»كه اپراتور با سابقه راديو و برنامه گل ها بود، رفت و فرداي آن روز «شجريان»را همراه با يك نوار كه در سه گاه خوانده بودم به «داود پيرنيا» مسئول و تهيه كننده آن زمان برنامه گلها معرفي كرد كه همان معرفي راهگشاي او به راديو ايران و و برنامه گلها گرديد.
«شجريان»همزمان با كار در برنامه گل‌هاي راديو به كلاس درس «اسماعيل مهرتاش»در جامعه باربد رفت و با ايشان رديف هاي «طاهرزاده» را كار ‌كرد.
تاثيرگذارترين فرد در زندگي وي استاد «دادبه» بود.«شجريان»هشت سال با ايشان در شيوه دشتستاني كار كرد. ولي آنچه كه براي او ارزش دارد فكر و انديشه اين مرد بزرگ بود.
استاد آواز ايران در سال 1356 در اعتراض به موسيقي ،راديو را ترك كرد و گفت كه نمي‌خواهم صدايم از راديو پخش شود. از آن سال به بعد موسيقي و صداي او مردمي‌تر شد چون در آن زمان مردم از رژيم دل خوشي نداشتند در نتيجه از راديو و تلويزيون هم ناراضي بودند.
هنر ديگر «شجريان» خطاطي است.وي خود در اين‌باره مي‌گويد:«من خطاطي را از برادران «ميرخاني» فرا گرفتم اما در امتحان شركت نكردم زيرا نمي‌خواستم خطاطي را تا دوره عالي ادامه دهم هدف من اين بود كه خطم زيبا شود. خطاطي هم مانند موسيقي زمان زيادي براي يادگيري احتياج دارد و سخت‌ترين قسمت خطاطي خط نستعليق است.
«شجريان» در طي ساليان بسيار فعاليت‌هاي هنري‌اش، در بسياري از كشورهاي آسيايي،اروپايي و آمريكايي كنسرت داده و در دانشگاه‌هاي بركلي، كلمبيا، هاروارد، فيليپين و شيكاگو، سخنراني‌هايي در مورد موسيقي ايراني انجام داده است.
او در 20 سپتامبر 1995 «يونسكو» مدال «پيكاسو» و در روز 8 فوريه 2001 در ورزشگاه استيل لوس آنجلس جايزه گرمي را براي كاست «بي تو به سر نمي‌شود»،دريافت كرده است.
او بعد از جدايي از «عليزاده» و «كلهر» با گروه آوا فعاليت خود را ادامه مي‌دهد.

با تشکر از دوست عزیزم مهران که لطف کرده اند و این مطلب را که از خبر گذاری فارس گرفته بودند برایم فرستادند.

تولد استاد را به ایشان و تمام دلبستگان به آواز ایشان تبریک میگویم .

آرزوی سلامتی و طول عمر را برای بلبل دستانسرای آواز ایران آرزومندم  

****

 

 بشنوید : مثنوی افشاری 

آواز :استاد محمد رضا شجریان

در مثنوی افشاری

شعر : مولانا

 

اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد
كـو خـورنده‌ي لــقمـه هاي  راز شـــد

لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب
ســـوي خوان آسـمــاني كن شـــتاب

گـر تــو اين انبان ز نـان خــالي كـــني
پـر زگـــوهــــر هـــاي اجــــلالي كـــني

طــفل جـان از شـير شــيطان بــاز كن
بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلك انـــباز كــن

چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام
امـــتحـــان كــن چـــند روزي در صــيام

چــند شــب ها خواب را گشتي اسير
يــك شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير


 بشنوید : مناجات ربنا 

تلاوت : استاد محمد رضا شجریان

آیات : کلام الله مجید

آیات مناجات رینا:

 ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب(سوره ی مبارکه آل عمران /آیه شماره ۸ )

انه كان فريق من عبادي يقولون ربنا ءامنا فاغفرلنا وارحمنا و انت خير الرحمين  (سوره ی مبارکه ی مومنون /آیه شماره ۱۰۹)

 اذ اول الفتيه ال الكهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنك رحمه و هيي لنا من امرنا رشدا  (سوره ی مبارکه ی کهف /آیه شماره ۱۰)

و لما برزوا لجالوت و جنوده قالو ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكفرين (سوره ی مبارکه ی بقره /آیه شماره ۲۵۰)

ترجمه ی فارسی آیات (ترجمه ی قمشه ای) :

۱) بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از آنكه به حق هدايت فرمودي ، و به ما از لطف خويش اجر كامل عطا فرما كه همانا تويي بخشنده بي عوض و منت

۲ ) زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من روي به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي

۳ )آنگاه‌ كه آن جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز

۴) چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما صبر و استواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما .


مرحوم موذن زاده اردبیلی

 بشنوید : اذان

اجرا شده توسط : مرحوم موذن زاده ی اردبیلی

آواز : بیات ترک

گوشه ی : روح الارواح

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:57  توسط عبــاس و امیــد  | 

دانلود موسیقی خوانندگان نامی ایران زمین

 

 

برای دانلود روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:50  توسط عبــاس و امیــد  | 

زندگی نامه هنرمندان موسیقی ایران زمین

دلکش

 

‏دلکش خواننده موسيقی ايرانی چهارشنبه شب در سن 79 سالگی در بيمارستانی در تهران به مرگ طبيعی درگذشت.

با مرگ دلکش جامعه موسيقی ايران خواننده ای را از دست داد که نه تنها صدائی رسا و تاثير گذار داشت، بلکه در فرآيند نوآوری در موسيقی سنتی نقشی عمده ايفا کرد. عصمت باقرپور با نام هنری "دلکش" در سال 1304 در بابل زاده شد. هنوز نوجوان بود که نزد خواهرش به تهران آمد و در مدرسه ای که درس می خواند، توجه آموزگار موسيقی" ظهيرالدينی" را به سوی خود جلب کرد که صدای او را پر رنگ و شايسته پرورش تشخيص داده بود.

ظهيرالدينی او را به دفتر روح الله خالقی در انجمن موسيقی ملی برد و خالقی او را به دست عبدالعلی وزيری خواننده معروف آن زمان سپرد که فوت و فن آوازخوانی را به او بياموزد. دوسه سالی بعد پس از آموختن آنچه بايد، دلکش در سال 1322 فعاليت آوازخوانی خود را آغاز کرد و در سال 1324 به عنوان آوازخوان به استخدام راديو ايران در آمد که تازه پنج سالی از بنيادش گذشته بود.

در آن سالها، موسيقی سنتی که بر اثر تکرار و تقليد، جاذبه خود را از دست داده بود، نياز بسيار به نوآوری داشت. انديشه و احساس نو، آهنگ نو و صدای تازه می طلبيد تا از رکود پيش آمده به در آيد. نياز به صدای گرم و رسای زنانه به ويژه برجسته می نمود. قمر الملوک وزيری رفته رفته از توان خواندن افتاده بود و ملوک ضرابی نيز ديگر جاذبه پيشينش را نداشت.

از سوی ديگر آهنگسازان نسل جوانتر که قصد نو آوری در موسيقی سنتی داشتند، به صداهای تازه ای نياز داشتند که با نو آوری های آنها سر سازگاری داشته باشد. دلکش يکی از بهترين اين صداها بود که از بخت خوش به همکاری دائمی با مهدی خالدی، آهنگساز نو آور و از شاگردان ابوالحست صبا پرداخت.

همکاری ثمربخش

همکاری دلکش و خالدی نه تنها برای هر دو آنها مفيد بود و هر يک موفقيت ديگری را تضمين می کرد، بلکه در کار ساخت و پرداخت و اجرای تصنيف نيز تحولی پديد آورد. تا آن زمان تصنيف خوانی چندان اهميتی نداشت و حتی آواز خوانان برجسته خواندن تصنيف را خلاف شان و اعتبار می دانستند.

اما در آفريده های خالدی تصنيف اهميت ويژه ای پيدا کرد و صدای رسای دلکش بر اين اهميت و جاذبه تاکيد می گذاشت. در برنامه های اجرائی "خالدی - دلکش"، تصنيف دوبار اجرا می شد و در آغاز و پايان برنامه جای "پيش در آمد" و "رنگ" می نشست. اين روش ابداعی از آنجا که بر جاذبه های برنامه های موسيقی می افزود، بزودی فراگير شد و جای تصنيف در همه برنامه های موسيقی راديوئی گسترده تر و برجسته تر گرديد.

متاسفانه همکاری دائمی دلکش و خالدی هفت سالی بيش به درازا نکشيد و آن دو در سال 1331 از هم جدا شدند. با اين همه صدای دلکش آنچنان پر و پيمان و جذاب بود که توانست در پيوند با آفريده های آهنگسازان ديگر نيز جلوه بسيار پيدا کند. دلکش پس از خالدی به ترتيب با جواد لشگری، بزرگ لشگری، حبيب الله بديعی و علی تجويدی به همکاری پرداخت. در اين ميان همکاری او با تجويدی پربارتر از ديگران بود و ترانه های بسياری زيبائی از اين همکاری به يادگار مانده است.

گفتنی است که دلکش خود نيز آهنگ می ساخت البته با نام مستعار " نيلوفر". " ساز شکسته" يکی از آهنگهائی است که او خود ساخته و خوانده است.

ترانه ها و فيلمها

غير از " ساز شکسته" خوانده های زيبای ديگری نيز از دلکش بجای مانده است: آمد نوبهار، آشفته، دل غافل، آه بی اثر، تنها منشين، پشيمان شدم، ياد کودکی، سفر کرده، شب تنهائی، آتش کاروان، به کنارم بنشين و...

آتش کاروان( آهنگ از تجويدی و با شعر بيژن ترقی) و به کنارم بنشين ( از خالدی با شعر رهی معيری) از بازمانده های از ياد نرفتنی دلکش به شمار می روند.

از آن گذشته دلکش شماری از ترانه های بومی شمال ایران را نیز بازخوانی کرده است؛ آنهم در سالهایی که رغبت به "بومی خوانی" فراگیر نشده بود. بازخوانی او بویژه از قطعه معروف "امیری" بسیار زیبا و دقیق از کار درآمده است.

دلکش در چند فيلم سینمایی نیز شرکت کرده است که عبارتند از: شرمسار، مادر (همراه با قمرالملوک وزیری)، افسونگر و دسیسه.

دلکش سه چهار سال پیش در سفری به شهرهای مختلف اروپا، با بازخوانی ترانه های پیشین خود، یکبار دیگر تحسين و ستایش ایرانیان برونمرزی را برانگيخت. در آخرين سفر دلکش به لندن، بخش فارسی بی بی سی مجموعه ای از خاطرات و شرح حال دلکش با صدای خود او فراهم کرد. گفتگو، تنظيم و تهيه اين مجموعه را که "آواز خاطرات" نام دارد، شاهرخ گلستان برعهده داشت.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زندگی نامه دلکش - ۲

بامداد پنجشنبه دوازده شهريور ۱۳۸۳ خواننده بزرگ و افسانه ای ايران بانو عصمت باقرپور با نام هنری دلکش در بيمارستان ايرانمهر تهران درگذشت.  نام دلکش را به شاباش صدای جادويی اش عبدالعلی وزيری بر وی نهاد. وزيری معتقد بود اين نام، نامی دلکش و جاودانه است و به راستی که چنين نيز بود و شد.

صدای دلکش برای چندين نسل از مردم ميهن ما ياد آور لحظات شور آفرين و شادی بخش و نيز رنج ها و نا مرادی های آنان است. دلکش در زمره جاودانه هايی است که در دل مردم ايران يادشان ماندگار و ابدی است. اين بانوی آوازه خوان و هنرمند تعداد بسياری ترانه و آواز خواند که اکثريت قريب به اتفاق آنان از ارزشی والا و عاطفه ای سرشار برخوردارند.

دلکش در هفتم ماه اسفند ۱۳۰۳ در شهر بابل به دنيا آمده بود . عصمت به خانه خواهرش در تهران آمده بود تا نزد وی بماند و درس بخواند. آموزشگاه موسيقی ظهير الدينی در تهران بستر رشد و شکوفايی دلکش شد. وقتی برای اولين بار صدای جادويی او در سال ۱۳۲۴ از "بی سيم پهلوي"  پخش شد. همه از يکديگر می پرسيدند شنيدي؟ آن صدای شگفت انگيز را شنيدي؟!

 ظهيرالدينی دلکش را به روح الله خالقی در انجمن موسيقی ملی معرفی کرد. عبدالعلی وزيری اولين معلم حرفه ای دلکش شد. دلکش بعد ها با بزرگانی چون مهدی خالدي، جواد لشگري، بزرگ لشگري، حبيب الله بديعی و علی تجويدی همکاری کرد. دلکش ترانه سرا نيز بود و به روايتی با نام مستعار نيلوفر به ترانه سرايی نيز می پرداخت. در آن زمان ها تصنيف خوانی با اقبال چندانی رو به رو نمی شد. اما دلکش با اجرای تصنيف های زيبا و پر شکوه تصنيف را به يکی از خواستنی ترين وجوه موسيقی ايرانی تبديل کرد.

بسياری از خواننندگان قديم و جديد، اعم ار زن و مرد شهرت خود را مديون بازخوانی ترانه های جادويی دلکش هستند. از ميان اين خواننده ها می توان به عليرضا افتخاری و محمد اصفهانی اشاره کرد. اين افراد در سايه شوم حکومت ضد فرهنگ اسلامی بدون اشاره به نام و اهتمام بزرگوارانی چون دلکش و آهنگ سازانی چون تجويدی و ترانه سرايانی چونان معينی کرمانشاهی ترانه های جاودانه دلکش را به يغما بردند.  


دلکش هنگاه مرگ ۸۰ سال داشت. او با پسرش سهيل زندگی می کرد و اين پسر را بسيار دوست می داشت. دلکش به واسطه محبوبيت بی نظيرش و با سماجت گروهی از اهالی سينمای فارسی آن دوران به سينما راه يافت. او با فيلم شرمسار (دکتر اسماعيل کوشان ، ۱۳۲۹) به سينمای ايران آمد و از آن پس با بازی در فيلم های مادر (اسماعيل کوشان ۱۳۳۱ ) ، افسونگر (اسماعيل کوشان ، ۱۳۳۲ ) ، ظالم بلا (سيامک ياسمی ، ۱۳۳۶ ) ، عروس فراری (اسماعيل کوشان ، ۱۳۳۷ ) ، شانس و عشق و تصادف (حسين مدنی ، ۱۳۳۸ ) ، فردا روشن است (سردار ساکر ، ۱۳۳۹ ) و شير فروش (اسماعيل کوشان ، ۱۳۳۹ )، محبوبيت زيادی در بين تماشاگران فيلم های ايرانی پيدا کرد .

داستان فيلم های نخست دلکش ، از جمله شرمسار ، بسيار نزديک به اسطوره ای بود که مردم از اين خواننده ساخته بودند.دلکش در اين فيلم ، دختری روستايی بود که فريب می خورد و به شهر می آمد و خواننده ی کاباره های تهران می شد. خوانندگی در اين فيلم ها ، عارضه ی فريب خوردگی معرفی می شد و به طور ضمنی مورد تقبيح قرار می گرفت ، اما با اين همه نوعی تحرک طبقاتی و کسب شهرت و اعتبار نيز به حساب می آمد. از منظر مردم ، دلکش دختری روستايی و سنتی و تهيدست تصور می شد که توسط آهنگ سازان کشف شده بود و پله های ترقی را در نورديده بود . جامعه ی ايران ، ساختارهای سنتی خود را ترک می کرد و جامعه ی مدرن ، مدعی گسست زنجيرهای نژادی ، جنسی ، قومی و طبقاتی بود.

 

        

 

در چنين شرايطی ، دلکش يکی از چهره های مثالی روزگار نوين بود. او آواز می خواند و به خرده گيری سنت گرايان تن نمی داد و امکان آن می يافت که از پايين ترين لايه های جامعه تا بالاترين موقعيت های اجتماعی صعود کند.اما با اين همه دلکش از ديدگاه مردم ، خاکی و مردم دار بود و به موقعيت ممتاز خود غره نشده بود. اين چنين بود که مردم در باره ی دست و دلبازی های او افسانه سرايی می کردند ، افسانه هايی که می توانست چندان منطبق بر واقعيت هم نباشد. دلکش در اغلب قريب به اتفاق فيلم های خود ، خواننده ای بود که گر چه با انگاره های اخلاقی جامعه ی سنتی هم نوايی چندانی نداشت ، اما وجه اخلاقی شخصيت خود را حفظ می کرد و با فدا کاری و از خود گذشتگی ، خود را با موازين و باور های سنت گرايان منطبق می کرد.

دلکش در بازيگری ، استعدادی نداشت و خود نيز به اين مسئله آگاه و در آغاز برای حضور جلوی دوربين مردد بود. اما اسماعيل کوشان ترديدهای او را برطرف کرد و دلکش شهامت آن را يافت که بازيگری سينما را بيازمايد. مردم نيز از دلکش توقع بازيگری نداشتند در واقع مردم به تماشای فيلم های او می رفتند که کاباره ای مصور ببينند و اين خواننده تازه ترين آهنگ هايش را در اجرايی تصويری برايشان بخواند. به اين ترتيب فيلم های دلکش از بازار ، پاسخ مثبت گرفت و اين خواننده تا سال های آخر دهه ی سی در سينما ابقا شد. اما از آن پس خواننده ها و زنان بازيگر ديگری به سينمای ايران راه يافتند و شهرت افسانه ای دلکش تا حدودی فرو کش کرد و اين زن ، ناگزير به ترک سينما شد ، تا اين که در سال ۱۳۵۱ و در سر آغاز روز های کهن سالی ، بار ديگر با بازی در فيلم قمار زندگی ( عباس کسايي) به سينما باز گشت اما اسطوره ی دلکش ديگر شکسته شده بود و نسل جديد همدلی چندانی با او نداشت . فيلم در بازار شکست خورد و دلکش برای هميشه از سينمای ايران کناره گرفت. برای همه ايرانيان دوستدار هنر و فرهنگ، ياد بانوی ماندگار عصمت باقرپور و صدای دلکش او، جاودان و عزيز است.

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دانلود

در دشت جنون

بردی از یادم

به کنارم بنشین

بازآ

پرسون پرسون

 

 

 

*********************************

 

 باقرخان كمانچه (رامشگر ) (١٢٥٥)

در اصفهان به دنيا آمد. كمانچه و همچنين تار مي نواخت. اساتيدش موسي كاشي و ميرزا حسينقلي فراهاني بودند. وي براي ضبط صفحه به همراه گروهي از موسيقي  دانان آن دوره به اروپا رفت و كارهايي را در آنجا ضبط كرد. همچنين در سفر آقا حسينقلي فراهاني  به فرانسه (پاريس) و درويش خان به تفليس آنان را همراهي كرد.


 بديعي حبيب اله (١۳١٢ـ١۳٧١)

درشهرستان سواد كوه ( استان مازندران ) به دنيا آمد. بديعي آهنگساز و نوازنده  ويولن  بود. بديعي در دانشگاه تهران در رشته زمين شناسي تحصيل كرد. استادان او لطف اله مفخم پايان (سه سال)، صبا (دو سال)، چينگوزيان ( يك سال ) بودند. بديعي براي فعاليت هنري در سال ١۳۳١ به راديو رفت و تكنواز ويولن  دراركستر ارتش بود. در سال ١۳۳٢ در راديو گروه موسيقي را به راه انداخت. در سال ١۳۳٦ رهبري  اركسترموسيقي راديو و باربد و نكيسا را به عهده داشت.


 بركشلي مهدي (١٢٩١ـ١۳٦٦)

بركشلي، فيزيولوژيست، موسيقيدان و مدرس آكوستيك در دانشگاه تهران بود. بركشلي فيزيك را در فرانسه تحصيل كرد و موفق به اخذ درجه دكترا (PHD) فيزيك شد. بركشلي رييس هنرهاي زيباي موسيقي در سال ١۳۳٩ بود. همچنين رييس كميته بين اللملي موسيقي ايراني بود. او كتابهاي بسيار و مقالات زيادي در زمينه آكوستيك و موسيقي ايراني منتشر كرد.


 برومند نور علي(١٢٨٥ـ١۳٥٥)

در تهران متولد شد و سازهاي تار، سه تار، سنتور، تنبك و عود را مي نواخت. برومند در زمينه تدريس رديف موسيقي نيز در مراكز مختلف فعاليت مي كرد. او نزد درويش خان و حبيب سماعي  موسيقي را فرا گرفت. همچنين رديف موسيقي ايران را نزد اسماعيل قهرماني فرا گرفت. در حادثه اي  بر اثر افتادن از روي اسب بينايي خود را از دست داد. از شاگردان او مي توان محمد رضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، محمد رضا شجريان، مجيد كياني و... را نام برد. او رديف موسيقي ايران را ضبط كرد كه هم اكنون يكي از مهمترين مرجع رديف هاي موسيقي ايران است. برومند چند سالي رييس دانشكده موسيقي دانشگاه تهران بود.


 بنان غلامحسين (٨/١٢/١۳٦٤-١٢٩٠)

در تهران متولد شد ونزد پدر و مادرش، مرتضي ني داوود، صبا، رضا محجوبي، وزيري، عبادي و  پيانو را  فرا گرفت. از شاگردانش مي توان احمد ابراهيمي، بياباني  و كاوه ديلمي را نام برد. بنان در سال ١۳٢٠ فعاليت خود را در راديو آغاز كرد و در سال ١۳٢۳ اي ايران (ساخته خالقي ) را خواند. بنان حدود ۳٥٠ تصنيف ديگر نيز ضبط كرده است.


 بهاري علي اصغر(١٢٧٤ـ١۳٧٤)

علي اصغر بهاري كمانچه مي نواخت و رديف نيز تدريس مي كرد. او در دانشگاه تهران و كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران به تدريس كمانچه و رديف موسيقي ايراني مشغول بود. اساتيدش  ميرعلي خان ( پدر بزرگ ايشان)، رضاخان، اكبرخان، حسن خان ( دايي ايشان)، ركن الدين خان، رضا محجوبي ( براي ويولن)  بودند. او در سال ١۳۳٢ فعاليت خود را در راديو آغاز كرد و در سال ١۳٤٦ براي ضبط صفحه در راديو فرانسه  به پاريس رفت. شاگردانش: علي اكبر شكارچي، داوود گنجه اي، هادي منتظري، محمد مقدسي بودند. او در سال ١۳۳٢ به ساز كمانچه در موسيقي ايران جاني دوباره بخشيد و پس از آن به نواختن و همچنين اشاعه اين ساز مشغول شد. وي قطعات زيادي براي كمانچه ساخته است.


 بيگجه خاني غلامحسين (١٢٩٧ـ١۳٦٦)

در تبريز متولد شد. پدرش ( آقا حسينقلي بيگجه خاني ) تار مي نواخت و غلام حسين نواختن تار را نزد پدرش فراگرفت. استاد او اقبال آذر ( خواننده) بود. او مدت ٢٥ سال رييس كانون هنرهاي زيباي تبريز بود. او يكي از اعضاي كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران نيز بود. وي كاستهاي بسياري با محمود فرنام (نوازنده دايره) و اقبال آذر ضبط كرد.


 بينش تقي(١۳٠٠ـ١۳٧٥)

در مشهد به دنيا آمد. روزنامه نگار، تاريخدان موسيقي و رييس موسيقي دانشگاه  تهران بود. موسيقي را نزد علي اكبر شهنازي فرا گرفت. طرحها و كتابهاي بسياري در زمينه تاريخ موسيقي نوشت و همچنين مجله خراسان را نيز منتشر كرد.

 

*************************

 

در تهران متولد شد. پدرش علي پايور، نقاش بود و سه تار و سنتور نيز مي نواخت. پايور موسيقي را در مدرسه دارالفنون و همچنين زبان انگليسي را در سال ١۳٤١ در دانشگاه آكسفورد تحصيل كرد. استادانش ابوالحسن صبا (شش سال)، عبدالله دوامي، نورعلي برومند (رديف آوازي)، حسين دهلوي و مليك اصلانيان (هارموني و كنترپوان) و حسين تهراني بودند. پايور كتابهاي بسياري براي سنتور منتشر كرده كه متد آموزشي ساز سنتور از پايه تا دوره عالي و همچنين آثار خودش را در بر مي گيرد. او سرپرست گروه فرهنگ و هنر در سال ١۳٤٥ بود. پايور رديف دوامي و آهنگهاي ركن الدين خان را منتشر كرده است همچنين يكي از اساتيد موسيقي كلاسيك ايراني  بود كه گروه اساتيد را سرپرستي مي كرد. از مهمترين كارهاي وي متد آموزشي و رديف براي ساز سنتور است. پايور كاست و صفحه و  سي دي هاي بسياري به همراه حسين تهراني، علي اصغر بهاري، محمد اسماعيلي، هوشنگ ظريف، حسن ناهيد و ديگر موسيقي دانان ضبط كرده است. او شاگردان بسياري دارد كه در زمينه تدريس و نوازندگي فعاليت مي كنند.


پريسا ( فاطمه واعظي)  ١۳۳٠

در تهران متولد شد. در زمينه آواز فعاليت مي كند. پريسا مدتي استاد آواز بانوان در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران بود. اساتيد او عبداله دوامي و محمود كريمي ( به مدت يازده سال در كنسرواتوار موسيقي) بودند. او كاستهاي بسياري به همراه گروه عارف و شيدا ضبط كرده است كه مي توان به كنسرت هايي به همراه حسين عليزاده، پرويزمشكاتيان و داريوش طلايي اشاره كرد.

 

 

****************************

 

تاج اصفهاني جلال (٧/٩/١۳٦٠-١٢٨٢)

Tadj Esfahani ( sh ؟/10/1360- 1282) (m1981 - 1903)

در اصفهان به دنيا آمد. تاج خواننده و شاعر بود. پدرش شيخ اسماعيل تاج الواعظين منيري بود. اساتيد تاج: پدرش، سيدعبدالرحيم، نايب اسداله، ميرزاحسن سعادت ساز (خضوعي)، حاج عندليب و حاج شاطر حاجي بودند. از دوستان جلال تاج اصفهاني مي توان به ابوالحسن صبا، مرتضي محجوبي، ارسلان درگاهي، حسن كسائي، علي اكبر شهنازي، جليل شهناز، علي تجويدي و حسين ياحقي اشاره كرد. از شاگردانش مي توان عليرضا افتخاري، علي اصغر شاه زيدي و مرتضي شريف را نام برد. او صفحه و كاستهاي بسياري با حسن كسائي، جليل شهناز و مرتضي محجوبي ضبط كرده است. همچنين كنسرتهايي نيز با علي اكبر شهنازي و ارسلان درگاهي اجرا كرده است.


تهراني حسين (٧/١٢/١۳٥٢-١٢٩٠)

Hussein Tehrani ( sh 17/12/1352– 1290 ) ( m 1947– 1911 )

در تهران به دنيا آمد. تهراني تنبك مي نواخت. در فعاليت ها و كارهايش تكنيكهاي بسياري در ساز تنبك پايه گذاري كرد. حسين تهراني براي تنبك متد آموزشي تدوين كرد كه در قديم وجود نداشت. او يكي از اساتيد مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران بود. اساتيدش حسين اسماعيل زاده، رضا روانبخش، مهدي قياسي، كنگرلو، روح اله خالقي ( ريتم خواني)، ابوالحسن صبا ( تكنيكهاي تنبك) بودند. در ادامه فعاليت هنري خود به راديو رفت و در اركستر راديو به نواختن تنبك مشغول شد. او در مدرسه موسيقي وزيري نيز تنبك درس مي داد. از شاگردانش مي توان محمد اسماعيلي، هوشنگ ظريف، مهرورزان و جمشيد شميراني را نام برد. او براي اجراي كنسرت با گروه حسين دهلوي به كشورهاي ديگر رفت. همچنين كنسرتهايي با فرامرز پايور نيز اجرا كرده است.


تجويدي علي (١٥/٨/١٢٩٨)

Ali Tadjvidi ( sh 1298 ) ( m 1919)

در تهران متولد شد. تجويدي نوازنده ويولن و آهنگساز مي باشد. پدرش هادي خان تجويدي بود. اساتيدش ظهيرالديني (فلوت)، سپهري ، حسين ياحقي (٢ سال)، ابوالحسن صبا (٨ سال)، هوشنگ استوار (هارموني و اركستراسيون)، اسماعيل قهرماني، ركن الدين مختاري، موسي معروفي و محمد ايراني مجرد  بودند. او كاستها و سي دي هاي بسياري ضبط كرده و كنسرتهاي بسياري را  در ايران و كشورهاي ديگر اجرا كرده است. تجويدي عضو جامعه آهنگسازان جهان است. او رديف موسيقي را براي ويولن تنظيم و كتابهاي بسياري براي موسيقي ايراني  منتشر كرده است


تهماسبي ارشد (٢٨/١٠/١۳۳٦)

Arshad Tahmasbi ( sh 1336 ) ( m 1957 )

در شهر اليگودرز، در استان لرستان به دنيا آمد. دوران كودكي و تحصيل را در سنندج، همدان و تهران گذراند. اولين اساتيد او در ساز تار، كاظم لباسي و سياوش ديهيمي بودند. پدرش از دوستان محمدرضا لطفي بود و ارشد مقدمات موسيقي را نزد محمدرضا لطفي فرا گرفت. او براي ادامه موسيقي به تهران رفت. وي در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران در كلاسهاي لطفي و هوشنگ ظريف شركت مي كرد. تهماسبي در سال ١۳٥٨ وارد دانشگاه موسيقي تهران  شد ولي بعد از يك سال دانشگاه را ترك كرد.  وي در سال ١۳٦٠ عضو گروه چاووش شد. او درچاووش با حسين عليزاده، محمدرضا لطفي و پرويز مشكاتيان همكاري كرد و آهنگهاي بسياري با آنها در كانون چاووش ضبط كرده است. استاد ديگر او حسين عليزاده بود. ارشد در سال ١۳٦٠ كلاسهاي آموزش تار و سه تار تشكيل داد. او موسيقي را به افراد بسياري تعليم داد. وي با حسين عليزاده در زمينه همنوازي در بسياري از كارها همكاري كرده و كنسرتهاي بسياري اجرا كرده است. ارشد تهماسبي و حسين عليزاده اولين موسيقيدانهاي ايراني هستند كه دونوازي تار اجرا كردند. وي با عليزاده در كاستهاي شورانگيز، راز و نياز، صبحگاهي، دلشدگان و همنوايي همكاري كرده است و همچنين كنسرتهاي بسياري با عليزاده در اروپا و امريكا اجرا كرده است. او با حسين عليزاده در انتشار كتاب، چهل قطعه براي تار و سه تار، همكاري كرد. ارشد تهماسبي كتابهاي بسياري براي موسيقي ايراني منتشر كرده است و كاستها و سي دي هاي بسياري نيز در اين زمينه ضبط كرده است: رديف آوازي (موسيقي سنتي ايراني مربوط به رديف آوازي محمود كريمي در ٥ كاست)، قطعات درويش خان (يك كاست و يك سي دي )، قطعات ركن الدين مختاري (يك كاست و يك سي دي) ، آهنگهاي عارف قزويني، سه چهار مضراب (از ساخته هاي خودش است)، برنامه دشتي (يك كتاب از موسي معروفي)، پنجه دشتي (تصنيف هاي عارف و قطعات ابوالحسن صبا، يك كاست و يك سي دي)، صد رنگ رنگ (صد رنگ از موسيقي ايران، ٤ كاست و يك سي دي)، دلدار (از ساخته هاي خودش است،  يك كاست و يك سي دي)، عشق ماند (از ساخته هاي خودش). مهمترين فعاليت وي در سال هاي اخير، ايجاد مركزي براي معرفي ساز تار بود، به نام جايگاه تار. در اين مركز سازهاي قديمي، وسايل شخصي اساتيد تارنواز، مضراب هاي تارنوازان قديم، اسناد تاريخي موسيقي ايران و... موجود است.

 

*********************

 

١٢٨۵ ١٢٢٢)

در شهر طالقان دراستان مركزي به دنيا آمد. شيدا شاعر و آهنگساز و نوازنده سه تار بود. وي يكي از بزرگترين اساتيد موسيقي در زمينه ساخت تصنيف است. شيدا آهنگهاي بسياري براي موسيقي كلاسيك ايران ساخته است. خوانندگان و آهنگسازان بسياري آهنگهاي  او را ضبط كردند. شيدا بهمراه عارف از بزرگترين تصنيف سازان موسيقي ايران بود.


شهردار- حبيب اله مشير همايون (١٢/١٣٤٨ -١٢٦٤)

در تهران متولد شد. پدرش نصراله خان سپهسالار بود. وي نوازنده پيانو بود كه موسيقي ايراني را با ساز پيانو مي نواخت.  اساتيد او آقابزرگ( رئيس موسيقي نظامي)، ميرزا حسينقلي فراهاني، حسين اسماعيل زاده و محمد صادق خان سرور الملك بودند. او براي ضبط صفحه بهمراه درويش خان به لندن رفت. وي صفحه هاي بسياري به همراه درويش خان، ظلي، فرح انگيز و طاهرزاده دارد.


شهنازي - علي اكبر (١٢۷٦-١٣٦٢)

علي اكبر شهنازي، فرزند حسينقلي فراهاني، نوازنده تار در تهران به دنيا آمد. از چهارده سالگي به ضبط صفحه به همراه پدرش مبادرت ورزيد. وي از نوازندگاني است كه در تار نوازي ايران سبك و روش خاص خود را دارد و راوي شيوه و سبك پدرش بود. شهنازي كلاس آموزش تار را در تهران داير كرد كه در آن شاگردان زيادي تربيت كرد. از شاگردان وي مي توان به اين افراد اشاره كرد: محمد رضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، داريوش پيرنياكان، رضا وهداني، محسن نفر، حبيب اله صالحي و .... وي صفحات زيادي را در ايران و خارج از ايران ضبط كرده است و همچنين در راديو و تلويزيون ايران برنامه هاي زيادي را اجرا كرده بود. رديف سازي وي كه به گفته خودش به رديف دوره عالي شهرت دارد، از دريافت هاي شخصي وي از رديف سازي حسينقلي فراهاني است كه با ترتيبي خاص و ساخت قطعات سازي از وي به جا مانده است.


شجريان - محمد رضا (١/٦/١٣١٩)

در مشهد به دنيا آمد. از كودكي و تحت تعليم پدرش به فراگيري آواز مشغول شد. موسيقي را نزد اساتيد بزرگ موسيقي ايران به كمال رساند. اساتيدش اسماعيل مهرتاش، احمد عبادي، عبداله دوامي، محمود كريمي و... بودند. سنتور را نيز نزد فرامرز پايور آموخت. كنسرت هاي زيادي از شجريان به يادگار مانده كه از مهمترين آنها مي توان از كنسرت راست پنجگاه به همراه محمد رضا لطفي و ناصر فرهنگفر ياد كرد. از كارهاي ديگرش، همكاري با گروه هاي عارف و شيدا و همچنين چاووش بود كه آثاري به يادماندني موسيقي ايران را شامل مي شوند. پس از آن با اجراي كنسرت هاي بسيار به همراه اساتيد ديگر به شناساندن موسيقي ايران در جهان، كارهاي بسياري انجام داد كه هنوز هم ادامه دارد. جايزه پيكاسو كه هر پنج سال به بزرگترين هنرمندي كه در جهت شناساندن فرهنگ و هنر كشور مي كوشد اهدا مي شود را دريافت كرد. قبل از وي اين جايزه را نصرت فاتح عليخان از پاكستان دريافت كرده بود. به همراه مشكاتيان، لطفي، عليزاده، موسوي، پيرنياكان، كسايي و ديگر استيد كارهاي بسياري ضبط كرده است. هم اكنون نيز به اجراي كنسرت به همراه حسين عليزاده و كيهان كلهر مشغول است.


شريف فرهنگ ( ١٣١٢)

در شهرستان آمل در استان مازندران به دنيا آمد. فرهنگ شريف نوازنده تار است و يكي از بداهه نوازان موسيقي ايراني كه سابقه اي طولاني در اين امر دارد. اساتيدش علي اكبر شهنازي و عبدالحسين شهنازي بودند ولي روش او از اساتيدش متفاوت است. او در گروه اركستر گلها در راديو تار مي نواخت و كارهاي بسياري را نيز ضبط كردا است. او كاستهاي بسياري ضبط كرده است و كنسرتهاي بسياري در ايران و كشورهاي ديگر اجرا كرده است.


شهناز جليل ( ١٣٠٠)

در اصفهان متولد شد. شهناز نوازنده تار است و همچنين ويولن، سنتور و تنبك نيز مي نوازد. اساتيدش پدرش (شعبان خان كه او سنتور مي نواخت) و برادرش ( حسين كه نوازنده تار بود) و غلامرضا سارنگ ( او كمانچه مي نواخت) بودند. جليل و پدرش با تاج اصفهاني نيز كارهايي انجام داده است. او به همراه اساتيد موسيقي ايراني حسين تهراني، فرامرز پايور، علي اصغر بهاري، محمد اسماعيلي، حسن ناهيد و هوشنگ ظريف در گروه اساتيد موسيقي ايران سازمي نواخت. كاستهاي بسياري ضبط كرده است و همچنين وي در راديو آهنگهاي بسياري ضبط كرده است. او در گروه اركستر گلها نيز تار مي نواخت.


مسعود شعاري (٢٢/١٠/١۳٤٠)

مسعود شعاري در سال هزار و سيصد و چهل در تهران به دنيا آمد. آموزش موسيقي را از سيزده سالگي با ساز سنتور آغاز كرد. در ادامه ساز تار را نزد ارشد تهماسبي، محمد رضا لطفي، و سه تار را نزد حسين عليزاده آموزش ديد و سه تار را به عنوان ساز تخصصي برگزيد. براي آشنايي بيشتر با شيوه هاي مختلف موسيقي و شيوه هاي اجرايي از محضر علي اصغر بهاري و مهدي كماليان نيز بهره جست. وي كنسرت هاي بسياري در ايران و خارج از ايران اجرا كرده كه تجربياتي نيز از تلفيق موسيقي ايران و ديگر مناطق به دست آورده. مانند كاست «انتظار» كه همنوازي سه تار و طابلا و كاست « سير» كه اجراي سه تار به همراه موسيقي الكترونيك و اركستر زهي است. وي هم اكنون مدرس سه تار در دانشكده موسيقي دانشگاه آزاد است.

 

********************

 

ضرابي ملوك (ملوك كاشاني)

Molouk Zarabi

او خواننده بود. پدربزرگ او جعفر بلبل بود. اساتيد او اقبال آذر، حسين طاهرزاده (دو سال)، حاجي خان  ضربگير (يك سال براي تنبك) بودند. او در راديو مي خواند و ساز مي زد. او با مين باشيان به راديو رفت و با گروه باربد و مؤسسه  تئاتر همكاري مي كرد. او كنسرتهاي بسياري را در راديو با حسين ياحقي، مرتضي محجوبي، حبيب سماعي و ابوالحسن صبا اجرا كرده است.

 

************************

 

ظلي - رضا قلي ميرزا (٢٣/١١/١٣٢۴-١٢٨٥)

Zelli (sh 23/11/1324– 1285 ) ( 1945 – 1906 m ) 

او در تهران متولد شد. وي خواننده بود و به موسيقي كلاسيك ايراني ( رديف) آشنايي داشت. پدرش احمد ميرزا ظلي بود. اساتيدش اقبال آذر و عارف قزويني بودند. او صفحه اي به همراه ارسلان درگاهي ( سه تار)، ابوالحسن صبا ( ويولن) و مشيرهمايون شهردار ( پيانو) ضبط كرده است.


ظريف - هوشنگ (١٦/٩/١٣١٧)  

Houshang Zarif

در تهران به دنيا آمد. هوشنگ ظريف نوازنده و مدرس ساز تار است. موسيقي را در هنرستان موسيقي تهران آغاز كرد و در همان هنرستان مشغول تدريس شد. اساتيدش موسي معروفي، علي اكبر شهنازي و حسين تهراني بودند. او به همراه گروه اساتيد موسيقي ايران كنسرت هاي بسياري در ايران و ديگر كشورها اجرا كرده است. اجراي رديف ميرزا عبداله، همكاري در تهيه كتاب هاي آموزش تنبك حسين تهراني، رديف آوازي محمود كريمي، رديف نوا و راست پنجگاه علي اكبر شهنازي، آلبوم آموزشي كتاب اول و دوم تار و سه تار و ديگر موارد را مي توان از كارهاي وي نام برد.

 

*************************

 

قهرماني، اسماعيل

در تهران متولد شد. قهرماني نوازنده تار بود و اساتيدش ميرزاعبدااله و ميرزاحسينقلي فراهاني بودند. قهرماني در زمينه حفظ رديف از بهترين شاگردان اين دو استاد بزرگ بود.  وي رديف موسيقي را در راديو ضبط كرده و آن را در اختيار نورعلي برومند قرارداد كه با كمال تاسف آن چه اجرا كرد گم شدند. شاگردان او نورعلي برومند (به مدت دوازده سال)، علي تجويدي و شكراله قهرماني بودند.


وزيري، قمر الملوك

متولد شهر قزوين است و يكي از بزرگترين خوانندگان و همچنين انسان هايي كه دوره خود بيش از اينكه به كار هنري بپردازد، در فكر كمك به مردم و تهيدستان بود. خصوصيات اخلاقي وي بود كه باعث شد نامش جزو ماندگارترين نام هاي موسيقي كشورمان باقي بماند. قمر شاگرد مرتضي خان ني داوود و به طور غير مستقيم، پرورده مكتب حسين طاهرزاده بود. توانايي بالا در تكنيك و همچنين احساس فوق العاده اش باعث شد تا كارهاي ارزشمندي در موسيقي ايران از وي به جا بماند. كارهاي وي با ديگر موسيقي دانان: صفحه هاي گرامافون با تار مرتضي ني داوود، ارسلان درگاهي، ويولن موسيقي معروفي و پيانوي مرتضي محجوبي با اجراي آثاري از عارف، درويش خان، ني داوود و امير جاهد.

 

*******************************

 

مختاري - ركن الدين (١٣٥٠-١٢٦٦)

در شهر كرمانشاه به دنيا آمد. ركن الدين خان ضمن آهنگسازي بود ويولن نيز مي نواخت. پدرش مختارالسلطنه و اساتيدش حسين اسماعيل زاده و درويش خان بودند. مختاري در دوره رضا پهلوي رييس پليس بود. وي براي موسيقي كلاسيك ايران آهنگهاي بسياري ساخته است كه از آثار بسيار با ارزش هستند. ارشد تهماسبي آهنگهاي ركن الدين را در يك كتاب منتشر كرده است (مجموعه آثار ركن الدين خان مختاري).


مشتاق عليشاه – ميرزا محمد (١١٩٧-؟)

 

در شهر كرمان زندگي مي كرد. از تاريخ دقيق زندگي او اطلاعات زيادي در دست نيست. مشتاق تا حدودي با سه تار و تار آشنا بود. افزودن سيم واخوان (سيم سوم يا مشتاق) سه تار را به او نسبت ميدهند.


معروفي – موسي (١٣۴۴-١٢٨٦)

در تهران متولد شد. موسي معروفي نوازنده تار، آهنگساز و گردآورنده رديف موسيقي ايراني بود.  پدرش محمد اسماعيل امين المك ومادرش ( فخرالسادات) پيانو مي نواخت. اساتيدش درويش خان ( ٣ سال)، حسين هنگ آفرين ( تئوري موسيقي)، علينقي وزيري ( در مدرسه موسيقي وزيري) بودند. او عضو كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران بود و در آنجا  تار تدريس مي كرد. معروفي آهنگهاي بسياري ساخته است. اويكي از اساتيد موسيقي ايراني بود كه بانگاشتن كتابش، رديف موسيقي ايراني بسياري از آثار و قطعات موسيقي ايراني را در آن گنجانده و حفظ كرده است. موسي معروفي يكي از كساني است كه توانسته از درويش خان تبرزين طلا دريافت كند. او همچنين عكاسي نيز مي دانست.


معروفي – جواد (١٦/٩/١٣٧٠-١٢٩١)

در تهران متولد شد. پدرش موسي معروفي از موسيقي دانان بزرگ ايران بود. جواد معروفي پيانو مي نواخت. جواد معروفي آثار موسيقي ايراني را با ساز پيانو مي نواخت و براي اين كار، ساز را براي اجراي پرده هاي ايراني كوك مي كرد. اجراي رديف موسيقي ايراني با پيانو از كارهاي شاخص معروفي است. او تار نيز مي نواخت. اساتيد او خاراطونيان و علينقي وزيري (در مدرسه موسيقي وزيري) بودند. جواد معروفي در گروه روح اله خالقي پيانو مي نواخت و در راديو نيز فعاليت مي كرد. او آهنگهاي بسياري براي موسيقي ايراني و ساز پيانو ساخته است.


محمودي خوانساري محمود (٢٣/٤/١٣١٣-١٣٦٦)

درشهر خوانسار به دنيا آمد. خوانساري خواننده بود و همچنين سه تارنيز مي نواخت. پدرش جمالالدين محمودي بود. اساتيدش: كمال دهقان، ابوالحسن صبا و منوچهرجهانبگلو بودند. خوانساري يكي از خوانندگان گروه گلها بود.


محجوبي - رضا (٢٩/۴/١٣٣٣-١٢٧٧)

در تهران متولد شد. سازش ويولن بود. پدرش عباس علي امير ناظم آذربايجاني  فلوت مي نواخت و همسرش فخرالسادات پيانو مي نواخت. دوستانش مرتضي محجوبي ( برادرش)، درويش خان، ابوالحسن ورزي، امير فيروزكوهي ( شاعر) و حاج عين الدوله بودند كه كارهاي بسياري در زمينه موسيقي ايراني انجام دادند. اساتيدش ابراهيم آژنگ، حسين اسماعيل زاده، علي خان بهاري ( دايي علي اصغر بهاري) بودند. او موسيقي رادر سال ١٢٩٣ در مدرسه سن لويي آغاز كرد. از رضا محجوبي آهنگهاي بسيار زيبايي بيادگار مانده كه همگي از بيادماندني ترين آهنگها و با ارزش ترين آثار موسيقي ايران هستند.


محجوبي -  مرتضي (١/١/١٣۴۴-١٢٧٩)

در تهران متولد شد. سازش پيانو بود. مرتضي محجوبي رديف موسيقي ايراني را با ساز پيانو مي نواخت. با اين حال او با سازهاي سه تار و ويولن نيزآشنا بود و در زمينه آهنگسازي نيز از بزرگان موسيقي ايران به شمار مي رود. در گروه گلها در راديو، ويولن مي نواخت. اساتيدش ابراهيم آژنگ، حسين اسماعيل زاده، حسين هنگ آفرين و مفخم الممالك  پسر اميرناظم ( براي پيانو) بودند. او براي ضبط صفحه با ابوالحسن صبا، حسين ياحقي، مرتضي ني داوود، تاتايي و ارسلان درگاهي به بيروت و حلب و دمشق سفر كرده بود. اولين كنسرت او در ١٠ سالگي به همراه عارف، رضا محجوبي، مفخم الممالك  و شكراله خان در سينما فاروس اجرا شد. وي حدود٢٢ آهنگ ساخته است.


مسعوديه محمدتقي (١٠/١١/١٣٧٦-١٣٠٦)

Click to Full Biography...English...

در شهر مشهد (استان خراسان) به دنيا آمد. مسعوديه اتنوموزيكولوژيست و آهنگساز بود. او استاد موسيقي دانشگاه تهران و جهاد دانشگاهي بود. وي در كنسرواتوارموسيقي تهران تحصيل كرده و داراي مدرك ليسانس در هارموني و كنترپوان از آلمان (در سال 1335) و دكترايPHD) ) اتنوموزيكولوژي ( در سال ١٣۴٢) بود. او پدرعلم اتنوموزيكولوژي ايران است. وي كتابهاي بسياري براي موسيقي ايراني  نوشته است.


مفتاح – مهدي (١٢٨٨)

در تهران متولد شد. آهنگساز و نوازنده ويولن و قانون بود. پدرش محمود خان مفتاح الملك بود. مفتاح در گروه سازهاي ملي ايران ساز مي زد. استادش ابوالحسن صبا ( ويولن) بود. از شاگردان او مي توان سيمين آقا رضي و مليحه سعيدي را نام برد. او همچنين در اركستر راديو نيز ساز مي زد ( علينقي وزيري رهبر آن اركستر بود). وي چندين آهنگ روي صفحه ضبط كرده است. همچنين كتابهاي بسياري در تئوري موسيقي، ساختار قانون و متد آموزشي براي قانون منتشر كرده است. او آهنگهاي بسياري براي قانون و ويولن ساخته است.


ملاح  - حسين علي (١٣٠٠-١٣٧١)

در تهران متولد شد. ملاح نويسنده، پژوهشگر موسيقي و شاعر بود. همچنين سه تار و ويولن نيز مي نواخت. استادش علينقي وزيري بود. او موسيقي را در مدرسه عالي موسيقي آموخت. ملاح  تكنواز ويولن در راديو بود. او مدرس مدرسه عالي موسيقي، رئيس موسيقي راديو و عضو موسيقي ملي ايران وابسته به كميته بين المللي موسيقي بود. ملاح كتابي در زمينه سازشناسي موسيقي ( سازهاي ايراني و سازهاي جهان) نوشت، در ضمن كتابها و مقالات بسياري در مورد موسيقي ايراني وشعر، توصيفي براي مقاله جامي و توصيفي براي مقاصد الحان ( نوشته عبدالقادر مراغه اي) تصحيح بهجت روح، بيوگرافي موسيقيدانان ايراني، همچنين تأليف و ترجمه چند نمايشنامه و … دارد.


مشكاتيان – پرويز (٢۴/٢/١٣٣۴)

در نيشابور(استان خراسان) به دنيا آمد. مشكاتيان كار هنري خود را در ٦ سالگي با پدرش، مرحوم حسن مشكاتيان آغاز كرد. مرحوم مشكاتيان  تار و سنتور را استادانه مي نواخت و با ويولن  و سه تار  نيز آشنا بود. اساتيد او نورعلي برومند، عبداله دوامي، داريوش صفوت، محمدتقي مسعوديه، سعيد هرمزي، يوسف فروتن، محمد بركشلي و احمد عبادي بودند. پرويزمشكاتيان در كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران تدريس مي كرد. او يكي از اعضاي گروه عارف مي باشد. او سي دي و كاستهاي بسياري با حسين عليزاده (سرپرست گروه عارف و چاووش)، محمد رضا لطفي (سرپرست گروه شيدا)،  محمدرضا شجريان و... ضبط كرده است. همچنين كارهاي او به عنوان يك آهنگساز و پژوهشگر ادامه دارد.


موسوي – محمد (١٢/٢/١٣٢٥)

در اهواز به دنيا آمد. سازش ني است ولي با ساز ويولن نيز آشنايي دارد. موسوي در راديو و گروه گلها و  كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران ساز مي زد. اساتيدش حسن كسائي ( ني)، داريوش صفوت، يوسف فروتن، سعيد هرمزي و محمود كريمي بودند.


علي رضا مشايخي ١٥/١١/١۳١٨

در تهران به دنيا آمد. موسيقي را با ساز ويولن آغاز كرد. اساتيدش عبارت بودند از: لطف اله مفخم پايان (موسيقي ايراني)، حسين ناصحي (آهنگسازي)، افليا پرتو (پيانو)، هانس يلي نك از شاگردان شوئنبرگ و برجسته ترين نظريه پرداز مكتب وين و گوتفريد ميشائيل كونيگ. مشايخي در سال ١۳۳٧ براي ادامه تحصيل به كشور اتريش و شهر وين رفت. سپس در هلند و در شهر اوترخت به تحصيل در زمينه موسيقي الكترونيك پرداخت. در اين دوران بود كه اساس موسيقي تلفيقي، كه يكي از شيوه هاي نگرش او نسبت به موسيقي سنتي است را پايه گذاري كرد. وي اولين آهنگسازي است كه نوگرايي و مدرنيسم را در موسيقي ايران پايه گذاري كرده است. مشايخي با همكاري دانشجويان دانشگاه هاي موسيقي تهران، جهاد دانشگاهي، سوره و هنر و هنرستان هاي موسيقي دختران و پسران، اركستر ايراني موسيقي نو را راه اندازي كرده كه هم اكنون آثار وي را اجرا مي كند.


حميد متبسم ٢۴/٥/١٣٣٧

در مشهد و در خانواده اي اهل موسيقي به دنيا آمد. اساتيدش عبارت بودند از: علي متبسم، حبيب اله صالحي، زيداله طلوعي، هوشنگ ظريف، حسين عليزاده، محمد رضا لطفي. فعاليت هاي وي تدريس و فعاليت در كانون چاووش، نوازندگي در گروه عارف، تشكيل گروهاي چکاوک و دستان (پس از مهاجرت به آلمان)، تاسيس انجمن تار و سه تار، برپايي سمينار سالانه تار و سه تار از سال هزار و سيصد و هفتاد و سه (هزار و نهصد و نود و چهار)، و شركت در ضبط آثار بيشماري از آهنگسازان معاصر موسيقي ايران بوده است. از آثار منتشر شده وي آهنگسازي براي گروه سازهاي ملي، بامداد، بوي نوروز، نواي دريا، ساز نو آواز نو، سه نوازي دستان، دو نوازي دستان، حنايي و شوريده، برنده عنوان شوک موسيقي از مجله موسيقي لوموند و جايزه بهترين موسيقي سال دو هزار و سه از وزارت فرهنگ فرانسه است. و آثاري كه در دست انتشار دارد: آلبوم گل بهشت (با صداي پريسا)، دلباخته (با صداي شهرام ناظري)، ماه عروس (با صداي صديق تعريف) دوازده نغمه (نت و سي دي) ضرب تار (دو نوازي).

آدرس وب سايت حميد متبسم:

www.dastanensemble.com

 

***********************************

 

ني داوود مرتضي (۱٢۸٠ـ ۱٣۶۹)

در تهران متولد شد. نوازنده تار و آهنگساز و فرزند بلاخان بود. اساتيدش: رمضان ذوالفقاري ( هفت ماه)، آقاحسينقلي ( دو سال) و درويش خان ( سه سال) بودند. از درويش خان تبرزين طلا گرفت ( درويش خان به بهترين شاگردانش مدال تبرزين طلا مي داد). شاگردانش قمرالملوك وزيري، حسين سنجري و اسماعيل كمالي بودند. ني داوود كنسرتهاي بسياري با عارف، ابوالحسن صبا، محجوبي، سماعي، ابراهيم منصوري، قمر و اديب خوانساري اجرا كرده كه از آن ها صفحاتي نيز موجود است. مرتضي خان ني داوود در گروه صبا در  راديو تار مي نواخت. او رديف موسيقي ايراني را  در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران در راديو ضبط كرده است. صفحه هاي بسياري با قمرالملوك وزيري ضبط كرده است. از بيادماندني ترين آهنگ هاي او مرغ سحر را ميتوان نام برد.


نكيسا حسين علي ( ...  ۱٣٠٠ـ)

در ترخوران تفرش در استان مركزي به دنيا آمد. پدرش، استادش بود و از ديگر اساتيدش مي توان ميرزا بابا را نام برد. نكيسا خواننده تعزيه و خواننده رديف موسيقي ايراني بود. نكيسا صفحه هايي با علي اكبر شهنازي ( تار) و مرتضي ني داوود ( تار) ضبط كرده است.


نوائي مهدي (۱٢۸۵- ۴/۱/۱٣٢۶)

در اصفهان به دنيا آمد. نوايي نوازنده ني بود. اساتيدش سليمان اصفهاني و نايب اسدالله بودند. از شاگردانش مي توان حسين ياوري و حسن كسائي را نام برد. صفحه اي به همراه اديب خوانساري و همچنين يك صفحه تكنوازي ني دارد و نيز يك صفحه به همراه پروانه موچول( لقبش بود) و سه تار دارد.


ناصري فريدون (۱٣٠۹)

در تهران متولد شد. ناصري مدتي آهنگساز و سرپرست گروههاي باربد و فارابي بود. پدرش علي خان ( علي بابا) بود. اساتيدش باغچه بان، هوشنگ استوار، علينقي وزيري و روح الله خالقي بودند. او موسيقي را در مدرسه موسيقي وزيري آموخت. همچنين به بروكسل رفت و نزد آندره سوري (شش سال) تحصيل كرد. او در سال هزار و سيصد و چهل و سه در راديو مشغول به كار شد. وي كتابهاي : تمرينهاي موسيقي به زبان ايتاليايي و چگونه يك پارتيتور اركستر را بخوانيم و سازشناسي و اركستراسيون را منتشر كرده است. او هم اكنون رهبر اركستر سمفونيك  تهران است.


شهرام ناظري (۱٣٢۸)

در كرمانشاه به دنيا آمد. از كودكي و زير نظر پدرش، آموزش هاي اوليه موسيقي و آواز را فرا گرفت. پس از آن تحت تعليم نورعلي برومند آثار گذشتگان موسيقي را ياد گرفت. اساتيدش در آواز عبارت بودند از: عبدالله دوامي، محمود كريمي، محمد رضا شجريان، عبدالعلي وزيري و حسين قوامي. ناظري ساز سه تار را نيز نزد اين افراد فرا گرفت: احمد عبادي، محمود تاجبخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمي. ناظري در چند سال گذشته كنسرت هاي بسياري را در ايران و خارج از ايران اجرا كرده است. همچنين مي توان از اجراهاي او در گروه چاووش نام برد كه از آثار ماندگار موسيقي ايران هستند. شورانگيز، اثر حسين عليزاده، زمستان اثر محمد رضا درويشي، يادگار دوست از كامبيز روشن روان، اي برادر اثر محمد رضا لطفي، لاله بهار از پرويز مشكاتيان و... از آثار برجسته ناظري در گذشته هستند. هم اكنون با مطرح كردن شكلي از آواز در پي اشاعه و گسترش اين نوع از آواز است، و در اين راه كنسرت هاي بسياري اجرا كرده كه كنسرت با گروه كامكارها را مي توان نام برد.

 

***********************

 

آژنگ ابراهيم

موسيقي دان دوره قاجار. آژنگ درمدرسه دارالفنون موسيقي تدريس مي كرد. نوازنده ويولن بود و نيز رديف موسيقى آقا حسينقلى فراهانى را تدريس مىكرد. از شاگردان ايشان مىتوان رضامحجوبى، شهباز برمكى را نام برد. نام مستعارش ابراهيم ويولنى بود.


آقا باشى - عيسى

 

خواننده و نوازنده تنبك كه در عهد قاجار به دنيا آمد. وي استاد ابراهيم آقاباشي بود. 


 آقا باشى - ابراهيم

 

خواننده و نوازنده نى بود. اساتيد وى سيدعبدالرحيم و نايب اسداله و على خان دهكى و عيسى آقاباشى بودند.


اديب خوانسارى ١٣٦٠/١/٦ـ١٢٨٠

 

خواننده و عضو مؤسسهء باربد بود و پيانو و سه تار مىنواخت. اساتيدش عندليب گلپايگانى و نايب اسداله و حسين اسماعيل زاده و حسين طاهرزاده بودند. همكارانش در كار موسيقي، صبا و علىاكبرشهنازى  و درويش خان  و نىداوود و مرتضى محجوبى  بودند. او در سال ١٣١٩ شمسى به فعاليتهاى راديويى پرداخت.


نايب اسداله ( اسداله اصفهانى ) ١٣٠٠

نى مىنواخت و در عهد قاجار رديف موسيقى تدريس مىكرد. عضو گروه موسيقى اعتضاديه بود. استادش ابراهيم آقا باشى بود. نايب در همنوازي آقا حسينقلى و سرورملك و سليمان اصفهانى را همراهى مىكرد. ازشاگردانش، عبدالخالق اصفهانى و حسين اصفهانى و مهدىنوايى  و حسين نى زن را مي توان نام برد.  


اسماعيل زاده - حسين خان

 

در عهد قاجار زندگي مي كرد. كمانچه مي نواخت و در گروه درويش خان ساز مي زد. بعلاوه در مدرسه درويش خان تدريس مي كرد. استادش قلي خان ( دايي او ) بود. از شاگردانش ركن الدين مختاري، جهانگير حسام السلطنه مراد، ابراهيم منصوري، ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، عبداله دوامي، حسين تهراني، تاج اصفهاني، اديب خوانساري، حسين ياحقي، مجيد وفادار، حسين قوامي، موچول پروانه را مي توان نام برد. وي صفحه هاي بسياري با درويش خان، حسينقلي فراهاني، اكبر فلوت و آوازجناب دماوندي ضبط كرده است.


اسماعيلي - محمد ١٣١٣

نوازنده تمبك، در تهران متولد شد و استادش حسين تهراني ( سالهاي ١٣٤٣- ١٣٣٠ ) بود. در مؤسسه هنرهاي زيباي موسيقي، تنبك تدريس مي كرد. اسماعيلي با  فرامرز پايور، جليل شهناز، حسن ناهيد و اصغر بهاري در گروههاي مهم موسيقي ايراني همكاري مي كرد. قطعه رونما را در سال ١٣٥٥ در تالار وحدت (تالار رودكي ) اجرا كرد كه همنوازي گروه تمبك با اركستر موسيقي ايراني است. در سال ١٣٧٦ دردانشكده موسيقي دانشگاه جهاد دانشگاهي و همچنين در هنرستان موسيقي، تنبك تدريس مي كرد. 


افتتاح - امير ناصر ١٣٦٦/١١/١١ـ١٣١٤

نوازنده تمبك، در تهران متولد شد و اساتيدش حسين تهراني و هوشنگ مهرورزان بودند. در سال ١٣٣٤ به راديو رفت و با گروه گلها همكاري كرد. از شاگردانش مي توان بهمن رجبي، آبتين جلالي و مرتضي عيان را نام برد.


اقبال آذر - ابوالحسن قزويني ١٣٥٠ـ١٢٤٣

خواننده، در الوند قزوين به دنيا آمد. با اين حال او خواننده آذربايجاني بود. او از خوانندگان بزرگ موسيقي ايران است كه وي را با نام مستعارش، اقبال سلطان مي شناسيم. استادش كريم جناب قزويني بود و همكارانش، علي اكبر شهنازي و درويش خان بودند. از شاگردانش، رضا قلي ظلي و ابراهيم بوذري و غلامحسين تبريزي را مي توان نام برد. اقبال در سن ١٠٧ سالگي نيزدر راديو مي خواند. وي تصنيفهاي عارف را مي خواند و صفحه هاي بسياري با علي اكبر شهنازي ضبط كرده است.


اكبر فلوت  

 

پدرش عبداله خان ( تار نواز ) و برادرش حسين هنگ آفرين از موسيقي دانان ايران بودند. اكبر فلوت در دارالفنون، موسيقي تدريس مي كرد. وي با درويش خان براي اجراي كنسرت به لندن رفت. دربسياري از صفحه هاي موسيقي بهمراه صداي طاهرزاده فلوت مي نواخت.


امير جاهد - محمد علي ١٣٥٦ـ١٢٧٥

آهنگساز و شاعر. در مدرسه شمس و دارالفنون، موسيقي تدريس مي كرد. وي به مدت ١٢ سال در مدرسه موسيقي فعاليت كرده و به همراه دوستانش كلوپ بين المللي موسيقي ايران را تاسيس كرد. او در سال ١٢٩٩ شمسي وارد مجلس ايران شد. از ديگر فعاليت هاي جاهد مي توان به انتشار تقويم پارس اشاره كرد. تصنيف هاي جاهد از برجسته ترين آثار موسيقي ايران است. آثارش توسط ارسلان درگاهي ( تار) و  قمرالملوك وزيري نيز اجرا شد.


امين اله  - حسين ١٣٦٢/٦/٩ـ١٢٨٥/١١

آهنگساز بزرگ و نوازنده تار كه آثارش شهرت جهاني دارد و توسط بزرگ ترين اركسترها اجرا شده است. در تركستان (ايران ) به دنيا آمد. در دانشگاه پتروگراد (PETROGRAD)، آلمان و كانون هنرهاي زيباي فرانسه تحصيل كرد. از آثارش مي توان به رقص باله كوتاه ايراني،  وبسياري از اهنگهاي برجسته ديگر بود. شهرزاد برجسته ترين اثر او شهرت جهاني دارد كه توسط بزرگترين اركسترهاي جهان اجرا ميشود.


افتخاري - عليرضا ١٣٣٥

خواننده، در اصفهان متولد شد. استادش تاج اصفهاني بود. افتخاري به مدت ١٢ سال در محضر تاج شاگردي كرد. پس از تاج، او براي تحصيل آواز نزد، حسن كسايي، دادبه، جليل شهناز و محمد رضا شجريان رفت. روش وي در آواز، روش طاهرزاده و دادبه است. در سال ١٣٥٧ برنده جايزه آواز آزمون باربد شد. در آلمان، انگليس، يونان، ژاپن، كانادا، آمريكا و بسياري از كشورهاي ديگر به اجراي كنسرت پرداخته است. از كاستهاي وي مي توان راز و نياز، مقام صبر، مهرورزان و … را نام  برد.

 

**********************

 

 

حسام السلطنه مراد – جهانگير ( ١٢٦۰-١٣۴۰)

 

ويولن، پيانو و سه تار مي نواخت وآهنگساز بود. استادش تاج دانشور بود كه مطالب بسياري از وي آموخت. دوستان و همراهانش عارف، حسين طاهرزاده، سيد عزيز ملك، درويش خان و غلامرضا بودند. همچنين محمد تاج بهار (شاعر) نيز از دوستان او بود. حسام السلطنه دستگاه ضبط صوتي داشت كه در كارش بسيار به وي ياري رساند و آهنگهاي او و آواز طاهرزاده  ضبط شده است. او آهنگهاي بسياري ساخته است.


حنانه – مرتضي (١٣۰١-١٣٦٨) 

در تهران متولد شد. نوازنده هورن و آهنگساز بود و در ضمن رهبري اركستر سمفوني تهران را به عهده داشت. در مدرسه عالي موسيقي تحصيل كرده بود و به همراه پرويز محمود، اركستر سمفونيك تهران را در سال هزار و سيصد و بيست و يك تشكيل داد. در سال هزار و سيصد و سي و دو براي تحصيل موسيقي در بيستر و كاردوچي در مؤسسه موسيقي واتيكان مدت پنج سال به ايتاليا رفت. حنانه پس از بازگشت به ايران در هزار و سيصد و چهل و دو اركستر فارابي را تشكيل داد و با فريدون ناصري و شيرواني شروع به كار كرد. وي آهنگهاي بسياري براي اركستر و فيلم ساخته است كه از مهمترين كارهايش در زمينه موسيقي فيلم، تنظيم و ساخت موسيقي براي سريال هزار دستان بود. او همچنين كتابهاي بسياري براي موسيقي ايراني نوشته است، همانند گام هاي گمشده كه در آن تئوري جديدي براي موسيقي ايراني ارائه داده است.

************************

 

زرين پنجه - نصراله ١۳٦٠/٩/٢٥ـ١٢٨٥

Zarin Panjeh ( sh 9/1360-1285 ) ( m 1981- 1906 )

نوازنده تار، سه تار، بربت (عود) و ترومپت. زرين پنجه موسيقي را در مدرسه موسيقي نظامي فرا گرفت. اساتيدش ميرزا ربيع (برادر درويش خان براي تار)، حسين هنگ آفرين و موسي معروفي بودند. او در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران تار تدريس مي كرد. همچنين در راديو فعاليت مي كرد و كنسرتهاي زيادي را نيز در راديو اجرا كرد. وي آهنگهاي بسياري ساخته است (٥٠ آهنگ). زرين پنجه رديف موسيقي ايراني را با تار اجرا و ضبط  كرده و روح اله خالقي نيز آن را تجزيه و تحليل كرده است (در ١٩ كاست).

 

*****************************

 

روح افزا سليمان

او در تهران متولد شد. او نوازنده  تار و كمانچه بود او رديف موسيقي ايراني  نيز ميدانست. او يكي از اعضا گروه موسيقي ملي ايراني بود. وي رديف موسي معروفي را با تار ضبط كرده است. او در دوره خود نوازنده ماهري بود. استادش  موسي معروفي  بود.


رجبي بهمن ( ش 1318 ) ( م 1939 )

او در تهران متولد شد. وي نوازنده تنبك است. استادش امير ناصر افتتاح بود. او يكي از بهترين نوازندگان تنبك در موسيقي ايران  مي باشد.  وي  تكنيكهاي  بسياري  در نوازندگي تنبك ابداع كرده است. وي كتاب شيوه تنبك نوازي را نيز منتشر كرده است. او كاستهاي بسياري ضبط كرده است و در كنسرتهاي بسياري نيز شركت داشته است. از كارهاي برجسته او سه نوازي تنبك و اركستر درقطعه سواران دشت اميد اثر حسين عليزاده كه در سال 1356 اجرا شده بود، ميباشد.


روشن روان كامبيز (19/3/1328 ش) (1948 م)

او در تهران متولد شد. او نوازنده فلوت ، و آهنگساز نيز مي باشد. در زمينه موسيقي فيلم نيز فعاليت دارد. او در دانشگاه موسيقي تهران تحصيل كرده است. همچنين او براي ادامه تحصيل به دانشگاه  U.S.C (جنوب كاليفرنيا) نيز رفته است. او آهنگهاي بسياري نيز تا كنون براي فيلم ساخته است. او براي تلويزيون آهنگهاي بسياري ساخته است.

 

 

*************************

 

 

دماوندي – جناب

 

در زمان مظفرالدين شاه زندگي مي كرد. جناب دماوندي خواننده واستادش جعفر ابراهيمي  بود. وي يك صفحه به همراه حسينقلي فراهاني ( نوازنده تار) و همچنين صفحه اي به همراه علي اكبر خان فراهاني ( تار) و صفحه اي نيز به همراه علي اكبر خان شهنازي دارد. ( شهنازي در آن زمان١٤ سال داشت)


درگاهي اميرارسلان خان 

 

نوازنده سه تار بود و نواختن تار را نيز نزد درويش خان  فرا گرفت. اساتيدش درويش خان و مرتضي ني داوود بودند. درگاهي با ظلي، تاج اصفهاني، قمرالملوك وزيري ( همگي خواننده بودند) براي اجراي برنامه همكاري نزديكي داشت. او صفحات بسياري با قمر و تاج در سال ١۳٠٧ ضبط كرد. درگاهي تصنيفهاي زيادي از اميرجاهد ( تار ) اجرا  كرد.


دوامي عبداله (١٢٧٠- ٦/١١/١۳٥٩)

در تفرش (استان مركزي) به دنيا آمد. دوامي رديف آوازي تدريس مي كرد و تصانيف بسياري از موسيقي كلاسيك ايران مي دانست. اساتيدش علي خان نايب السلطنه ( علي خان حنجره دريده)، عين الدوله ( تنبك )، آقا حسينقلي فراهاني، ميرزا عبداله فراهاني، حسين خان اسماعيل زاده ( رديف دان صفحه و نوازنده كمانچه)، درويش خان، مالك ذاكرين و سماع حضور بودند. در سال ١۳۳٤ براي فعاليت وارد راديو و تلويزيون شد و يكي از اعضاي  كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايراني بود. شاگردان او محمود كريمي، فرامرز پايور، حسين عليزاده، محمد رضا لطفي، محمد رضا شجريان، داريوش طلايي، فاطمه واعظي ( پريسا)، فاخره صبا، پرويز مشكاتيان، مجيد كياني، محمد حيدري و بودند. وي براي ضبط صفحه به همراه درويش خان به تفليس سفر كرده بود. دوامي رديف آوازي دارد كه رديفش را به همراه تار محمد رضا لطفي اجرا كرده است. فرامرز پايور  دركتاب رديف دوامي، تصنيفها و رديف آوازيش را منتشر كرد. او به مدت ٧ سال در اداره پست نيز كار مي كرد.


دهلوي – حسين (١۳٠٦)

در تهران متولد شد. پدرش معزالدين امامي بود. اساتيدش ابوالحسن صبا، حسين ناصحي، هيمونت تايبر{(Himont Tiber) اتريشي} كريستين ديويد (نماينده رييس دانشگاه وين در دانشگاه تهران ) بودند. دهلوي آهنگسازي را در هنرستان موسيقي فرا گرفت. بعد از ابوالحسن صبا او رهبر اركستر صبا بود. حسين دهلوي رييس هنرستان موسيقي تهران ( سالهاي ١۳٤١ـ١۳٥٠ ) بود. حسين دهلوي تصانيف بسياري براي موسيقي ايراني ساخته، كاستهاي بسياري ضبط و همچنين كنسرتهاي بسياري نيز اجرا  كرده است. دهلوي اركستر سازهاي مضرابي ايراني را براي نخستين بار در ايران تشكيل داد. او كتابهاي بسياري منتشر كرده است و از ميان آنان مي توان به اين كتاب ها اشاره كرد: كتابي براي تلفيق شعر و موسيقي  و همچنبن يك كتاب براي آموزش ريتم.

 

 

**************************

 

صبا ابوالحسن (٢٩/٩/١٣٣٦-١٢٨١)

در تهران متولد شد. صبا يكي از بزرگترين اساتيد موسيقي كلاسيك ايراني در قرن حاضر مي باشد. پدرش ابوالقاسم كمال السلطنه دكتر و هنرپيشه بود(وي سه تار نيز مي نواخت). او اغلب سازهاي موسيقي ايراني را مي نواخت. همچنين شاعر و آهنگساز نيز بود. اساتيدش، پدرش (سه تار)،  ميرزا عبداله فراهاني (سه تار)، درويش خان (تار و سه تار)، علي اكبر شاهي (سنتور)، حاجي خان (تنبك)، حسين اسماعيل زاده (كمانچه)، اكبر خان (فلوت) و حسين هنگ آفرين (ويولن) بودند. صبا موسيقي ايراني را در مدرسه موسيقي وزيري آموخت. از شاگردانش مي توان حسن كسائي، فرامرز پايور، مهدي خالدي، علي تجويدي، حبيب اله بديعي، داريوش صفوت، محمد بهارلو، لطف اله مفخم پايان، حسين تهراني، همايون خرم  و تقي تفضلي را نام برد.


صالحي ـ حبيب اله (١٢٩۵-١٣۵٨)

 

در شهر شاهرود در استان سمنان به دنيا آمد. صالحي نوازنده تار و آهنگساز بود. اساتيد او علي اكبر شهنازي، موسي معروفي و ابوالحسن صبا بودند. وي موسيقي را در دانشگاه موسيقي تهران تحصيل كرد. حبيب اله صالحي در گروههاي گلها، مفتاح، سماعي و فخرالدين ساز مي زد. او آهنگهاي بسياري (دويست و پنجاه آهنگ) ساخته است. وي رديف شهنازي را نيز منتشر كرده است.


صفوت داريوش (١٣٠۷)

در تهران به دنيا آمد. سه تار و سنتور مي نوازد و بر موسيقي كلاسيك ايران (رديف) نيز تسلط دارد. پدرش علي اصغر صفوت (وي سه تار مي نواخت) بود. او موسيقي را نزد ابوالحسن صبا (ده سال) و محمد ايراني مجرد (چهار سال) فرا گرفت. از بهترين شاگردان او مي توان حسين عليزاده، داريوش طلايي، پرويز مشكاتيان، مجيد كياني و رضا شفيعيان را نام برد. وي مدير گروه موسيقي دانشگاه موسيقي تهران نيز بود. كاستي به همراه محمود كريمي (خواننده) و سه تار و سنتور دارد. وي كتابهاي بسياري منتشر كرده است.


صادقي - منوچهر( ١٣١٧)

 
 


جهانشاه صارمي (١٣٣۵)

در تهران متولد شد و تحصيلات خود را در رشته مهندسي مكانيك در دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي به پايان رسانيد. موسيقي را در رشته تار و در كلاسهاي شبانه هنرستان موسيقي ملي نزد رضا وهداني آغاز كرد و پس از طي دوره آموزشهاي مقدماتي با راه يابي به مكتب آموزش تار محمدرضا لطفي، مرحله تازه اي از آموزشهاي خود را آغاز نمود كه تا آخرين روزهاي افامت لطفي در ايران ادامه پيدا كرد. او آموزش خود را نزد ارشد تهماسبي تداوم بخشيد و دروه عالي تار و سه تار را نزد حسين عليزاده آغاز كرد. اولين تجربه اجرايي خود را در اركستر مضرابي به سرپرستي حسين دهلوي به دست آورد. صارمي آموزش موسيقي، مخصوصا براي كودكان و نوجوانان را سر لوحه فعاليتهاي خود قرار داده است و با توجه به علاقه او در زمينه آموزش، طي چندين سال تدريس روي گروه هاي سني كودك و نوجوان توانسته است تجارب مفيدي در اين زمينه كسب كند. از ديگر فعاليتهاي او ميتوان به  تاسيس  مركز موسيقي نهفت ( آموزش ويژه تار و سه تار)، انتشار كتاب ضربي هاي استاد علي اكبر شهنازي، همكاري در ويرايش آثار حسين عليزاده (ده قطعه براي تار يك، دو و سه) اقدام به انتشار جزوه همساز ( =با همكاري علي صمد پور)، همكاري در كتابهاي جواب آواز (ارشد تهماسبي) و دستور مقدماتي تار (فرامرز پايور)، تاسيس گروه موسيقي نهفت، تدريس در دانشكده موسيقي جهاد دانشگاهي، سرپرستي و اجراي بيش از چهل كنسرت گروه نهفت و كسب ديپلم افتخار و لوح تقدير چهاردهمين، پانزدهمين و هجدهمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر اشاره كرد.

www.nahoft.net

 

*****************

 

سالار معزز غلامرضا (١٢٤٠ـ١۳١٤)

در تهران به دنيا آمد. سالار معزز اولين كسي بود كه موسيقي نظامي را در ايران به صورت قانونمند و با اصول موسيقي نظامي اروپا تطبيق داد. او سلفژ درس مي داد و در مدرسه موسيقي دارالفنون پيانو و سازهاي بادي چوبي و بادي برنجي  در اركستر و همچنين براي تدريس فعاليت مي كرد. وي شاگردان بسياري داشت و كتابهاي بسياري را ترجمه كرده است كه مي توان به اين كتاب ها اشاره كرد: سازشناسي موسيقي نظامي، هارموني و سازشناسي. او در شهر لايپزيگ آلمان دستگاه ماهور را منتشر كرد. همچنين آهنگهاي بسياري را ساخته و تنظيم كرده است.


سماع حضور حبيب (١٢۳١ـ١٢٩٦)

در تهران متولد شد. پدرش غلامحسين ( آقا جان سنتوري) و مادرش كوكب بود. پدرش هم سنتور مي نواخت. اساتيدش آقا جان سنتوري (پدرش) و محمدخان سرورالملك بودند. از شاگردانش ميتوان حبيب سماعي (پسرش) و خواهرش زيور سلطان، محمد تقي نسقچي باشي، حاجي خان عين الدوله و آقاجان دوم را نام برد. سماع حضور دو صفحه به همراه سرور الملك ضبط كرده است.


حبيب سماعي (١٢٨٠/٤/٢٠ـ١۳٢٥/٤/٢٠)

در تهران به دنيا آمد. پدرش سماع حضور، از نوازندگان و موسيقي دانان دوره قاجار و از رديف دانان آن زمان بود، كه حبيب نزد وي مقدمات موسيقي و آموزش تكميلي موسيقي را فرا گرفت. او نيز بسان پدرش ساز سنتور را به عنوان ساز تخصصي انتخاب كرد، ولي با آشنايي كه به ساز تنبك داشت، پدرش را با تنبك همراهي مي كرد. از شاگردانش مي توان به اين نام ها اشاره كرد: نور علي برومند، مهدي ناظمي، قباد ظفر، مرتضي عبدالرسولي. حبيب سماعي چندين صفحه موسيقي ضبط كرده است.


سپانلو سليمان (در گذشت: ١۳٤٠/١/٢٥)

 

در اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي زندگي مي كرد. وي نوازنده تار و ويولن بود. سپانلو موسيقي را در مدرسه موسيقي وزيري آموخت. وي به همراه روح اله خالقي كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران را در سال ١۳٢٤ تاسيس كرد.


سپنتا ساسان (١۳١۳/٥/٢٢)

در تهران متولد شد. متخصص آكوستيك است، پدرش عبدالحسين سپنتا ( اولين كارگردان سينما در ايران) بود. اساتيد او ابوالحسن صبا، روح اله خالقي، علينقي وزيري و محمود تاجبخش بودند. سپنتا در سال ١۳۳٦ با مجله موسيقي همكاري مي كرد. او كتابهاي بسياري در زمينه موسيقي ايراني، آكوستيك، تاريخچه موسيقي و سازشناسي و بسياري صفحه و كتاب در زمينه موسيقي قديمي ايران منتشر كرده است.


سنتور خان محمد حسن ( ؟ )

 

در دوره قاجار زندگي  مي كرد. وي قديمي ترين نوازنده سنتور در موسيقي ايراني مي باشد. او نوازنده شاه ( محمد شاه قاجار) بود. (زماني كه شاه بيمار بود او سنتور مينواخت و از  ساز زدنش داستان هاي بسيار وجود دارد).


ساكت - كيوان (١۴/۴/١۳۴٠)

در شهر مشهد به دنيا آمد. نوازندگي تار را نزد حميد متبسم آغاز كرد. به دليل علاقه اي كه به سبك نوازندگي علي نقي وزيري داشت، پيگير آن شيوه شد و با اجراي كارهاي وزيري در راه تثبيت اين سبك، گام برداشت. كتاب هاي آموزش مقدماتي براي سازهاي تار و سه تار را نيز عرضه كرد. قطعاتي براي تار و سه تار، ده تمرين، كاست هاي اي وطن و... از ديگر كارهاي وي است. ساكت زماني به عنوان نوازنده تار، عضو گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان بود و اجراهاي زيادي نيز با اين گروه داشت. هم اكنون گروه وزيري را سرپرستي مي كند كه از جواناني تشكيل شده كه به اجراي كارهاي وي مي پردازند. آدرس وب سايت: www.kayvansaket.com

 

*******************************

 

ابوالقاسم عارف قزوينى (١٢٥٩ـ١۳١٢)

در قزوين متولد شد. پدرش هادى وكيلى بود. او موسيقيدان، خواننده، شاعر و مسلط به رديف موسيقي ايران بود. عارف بيوگرافيش را در يك كتاب نوشته است كه اشعار تصنيف هايش را نيز مي توان در اين كتاب يافت. اساتيدش  صادق خرازى و ميرزا حسن واعظ بودند. تصنيف هاى او توسط قمرالملوك وزيرى و مرتضى نى داوود و ديگران اجرا شده و همچنان اجرا مي شوند. تصنيف هاي عارف اغلب سياسي، اجتماعي هستند كه با اشعار و ملودي هاي بسيار زيبا كه ساخته خودش بود، وي را در زمره بهترين سازندگان تصنيف در موسيقي ايران قرار مي دهد و مي توان گفت تصنيفهاى او به يادماندنى ترين تصنيفها در موسيقى كلاسيك ايرانى هستند. تصنيفهاى او توسط درويش خان  در تفليس هم اجرا شد. او بسيار مرد آزاديخواهى بود و اين خصلت در اشعارش هويداست. عارف در طول فعاليتش در زمينه ساخت تصنيف، بيست و نه تصنيف ساخت. عارف در اواخر عمرش با تعدادي از موسيقي دان هاي ايران اختلاف عقيده پيدا كرد كه درويش خان و علي نقي وزيري از جمله اين افراد بودند. او نامه اى به علينقى وزيرى نوشت و در آن نامه به شدت از وي انتقاد كرد. تصنيف هاي عارف در بسيارى از كتابها نوشته شده است، از جمله كتاب تصنيف هاي عارف، نوشته ارشد تهماسبي و بخش تصانيف كتاب رديف آوازي دوامي به روايت فرامرز پايور.


عبادي - احمد ( ١٢٨٥ـ١۳٧١)

در تهران متولد شد. پدرش ميرزا عبداله فراهاني نوازنده تار و سه تار و رديف دان بزرگ موسيقي ايران بود. عبادي سه تار مي نواخت و رديف موسيقي ايران و همچنين بسياري از تصنيف هاي قديمي را مي دانست. عبادي شيوه اي در سه تار نوازي بوجود آورد كه طرفداران بسيار زيادي دارد. همچنين شاگردان بسياري تربيت كرد. از جمله كارهايي كه عبادي براي ساز سه تار انجام داده، ابداع كوك هاي مختلف براي سه تار است. او در راديو نيز فعاليت مي كرد و صفحه ها و كاستهاي بسياري ضبط كرد كه همه آنها آثار با ارزش موسيقي ايران هستند.


عليزاده - حسين (١/٦/١٣٣٠)

در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات در هنرستان موسيقي به دانشگاه موسيقي راه يافت و از اساتيد برجسته موسيقي آن زمان بهره برد و در دو رشته نوازندگي و آهنگسازي فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در دانشگاه نزد اساتيد موسيقي ايران به آموزش موسيقي مشغول بود. اساتيدش هوشنگ ظريف، علي اكبر شهنازي، احمد عبادي، نورعلي برومند، محمود كريمي، عبد اله دوامي، يوسف فروتن و سعيد هرمزي بودند. در اين زمان در اركستر ملي ايران به رهبري حسين دهلوي به عنوان نوازنده تار عضويت داشت. اجراي كنسرت در ايران و خارج از ايران، عضويت در راديو، همكاري با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، اجراي تكنوازي هاي بسيار و... همگي از فعاليت هاي اين دوره عليزاده بودند. گروه عارف را با همياري تعدادي از هم دانشگاهيان و موسيقي دانان جوان آن زمان راه اندازي كرد و با همكاري با گروه شيدا در بازآفريني و بازخواني آثار موسيقي ايران كارهاي بسياري انجام دادند. با راه اندازي گروه چاووش، آثار تاريخي موسيقي كشورمان اجرا شد كه در ساخت و اجراي اين آثار عليزاده سهم عمده اي داشت. سرپرستي و آهنگسازي چاووش در تعدادي از اين كارها بر عهده عليزاده بود. پس از انقلاب به منظور تحصيل و تدريس به آلمان رفت و به عنوان تز دوره آهنگسازي قطعه عصيان را ساخت. با برگشت به ايران در سال شصت و هفت به اجراي شورانگيز و تركمن پرداخت كه دريچه اي جديد به روي موسيقي ايران گشود. تكنوازي ها و همنوازي هاي وي با ارشد تهماسبي، اجراهاي بسيار در ايران و خارج از ايران، ضبط آثار، اجراي رديف ميرزاعبداله فراهاني، تدوين كتاب هاي ده قطعه براي تار كه آثارش را ارائه كرده، كتاب هاي آموزشي، كاست هاي آموزشي، تدريس تار و سه تار، كار بر روي مقام ابداعيش و اجراي كنسرت هاي داد و بيداد و ...، ساخت موسيقي فيلم كه جملگي برنده جوايزي شدند، همگي عليزاده را به عنوان پركارترين و همچنين موسيقي دان پيشرو در موسيقي ايران مطرح كرده است. كارهاي فعلي وي، اجراي كنسرت در كشورهاي مختلف به همراه محمد رضا شجريان و كيهان كلهر است

 

****************************

 

فراهاني – آقا علي اكبر ( ١٢۴٢ )

در عهد قاجار در تهران متولد شد. نام پدرش شاه ولي بود.آقا علي اكبر سرسلسله خاندان موسيقيدانان و مرد نخست موسيقي ايراني در دو قرن اخير بطوريكه از مدارك پيداست بود. وي تار مي نواخت و رديف موسيقي تدريس مي كرد. پسرانش ميرزاعبداله ، ميرزا حسينقلي و ميرزا حسن ( او در جواني فوت كرد)  نيز از بزرگان موسيقي ايران بودند. كنت دو گوبينو (فرانسوي ) مي گويد: او بزرگترين نوازنده در ايران است و يك نوازنده جهاني است. برادر زاده اش (آقاغلامحسين)، بهترين شاگردش بود. تار او قلندر نام داشت كه بيست و چهار پرده داشت. شاگردان او عبداله علي المك، مسعود ميرزا، حسن خان، ميرزا حيدر علي سرهنگ، علي اكبر بازيگ، سلطان خانم، كوكب خانم  و پسرانش بودند.

فراهاني – آقا غلامحسين

در عهد قاجار زندگي مي كرد. وي برادر زاده آقا علي اكبر فراهاني بود. غلامحسين نوازنده تار بود و رديف موسيقي تدريس مي كرد. نواختن تار و رديف و موسيقي را نزد عمويش، آقا اكبر فراهاني فرا گرفت. شاگردانش ميرزاعبداله و ميرزاحسينقلي ( بعد از ازدواج ايشان با مادر آنها) بودند. از ديگر شاگردان او مي توان نعمت اتابكي، يوسف صفايي، محمد مستوفي و مليحه را نام برد. شيوه او در تار نوازي  بسيار تكنيكي مي باشد.

 

فراهاني ميرزاعبداله

در تهران متولد شد، پسر كوچك آقاعلي اكبر فراهاني بود و تار و سه تار مينواخت، اما در سه تار مشهورتر بود و رديف موسيقي نيز تدريس ميكرد. اساتيدش، پدرش ( آقاعلي اكبر)، برادرش ( ميرزا حسن)، پسر عمويش ( آقاغلامحسين) و سيد احمد بودند. شاگردان او: ابوالحسن صبا، ايراني مجرد، حسين خليفه ( مهمترين شاگرد او) مهدي صلحي، اسماعيل قهرماني، ممحد مستوفي، باقر و مهدي دبيري و علينقي وزيري (كه نتهاي رديف را نوشت و رديف موسيقي را نزد ميرزاعبداله فراگرفت) بودند. فرزندانش (مولود، ملوك، جواد عبادي و احمد عبادي) رديف را نزد ميرزا عبداله فراگرفتند. ميرزا عبداله مكتب خانه اي داشت كه در آن به شاگردانش تار و سه تار درس مي داد. رديف او مهمترين مرجع براي موسيقي ايراني است كه مي شود گفت فراگيرترين رديف نزد موسيقي دانان ايران است. ميرزاعبداله صفحاتي نيز ضبط كرده است. اسماعيل قهرماني رديف را نزد ميرزا عبداله فراگرفت و آن را روي ريل و كاست ضبط كرد، نور علي برومند نيز آن را نزد قهرماني فرا گرفت آن را روي ريل و كاست ضبط كرد، همچنين ژان دورينگ فرانسوي نت هاي رديف را مكتوب كرد. امروزه رديف ميرزاعبداله در دانشگاه هاي موسيقي ايران تدريس مي شود. حسين عليزاده آن را روي CD و كاست در سال هفتاد و يك ضبط و داريوش طلايي نيز اين رديف را روي كاست ضبط كرده و آن را در همين سال به صورت مكتوب در آورده است.

 

فراهاني – ميرزاحسينقلي  

در تهران متولد شد. وي پسرآقاعلي اكبرفراهاني بود و تار مي نواخت و رديف موسيقي تدريس مي كرد. تار او بيست و دو پرده و پنج سيم داشت. آقا حسينقلي به همراه سرورالملك، نايب اسدالله و باقرلبو ( تنبك) به پاريس رفته و اقدام به ضبط صفحه كرد. اساتيدش، برادرش ميرزاعبداله و عمويش آقاغلامحسين فراهاني بودند. شاگردانش ارفع ملوك گيلاني، ميرزاغلامرضا شيرازي، باصرالدوله، درويش خان، علينقي وزيري، علي محمد فخم بهزادي، محسن ميرزاظلي، مرتضي ني داوود، آقا رضاخان، يحيي حاتمي، ذوالفقاري (استاد ني داوود)، خازن الدوله، شهاب دفتري، محمدعلي خان مستوفي، شهزاده رخشاني و بنان ملك بودند. فرزندانش (محمد حسن، اكبر و عبدالحسين) موسيقي را ادامه ندادند.

فروتن – يوسف

در تهران متولد شد. سه تار، تار و پيانو مي نواخت، ولي در اصل نوازنده سه تار بود. اساتيد ش ميرزاعبداله و ميرزاحسينقلي بودند. وي يكي از اعضاي كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايراني در راديو و تلويزيون بود. فروتن رديف موسيقي را با سه تار روي كاست ضبط كرده است. از شاگردان او مي توان حسين عليزاده و داريوش طلايي و پرويز مشكاتيان را نام برد.

Hormoz Farhat, Click to Farhat's Article

فرهت – هرمز

در تهران متولد شده و نوازنده ويولن است. او آهنگسازي را در سال ١٣١٨ در آمريكا فراگرفت. فرهت در سال ١٣٣۴-١٣٣۷ در دانشگاه موسيقي كاليفرنيا تحصيل مي كرد و داراي درجه دكترا (PHD) در زمينه موسيقي است. در سال ١٣۴۷ جايزه آهنگسازي فورد (Ford) را دريافت كرد. استادش در ايران واهه چينگوزيان (ويولن ) بود. فرهت مدتي رييس دپارتمان موسيقي دانشگاه كاليفرنيا نيز بود.

فخرالديني – فرهاد

در استان آذربايجان به دنيا آمد. فخرالديني در كنسرواتوار موسيقي تهران تحصيل كرده و نوازنده ويولن و ويولا  است. همچنين مدرس موسيقي دانشگاه آزاد و رهبر اركستر ملي ايران است. وي يكي از بهترين آهنگسازهاي موسيقي ايراني و همينطور موسيقي فيلم است. استادانش احمد مهاجر، ابوالحسن صبا، علي تجويدي (ويولن و رديف موسيقي ايراني)، مليك اصلانيان ( تئوري  و هارموني)، مهدي بركشلي ( تجزيه و تحليل موسيقي ايراني) بودند. او در گذشته با حسين دهلوي، احمد پژمان و مصطفي كمال پور تراب در زمينه آهنگسازي همكاري مي كرد. او در سال ١٣۴٣ وارد راديو شد ودر اركستر راديو ويولن و ويولا مي نواخت. فخرالديني با روح الله خالقي، جواد معروفي، مرتضي حنانه و فريدون ناصري نيز در زمينه آهنگسازي همكاري مي كرد. همچنين او در سال ١٣۵٢ رهبر اركستر موسيقي راديو و تلويزيون بود. او كتابهاي بسياري نوشته است و در زمينه آهنگسازي فيلم نيز فعاليت بسياري دارد.

فرهنگ فر – ناصر

در شهرري (دراستان تهران) به دنيا آمد. فرهنگ فر تنبك مي نواخت. استادانش محمد تركمن، حسين تهراني، محمد اسماعيلي، نورعلي برومند وعبدالله دوامي بودند. او با كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايراني در سال ١٣۴٩ همكاري مي كرد و با علي اصغر بهاري ، لطف الله مجد و … در سال ١٣۵٠ كنسرت هايي اجرا مي كرد. همچنين با حسين عليزاده، محمد رضا لطفي، محمد رضا شجريان، پرويز مشكاتيان، داريوش طلايي و  در فستيوال هنر ( جشن هنر شيراز) در سال ١٣۵١ همكاري مي كرد. ناصر فرهنگ فر كنسرتهاي بسياري با محمد رضا لطفي، پرويز مشكاتيان و حسين عليزاده اجرا و كاستهاي بسياري با ايشان ضبط كرده است.

 

**************************

 

هنگ آفرين – حسين (٨/٨/١۳۳١-١٢٥٥)

هنگ آفرين كمانچه و ويولن مي نواخت و با ساير سازهاي موسيقي ارتش يا نظامي آشنايي داشت. پدرش عبداله و برادرش اكبر هنگ آفرين بودند. او در دارالفنون تحصيل مي كرد. اساتيد او ميرزاعبداله (سه تار)، درويش خان، م. لومر و م. دوير (درهارموني) بودند. او با  درويش خان براي ضبط صفحه به اروپا رفت. وي آهنگهاي بسياري ساخته است. در ضنم  رديف موسيقي ايراني را براي ويولن و پيانو با همكاري ابراهيم آژنگ منتشر كرد.


هرمزي – سعيد (٨/١٠/١۳٥٥-١٢٧٦)

Saeid Hormozi... Setar Player

در تهران متولد شد. هرمزي سه تار مي نواخت و رديف موسيقي ايراني تدريس مي كرد . پدرش حسين سقط السلطنه بود. اساتيدش برادرش شاهزاده ابوالفتح ميرزا و درويش خان(دو سال) بودند. دوستش  امير قاسمي (خواننده) بود كه بهمراه وي كارهاي بسياري اجرا كرده است. او براي فعاليتهايش در سال ١۳٠٧ وارد راديو و تلويزيون شد. او در كانون حفظ و اشاعه موسيقي ايران تدريس مي كرد، در ضمن رديف درويش خان را براي سه تار ضبط كرده است.

 

*************************

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:49  توسط عبــاس و امیــد  | 

متن ترانه های قدیمی

روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

دختر دریاها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:49  توسط عبــاس و امیــد  | 

عکسهای هنرمندان نامی ایران زمین

 

 

برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:48  توسط عبــاس و امیــد  |